( 106
)
تفصيلى خداوند به موجودات قبل از ايجاد آنها.
1. برهان صدّيقين:
بر اثبات وجود واجب برهانهاى بسيارى از سوى متكلّمان و فلاسفه اقامه شده است. پاره اى از اين برهانها بر مقدّمات بسيارى مبتنى است كه بدون اثبات و تحكيم آن مقدّمات نتيجه اى از آنها حاصل نمى گردد و بعضى نيز از اثبات واجب ناتوان است
چنان كه برهان حركت محرّكى غيرمتحرّك و برهان نظم نظم آفرينى آگاه و عالم را اثبات مى كند كه هيچ يك ملازمه با وجود واجب ندارد.
صدرالمتألّهين
برهانى تحت عنوان برهان صدّيقين اقامه نموده كه با برهانهاى ديگر از چند جهت فرق دارد:
نخست آن كه: به جاى سير از مخلوق به خالق
از حقيقت وجود به حقيقت وجود و از آن به مظاهر و مجالى سير مى كند
يعنى از واجب به واجب و از واجب به مخلوقات.
دو ديگر: آنچه را كه اثبات مى كند
همان چيزى است كه مدّعى اثبات آن است و از اين جهت نارسايى برهان حركت و نظم و امثال آن در اين برهان وجود ندارد.
سه ديگر: بر مقدّمات كم ترى مبتنى است
بويژه با تقرير علاّمه طباطبايى كه حتّى از اثبات اصيل بودن وجود نيز بى نياز است.
چهار ديگر: تنها برهانى است كه بر بطلان دور و تسلسل استوار نيست.
در مشاعر اين برهان را انور و اشرف و احكم و اسد و اوثق برهانها مى خواند و آن را راه همه انبياء و صدّيقان معرّفى مى كند و مى نويسد:
(فهؤلاء هم الذين يستشهدون به تعالى عليه (شهدالله انه لا اله الا هو) ثم يستشهدون بذاته على صفاته و بصفاته على افعاله و آثاره واحدا بعد واحد.)147
حاصل اين برهان آن گونه كه در جلد ششم اسفار آمده
اين است:
1. وجود حقيقتى است عينى و اصيل.
|