( 404
)
پـس از نـمـاز
نـزديـكان آقا محمـود
با شگفتـى
تمام از وى سوال كردند:
(ميرزا مسيح شما را تكفير كرده و شما به او اقتـدا مـى كنيـد؟)
آقا محمود پاسخ داد:
(چـيـزى نيست
منافاتـى ندارد كه امر بر ميرزا مشتبه شده باشـد
و مـرا كـافـر بداند
ولـى مـن وى را عادل بدانـم و طبق مبانـى
فقهى
هـر دو نفـر
مثـاب و مـاجـور بـاشيم.)
وقـتـى خـبـر مـاجـرا به ميـرزا رسيـد شگفت زده به ديـدار آقـا
محمـود شتافت و جدايى و كدورت
به پيـوند و دوستـى تبديل شد.19
آن كه زهرت دهد بدوده قند
آن كه از تو برد بدو پيوند
آن كه بد گفت نيكوئى گويش
ور نجويد تو را
تو مى جويدش
سنائى
و. امام جمعه جهرم مى گفت:
(سـالـى هلال شـوال در جهرم ثـابت شـد و مـن به بيت امام خمينـى
تلفنـى گـزارش دادم. آنان گفتنـد: شما مـوضـوع را به اطلاع آقاى
گلپايگانـى برسانيد
اگر بر ايشان ثابت شـود
امام حكـم خـواهد
كـرد.)20
ز. يكـى از اسـاتيـد حـوزه مـى گفت:
(انـدكـى پـس از پـيـروزى انقلاب
به اتفـاق دو تـن از اسـاتيـد
براى تـنـظـيم امـور حـوزه
به محضر امام خمينـى شرفياب شديـم.
ايشـان پـس از بـيـان رهـنمـودهـايـى گفتنـد: خـــدمت آيت الله
گلپايگانـى برسيد و بـا صـوابـديد ايشان اقـدام كنيد. وقتـى در
ايـن موضـوع با آيت الله گـلپايگانى گفت و گو كرديـم
به ايشان
خبـر نـداديـم كه امـام دستـور داده انـد خـدمت شمـا بـرسيــم.
از قـضـا آيت الله گلپايگانـى گفتنـد: شما نظر آيت الله خمينـى
را جـويـا شـديـد
هـر چه ايشـان بفـرمـاينـد
قبــــول دارم.)
ح. شـهـيـد رجـائى
درباره ديـدار خـود با آيت الله گلپايگانـى
مى گويد:
(مـن
دوبـار در دوران نخست وزيـرى و يك بـار در دوران تصـــدى
وزارت آمـوزش و پـرورش
خـدمت ايشان رسيـده ام و بـرايـم
|