شكوفه طوبى

مجتبى مهدوى

نه لاله بوى خوش مستى از سبوى تو دارد
هزار كاسه از اين باغ رو به سوى تو دارد
چه حُسن يوسف و داوودى و چه نرگس و مريم
محمديست برايم گلى كه بوى تو دارد
چو بى غدير تو تقدير نيست كوثر مستى
چگونه دم نزنم از خمى كه بوى تو دارد
شود ز عشق تو گفتن، كه مشكل است نهفتن
بهار، شوق شكفتن به آرزوى تو دارد
منم كه ليلى زلفت چو بيد كرده پريشان
در اين هوا كه نسيمش شميم موى تو دارد
چنين كه جامه به تن دارى از شكوفه طوبى
بهشت مى كند اين نفحه ها كه كوى تو دارد
نظر به خاك تو دارى، كه باز مشك فشان است
طهارت آب اگر دارد از وضوى تو دارد