( 145
)
امكان وقوعى به كار مى برند. سبب آن است كه امكان وقوعى دو اصطلاح دارد
يكى همان امكان استعدادى است و ديگرى امرى است كه در ذات خود نه محال است و نه مستلزم امر محالى است.
به خلاف آن كه از توضيح و مثال
معناى امكان استعدادى هويداست
دو تعريف از دو علاّمه را مغتنم مى شماريم. علاّمه حلّى گفته است:
(امكان گاه به اعتبار خود ماهيت لحاظ مى شود كه امكان ذاتى است و گاه به جهت قرب و بُعد ماهيت از وجود كه امكان استعدادى است).17
علاّمه طباطبايى نيز
بيانى دارند كه اين تعريف از آن مستفاد مى گردد:
(وصف وجودى از كيفيّات قائم به ماده كه ماده به سبب آن فعليّات مختلف را مى پذيرد و خودِ آن وصف قابل شدّت و ضعف است).18
البته آشكار است كه تعريف علاّمه براساس نظر ايشان است كه امكان استعدادى را موجود خارجى و كيف مى دانند و اين تعريف نبايد از سوى كسانى كه رأى ديگرى دارند
پذيرفتنى باشد.
امكان استعدادى با امكان ذاتى
تفاوتهايى دارد كه به طور خلاصه و فشرده بيان مى شود:
1. امكان ذاتى معقول ثانى فلسفى است
ولى امكان استعدادى معقول اوّلى
موجود خارجى و عرض قائم به ماده است.
2. امكان ذاتى اصل امكان استعدادى است; يعنى هر ممكن به امكان استعدادى
امكان ذاتى دارد
ولى عكس قضيه
به صورت كلّى صادق نيست.
3. در امكان ذاتى دو سوى وجود و عدم مساوى است
ولى در امكان استعدادى شيئى به جانب خاصّى گرايش دارد.
4. امكان ذاتى زوال ناپذير است برخلاف استعدادى.
|