( 84
)
پيامبران اين گونه بودند. خداوند
مـوسـى(ع) را بـه سـراغ فرعون مى فرستاد كه با سخنان نرم با او
سـخـن بـگـويد و وقتى اين سخنان در او كارگر نمى افتد
نوبت به
قـيـام مـى رسـد. آيـا مـى شود گفت كه: پيامبر اسلام(ص) كارى به
جـامـعه نداشته است. آن بزرگوار كدام روزش از مسائل سياسى خارج
بـود؟ دولت تشكيل مى داد
با كسانى كه بر ضد اسلام و مردم بودند
جـنگ مى كرد. مساله دخالت در سياست در راس تعليمات انبياست مگر
قيام به قسط
بدون دخالت در سياست امكان پذير است.)38
روشـن است كه اگر پيامبران در انديشه درهم شكستن سلسله ستمگران
نـبـودنـد و نـجـات انسانها را از نظامهاى شيطانى هدف قرار نمى
دادنـد
نـه نـيـازى بـه شمشير بود
نه نيروى مسلح و نه نبرد و
درگـيـرى. تـنـهـا و تنها تبليغ معارف دينى بدون اجراى آنها در
مـحـيـطـ اجتماع
چه ضررى براى حاكمان ستم و مفسدان داشت كه از
گـسـتـرش آن جلو مى گرفتند؟ اگر حاكميت با ستم و ستمگران باشد
چـنـد جـمله موعظه بدون هيچ درگيرى چه اثرى خواهد داشت كه آنان
را وادار به رويارويى كند؟
گزيده سخن: دقت در هدفهاى پيامبران الهى و شيوه برخورد آنان با
قـدرتـهـاى زمـان
نـشـانگر دخالت آن بزرگواران در سياست و تلاش
گـسترده و ژرف و همه سويه آنان براى برپايى حكومت الهى است. در
تـشـكـيل حكومت به وسيله پيامبر گرامى اسلام(ص) ترديدى نيست. پس
از هـجرت به مدينه
تشكيل حكومت از نخستين كارهاى آن حضرت بود.
پـيـامبر(ص) مسجد را كانون اسلام و مركز ساماندهى به امور سياسى
و اجتماعى قرارداد و خود به عنوان رهبر دينى سياسى كارها را به
دسـت گـرفـت و كـارگـزارانـى بـه ديگر جاها گسيل داشت و آنى از
سـرپـرسـتـى مـردم و رسـيـدگـى بـه امور اجتماع و ساماندهى روى
برنگرداند.
امـام خـمينى
به شرح
در اين باره سخن گفته كه چكيده اى از آن
را در اين جا مى آوريم:
(اسـتـعمارگران
براى انزواى روحانيت
جدايى سياست از ديانت را
طـرح كـردنـد. سـرسـپـردگان استعمار و روحانيون دربارى نيز
به
تـبليغ اين مساله پرداختند. بنابر منطق اين طايفه كه مى گويند:
مـسـلـمـان نبايد در سياست دخالت كند
به پيامبر اسلام(ص) ايراد
وارد مـى كـنـند
چون رسول الله پايه سياست را در ديانت گذاشته
اسـت. تـشـكـيـل حـكـومت و مراكز سياست داده است. اين آخوندهاى
دربـارى
يـا بـايد پيامبر اكرم(ص) و خلفاى اسلام را طرد كنند و
بـگـويـنـد آنها مسلم نبوده اند براى اين كه دخالت در سياست مى
كرده اند و يا بايد خود و حكومتهاى خود را تخطئه كنند.)39
شـمـارى از روشـنـفـكران مذهبى
با الگوگيرى از بحثهاى متفكران
غـربـى
چـنـيـن گمان برده اند: هدف بعثت پيامبران
تنها خدا و
آخـرت بوده است و پيامبران
كارى به حكومت و سياست نداشته اند.
اگـر مـى بـيـنيد پيامبر اسلام(ص) نيز تشكيل حكومت داده
همانند
يـكـى از مـردم با تقاضاها و بيعت مردم به چنين كارى دست زده و
گرنه در اسلام
هيچ دستورى درباره حكومت نرسيده است!
عـلـى عـبـدالـرازق در بـين اهل سنت و دكتر مهدى حائرى و مهندس
بازرگان از اين جمله اند.
مـا در هـمين نوشتار و با استناد به آيات و روايات ثابت كرديم.
كـه پـيـامـبران براى تشكيل حكومت آمده اند و نيز با استناد به
آيـات و روايـات آورديـم كـه مـقـام و مـنصب حكومت و قضاوت
از
مـقـامـهـاى ديـنـى پـيـامـبر(ص) بوده است و واگذار شده از سوى
خداوند.40
|