( 20
)
عمل كند. تمدنى كه از درون نقادى نشود در بازار مكّاره فرهنگها نيز تاب و توان انتقاد و بحثها و گفتاگوهاى بيرونى را نخواهد داشت و شك نيست كه تاوان اين نقدگريزى را خواهد داد.
باشد تا اين توش و توان و اين استعداد فرهنگى خود را باز يابيم و در اعتلا و افزونى آن بكوشيم.
از آنچه گذشت و برخى نكته هاى ناگفته به چند فرضيه
نتيجه و توصيه مى رسيم:
ـ تمدنها متكى بر محور عقلانيت خويش حركت و افت و خيز دارند
و تمدن اسلامى نيز از اين قاعده مستثنى نيست.
ـ تفكر و آموزشهاى دينى ما خردباور و عقل گزين هستند و عقلانيت جامعه اسلامى همواره عقلانيتى معنوى و الهى بوده است.
ـ كم ترين دَين فيلسوفان اسلامى برگردن جامعه اين بوده كه چراغ خردباورى را در اين سرزمين افروخته نگاه داشته اند و همواره جامعه را از خطر جمودگرايى
ظاهرگرايى و قشرى گرى
نگهداشته اند.
ـ بذر فلسفه اسلامى اگر چه وامدار فلسفه يونان است
ليكن اين بذر در خاك حاصلخيز تفكر اسلامى رشد و بالندگى يافته است و ميوه هاى آن بس فراتر از فرهنگ و عقلانيت يونان رفته است.
ـ بايستى از جنبه هاى انتزاعى فلسفه اسلامى كاست و بر جنبه هاى عينى آن
يعنى آن بخشهايى كه به مسائل حياتى بشر مى پردازند افزود.
ـ ميراث عقلانى جامعه را بايد پاس داشت و آن را در ديد نقّادى مستمر قرار داد تا قدرتِ بارورى و آفرينندگى آن روز به روز افزون گردد.
بمنه و كرمه
|