( 191
)
كه در اين دو بستر حركت مى كنند روشن شد:
1. ايـن تـقسيم بندى
درباره جريانهاى سياسى و اجتماعى است
نه
درباره همه شهروندان و همه ملت.
2. ايـن تـقـسيم بندى در همه كشورها و نظامها وجود دارد و ويژه
كشور ما نيست.
3. مـرزشناسى بين انديشه ها و باورها و رفتارها
به معناى دشمن
سازى و دشمن كوبى نيست.
4. هـدف از ايـن بـخـش بـنـدى
دستچين كردن افراد به سود تقسيم
كنندگان نبوده و نيست.
5. عـملكردها و كاركردهاى افراد است كه گروهها و جريانها را به
وجود مى آورد و معرف انديشه آنان مى شود.
6. پـيـشـينه افراد
در كنار وضع و حال كنونى آنان ميزان داورى
است.
7. هـدف از تقسيم بندى جريانها به خودى و غيرخودى
مرزبندى است
و ايـن مرزبندى به معناى محروم ساختن افراد غيرخودى از مشاغل و
حقوق و خدمات نظام نيست
بلكه نبايد محرم اسرار شوند.
8. روشـن شـد كـه در هـر نـظـامى كارهاى كليدى را نبايد به دست
غـيـرخـوديـهـا و كسانى كه اطمينان به عملكرد و رفتارشان نيست
داد.
9. خـوديـها هم
يكسان نيستند. خوديهاى خالص با خوديهاى ناخالص
در يك مرتبه قرار ندارند.
از آن جـا كـه پاره اى از جريانها و جناحها در پاره اى از گفته
هـا و نـوشته ها عنوان كرده اند: بحث خودى و غيرخودى
پديده اى
نـوپـيداست و اين تقسيم بندى با معارف دينى سازگارى ندارد و به
بـرخى از آيات و روايات نيز استشهاد و استدلال جسته و سوگمندانه
بـعضى از شخصيتهاى حوزوى نيز
با آنان همنوا شده و بر اشتباهها
و كـژرويـهـاى آنان مهر تاييد زده اند
بر آن شديم تا در
|