( 124
)
بنابراين
عقيده اى اگر برخلاف عقل و منطق و شرافت انسانى انسان
بـاشـد
احـتـرام نـدارد. آن عـقـيده اى محترم است كه بر مبناى
انـديشه و خردورزى باشد. انسان در مسير انسانيت خويش آزاد است
نـه در هر چه بخواهد و اراده كند
گرچه بر ضد انسانيت او باشد.
آزادى انـسـان
آزادى خواست انسان نيست. بدين معنى هر چه انسان
بخواهد در آن آزاد باشد.
ايـن كـه گفته اند: انسان در انتخاب عقيده آزاد است
سخن درستى
نـيـست
بسا انسان عقيده اى را بر مى گزيند و بر آن پاى بند مى
شود كه ضد انسان و ضد خرد اوست.35
چـنين انسانى
آزادى خردورزى را از خود مى گيرد و براى اين كار
در جـهـت اراده خـويش
دچار مشكل مى گردد و گرفتار تقليد و سوء
رفـتار مى شود. استاد شهيد
به نقدماده نوزدهم اعلاميه حقوق بشر
مى پردازد كه مى گويد:
(هـر كـسى حق آزادى عقيده و بيان دارد و حق مزبور
شامل آن است
كـه از داشتن عقأد خود بيم و اضطرابى نداشته. در كسب اطلاعات و
افـكار و در اخذ و انتشار آن به تمام وسأل ممكن و بدون ملاحظات
مرزى آزاد باشد.)
تـفـكر و انديشه در اسلام
جايگاه والا و ارجمندى دارد و در رديف
كـارهـاى واجـب و عـبادى قرار دارد. در اين مكتب
آزادى تفكر و
انديشه
چيز پذيرفته شده اى است.36
امـا عـقـيـده چگونه است؟ اعتقاد و عقيده از ماده عقد و انعقاد
اسـت; يعنى بستن و بسته شدن و به منزله گره است. دل بستن انسان
به چيزى دو گونه است:
1. مـمكن است مبناى اعتقاد و دل بستن انسان
تفكر باشد. در اين
صورت عقيده وى بر مبناى تفكر است و محترم.
2. گـاهـى ايـن اعـتـقاد
كار دل است و كار احساس نه كار عقل و
انـديشه. مبناى آن تقليد از پدر و مادر
يا اثرپذيرى از محيط و
حـتى علاقه ها و كششهاى شخصى و يا منافع
|