( 406
)
اديبانه
از حوصله اين مقال بيرون است; امّا با مرورى گذرا به پاره اى از متون فارسى آن دوره
نادرستى و واهى بودن سخن كسانى كه پنداشته اند: در اين دوره
نثر درخور عرضه اى وجود نداشته
نمايان مى شود
از باب نمونه:
1. ملاحسين واعظ كاشفى (م.910هـ.ق.): از دانشمندان برجسته آغاز عصر صفوى و از جمله اديبان به نام ادب فارسى است. وى در تمامى فنون و دانشهاى آن روزگار
سرآمد بوده و آثارخود را به فارسى
با نثر بسيار استوار نگاشته روضة الشهداء وى
كه فرازى از آن را در اين جا مى آوريم
گواه بر مدعاست:
(در راه هيچ نبى آنقدر خار بلا نريخته اند كه در راه سيّد بشر و بر فرق هيچ پيغمبر آنقدر گرد محنت نبيخته اند كه بر سر آن سرور… از ابتلاى او
هزار هزار دل كباب است و از كشاكش محنت و بلاى او
هزار هزار ديده پرآب در هر باديه او را كشته اى است به حسرت افتاده و در هر زاويه سوخته اى است از سطوت كبريايى او جان داده.)115
2. ابن طيفور بسطامى (م.1065): وى در ترجمه مفتاح الفلاح شيخ بهائى از نثر سرشار از كنايه
استعاره و اشاره هاى بسيار مليح و تحسين برانگيزى بهره برده و ترجمه سنجيده و اديبانه اى ارائه داده است. در مقدمه اين اثر آمده:
(التماس از ارباب دانش و اصحاب بينش چنان است كه اگر در وقت ملاحظه و تأمل سهوى يا خطائى به نظر شريفشان درآيد و موافق طبع لطيفشان ننمايد
قلم كرم بر آن كشند و دامن عفو بر آن پوشند.)116
3. آقا حسين خوانسارى (م.1098): وى از نثرى روان
ساده
بى پيرايه و دلكش
برخوردار بوده است.
سيد جلال الدين آشتيانى درباره نثر وى مى نويسد:
(قلم تحرير آقا حسين روان و خالى از پيچيدگى و اغلاق است.)117
خوانسارى
صاحب روضات الجنات درباره نثر وى مى نويسد:
(صاحب ترجمه
علاوه بر فقه و اصول
در ادب و انشاء و احاطه بر
|