( 193
)
(مقبوله عمر بن حنظله) از مطلبهايى است كه هم از آغاز عهد صفوى
محلّ توجّه پادشاهان بوده و دست طبقه ياد شده را در همه كارهاى عرفى و شرعى باز مى كرده است. يكى از اسرار قدرت و نفوذ عظيم عالمان دينى در عصر صفوى
در رعايت همين دو نكته نهفته است.)17
سخن بالا به سه نكته اشاره دارد:
1. همه شاهان صفوى
به انديشه ولايت فقيه توجه داشته اند.
2. همكارى فقيهان شيعه با شاهان صفوى
بر اساس همين انديشه بوده است.
3. نفوذ و اقتدار عالمان شيعى نيز
براساس همين انديشه بوده است.
ذبيح اللّه صفا
پس از اين فراز
يادآور مى شود: شاه طهماسب
در فرمانهايى كه درباره محقق كركى صادر كرده و از كارگزاران خود خواسته كه از ايشان پيروى كنند
از محقق كركى
با عنوان (نايب الامام) ياد مى كند.
(چنين حكم و دستورى
خط مشى دولت صفوى را تا پايان اين عهد معلوم كرد.)18
جوّ حاكم بر فقه نيز
همين بوده است. همه فقيهان بزرگ در اين دوره
از اين انديشه شيعى سخن گفته اند و چنانكه خواهيم گفت: مبناى همكارى خود را با پادشاهان صفوى
براساس همين اصل قرار داده اند.
حاج آقا حسين خوانسارى
در بحث خمس و زكات
از نيابت عامّه فقيه داراى شرايط سخن گفته است.19 فرزند ايشان
حاج آقا جمال در چندين مورد به شهرت اين ديدگاه و مستندات آن اشاره دارد.20 شيخ انصارى هم
اين شهرت را از قول ايشان در كتاب مكاسب
آورده است.21
آقا جمال
در بحث خمس
ذيل عبارت شهيد ثانى:
(ثلاثة منها للامام(ع)… وهو نصف الخمس يصرف اليه(ع) ان كان حاضراً او الى نوّابه وهم الفقهاء العدول الاماميون الجامعيون لشرايط الفتوى لانهم وكلائه.)
|