( 165
)
مى ايستادند
به اهل فضل
و دانـش و پـارسايان و آگاهان حوزه
هميشه و همه گاه يادآور مى
شـونـد: به شهر و روستا
دور و نزديك
بين عشاير و... سفر كنيد
و پيام دين را برسانيد و نگذاريد كسى ناآگاه بماند.
افزون بر اين كه تبليغ در نگاه امام
از جايگاه بالايى برخوردار
اسـت
وى كـار تـبـلـيغى را جزء استراتژى تلاشها و حركتهاى دينى
شمرده است:
(... مـسـاله تبليغات در اسلام تا ابد يكى از امورى است كه اسلام
بر آن پافشارى كرده است.)12
در ايـن انـديـشـه و در ايـن نگاه
بيان آموزه هاى دين و گسترش
مـعـارف و فـرهـنـگ دين در همه زواياى آن
در ميان مردم بر همه
امور پيشى دارد.
ايـن انـديـشـه و اين نگاه است كه حضور طلاب را در حوزه ها براى
دانـش انـدوزى و كـسب معارف اسلامى
محدود مى داند و داراى زمان
خاص.
در ايـن نـگـاه و بـينش
اگر طلبه اى درس حوزوى خودرا به پايان
بـبـرد يـا بـه سطح درخور پذيرشى برسد كه نياز كم ترى به بحث و
حـضـور در درسها داشته باشد و در حوزه نيز كار سودمندى
مانند:
تدريس و تحقيق مورد نياز امروز جامعه و نظام و... نداشته باشد
ماندن در حوزه براى وى جايز نيست.13
چـطـور مى شود و با كدامين منطق سازگارى دارد كه نيرويى سالهاى
سـال از مـزاياى حوزه استفاده كرده و به كمال فضل و دانش رسيده
و در عـرصـه تـبليغ و ارشاد مردم توانايى نقش آفرينى دارد و از
ويـژگـيـهاى لازم نيز برخوردار است; اما در حوزه بماند و به چند
بـارخوانى درسها و متنها بپردازد و به اميد اجتهاد روزگار سپرى
كـنـد و مـردم تشنه معارف زلال اسلام باشند و جامعه در نياز شديد
به اسلام شناس
فقيه
سخنران
مساله دان و... به سر برد!
امـام
بـه خاطر احساسى كه داشت دردها را مى شناخت و نيازها را
مـى دانست و
|