( 134
)
آتش افروزى كرده است. در نظر شهيد مطهرى
عقل و علم ناسازگارى با دين ندارند
عقل براى انسان راهنماى خوبى است. نيروى خرد را خداوند به انسان داده تا راه كمال را از راههاى انحراف
بازشناسد. وضع بشر نشان مى دهد كه گاه به حكم و دريافت عقل راه صحيح را مى پيمايد وگاه از روى نادانى و يا هواپرستى به كژراهه مى رود.32 علم نيز چراغى است فراروى بشر. چراغ هر جا و به هر راهى كه برده شود
همان جا و همان راه را روشن مى كند. مهم آن است كسى كه چراغ را در دست دارد
به كجا و به چه راهى برود.33
به نظر شهيد مطهرى
عقلانيت غربى هم در بخش ابزارى و معاشى (علم و تكنيك) به انحراف كشانده شده است و هم در بخش نظرى و ارزشى
بى راهه رفته است.
1. كژ روى عقلانيت ابزارى: علم حقيقت خوب و مقدسى است
اما در صورتى كه سلامت خود را در سايه هدفهاى انسانى و الهى حفظ كند و با غرور و تكبر انسان آلوده نگردد. اما علم
در تاريخ خود
مغرور كاركردهايش شد. همين كه در ساحت زمينى و خاكيِ انسان
پيروزيهايى به دست آورد
ادعاى خدايى كرد. مناديان علم
در اين جا و آن جا در كوى و برزن اعلام كردند: عقل و علم
پاسخ گو و گره گشاى همه دشواريها و گرهها و نيازهاست. مدعى شدند: هر نوع خدمتى كه دين براى بشر داشته است
اكنون علم مى تواند داشته باشد.
فرانسيس بيكن و دكارت
دو پيشرو علم جديد در قرن شانزدهم و اوايل قرن هفدهم
بويژه بيكن
جريان علم را از طبيعت وحقيقت خودش خارج ساخت. او
با آن كه در پيشرفت علم
خدمت بسيار بزرگى به بشر كرد
ولى خدمتگزارى علم براى حقيقت و انسان را ناديده گرفت
در نتيجه
علم از حقيقت قدسى اش خالى شد. پيش از بيكن
علم در خدمت حقيقت و وسيله اى براى رسيدن به حقيقت دانسته مى شد; اما وقتى او گفت: علم بايد در خدمت زندگى باشد
آن علمى خوب است كه در زندگى به كار انسان بيايد و انسان را بر طبيعت چيره سازد و به انسان توانايى بدهد
ديگر علم جنبه آسمانى خود را به جنبه زمينى و مادى داد.
پس از بيكن نيز
عالمان تجربى پا به عرصه عقلانيت ابزارى نهادند و براى علمى شدن هر چيز و دگرگون كردن آن به ابزار كارآمد
كوشيدند. ابزارى كه با زندگى روزمره هر انسانى سروكار داشته باشد.
زير فرمان در آوردن عقلانى آنچه كه در خارج از ذهن وجود دارد (عينيات) سبب شد
انسان مدرن
جز آنچه خارج از ذهن وجود دارد و در زندگى با آنها سروكار دارد
به چيز ديگرى نينديشد. بدين جهت نيمه معنوى زندگى خود را فراموش كرد. به تعبيرماكس وبر:
(عقلانيت ابزارى
انسانِ عقلانى شده را به (قفس آهنين) وارد كرد.)34
در ابتدا هدف علم تسخير طبيعت و به خدمت گرفتن طبيعت براى رفاه و آسايش انسان بود; اما به زودى اين محاسبه به هم ريخت. اثر ويرانگر و زيانبار شعار بيكن: (دانايى براى توانايى)
وقتى آشكار شد كه كم كم بشر از علم تنها توانايى مى خواست. كار به جايى رسيد كه نه تنها همه چيز در خدمت قدرت و توانايى قرار گرفت
بلكه خود
|