( 297
)
كه: ما تا همه
چيزمان را انگليسى نكنيم
نمى توانيم يك رشدى بكنيم.)6
امام
در ادامه
راه اصلاح را چنين تصوير مى كند:
(در فرهنگ هم بايد خودتان را پيدا كنيد... اين گمشده خودتان را
پـيـدا كـنـيد. گمشده شما خودتان هستيد. شرق خودش را گم كرده و
شرق بايد خودش را پيدا بكند.)7
امـام
اين گروه از روشنفكران خودباخته را به دو دسته تقسيم مى
كنند:
الـف. روشنفكران غافل يا فريب خورده: آن ساده باورانى كه دل به
جـلـوه هـاى ظـاهرى تمدن غرب باخته اند و بيرون شون قوم خود از
نـابسامانيها را در تقليد كوركورانه از آن تمدن مى دانند
غافل
از آن كـه همين غرب
قرنهاست با چپاول و استعمار
ملت هاى ديگر
را بـه سـوى شـوم بـخـتـى و نـابسامانى كشانده است و استعداد و
سرمايه ملتهاى ديگر را هزينه پيشرفت و ترقى خود كرده است.
(نـويـسـنـده هاى ما
بعضى از روشنفكرهاى ما
بعضى از اشخاص كه
تـحـصـيل كرده هستند
اينها هم يا اين است كه واقعا از حرفها و
تـبـليغاتى كه در ظرف پنجاه سال اخير ياد شده است گول خوردند و
غـفـلـت دارنـد... و يـا بعضى از آنها با علم و اطلاع به اين كه
مساله اين طورى است
دامن به آن مى زنند....)8
يا مى گويد:
(... اساتيد دانشگاه ما
همه نويسندگان ما
روشنفكرهاى ما
همه
بـيـدار بشوند
متوجه بشوند كه غفلتها شده است
تا حالا اغفالها
مـا را كـردنـد
مـغزهاى ما را عوض كردند... بايد فكر اين معنى
بـاشـيـد كه ما خودمان انسانيم
خودمان فرهنگ داريم
ما خودمان
مـى تـوانيم تعليم و تربيت كنيم و مى توانيم كار انجام دهيم.)9
ب. روشـنفكران مزدور و ستيزه گر: دسته دوم از روشنفكران وابسته
كـسـانى
|