( 131
)
ايـن هـمـه ننگ و نفرت در دولتى رخ داد كه رئيس آن و اعضاى آن
ادعـاى تـخـصـص و تـجـربـه كارى داشتند و ديگران را بى تخصص مى
خواندند.
ايـن پـرمـدعـاها
هيچ گاه حاضر نشدند تخصص را تعريف كنند و به
تـقـسيم بندى آن بپردازند و به روشنى بگويند در كدام بخش نبايد
روحـانـيـت به خاطر بى تخصصى دستى داشته باشد
تا ببينيم در آن
بخشها روحانيت ادعايى دارد يا ندارد؟
اگر مقصود از تخصص
سد و جاده و ساختمان و پل سازى است
يا راه
انـدازى و اداره صـنـايع سنگين
امور كشاورزى و دامى
دارويى و
پزشكى و ...
هيچ عاقل و انسان صاحب شعورى نگفته در اين كارهاى فنى
صنعتى و
عـلـمـى از غير متخصص استفاده شود و يا روحانى غير متخصص
عهده
دار ايـن كـارهـا شـود و سـاحـت روحانيت برى از اين نسبتهاى نا
بخردانه است.
و اگـر مقصود از تخصص
تخصص در قانونگذارى
قضا
آموزش و پرورش
و... اسـت
كـه بـه گفته امام
روحانيت در اين زمينه از ديگران
چيزى كم ندارد:
(مـى گـويـند كه روحانيون بايد بروند سراغ كار خودشان و ملت را
بـگـذارند و سياست را بگذارند براى ما
شما سياست را پنجاه سال
در دسـت داشـتيد و هيچ غلطى نكرديد.شما كجا كار مثبتى توانستيد
انـجـام بـدهـيـد؟ هـر كدامتان كه ملى بوديد يا فرض كنيد متدين
بـوديد
تا صدايتان در مى آمد تو سرتان مى زدند...شما را من مى
شناسم.)23
در دوران حـكـومـت پـهـلوى اين به اصطلاح دكترها و مهندس هاى با
تـجـربه و برخودار از تخصص
چه دسته گلى به سر اين ملت زده اند
و چـه خـدمـت چـشمگير و بنيادى انجام دادند كه حال به مديريت و
سـازندگى روحانيت اشكال مى گيرند و همواره به آن خرده مى گيرند
و آن را بر نمى تابند.
در دوران دولـت موقت و حاكميت ليبرالها
چه معجزه اى رخ داد كه
اكنون اين گونه به حضور روحانيت در مديريت نظام مى تازند؟
شـمـارى از پـنـدار گـرايـان و دنيا گرايانى كه با حضور عالمان
بـرجـسـته دينى در صحنه
|