( 155
)
پدر شيخ بهائى و سيد نورالدين على موسوى عاملى
شاگرد شهيد ثانى
درس آموخته است.42 اينان استادان علوم نقلى وى بوده اند و استادان او در فلسفه چندان شناخته نيستند. پيش تر ياد شد
شخصيت فلسفى او در حوزه فلسفى قزوين شكل گرفت. چه بسا از محضر شاگردان جلال الدين دوانى و فيلسوفان حوزه شيراز
كه در قزوين بوده اند
بهره برده است.
افزون بر اين از استعداد و نبوغ ميرداماد كه چه بسا نقش بنيادينى در شكل دهى و بروز انديشه فلسفى وى داشته
نبايد چشم پوشيد.
نويسنده تاريخ عالم آراى عباسى
معاصر ميرداماد; او را چنين مى ستايد:
(درعلوم معقول و منقول
سرآمد روزگار خود… والحق جامع كمالات صورى و معنوى است و كاشف دقائق أنفسى و آفاقى و در اكثر علوم حكميّات و فنون غريبه
رياضى و فقه و تفسير و حديث درجه عليا يافته
رتبه عالى و اجتهاد دارد و فقهاى عصر فتاواى شرعيه
به تصحيح آن جناب معتبر مى شمارند… آن زبده فلسفه دوران در طاعت و تقوى و عبادت درجه عالى و رتبه بس متعالى دارد.)43
در اين كه ميرداماد
فيلسوفى توانا و زبردست بوده جاى ترديد و گمان نيست. او
در فلسفه
خود را هم پايه شيخ الرئيس دانسته است:
(كتاب الشّفا لِسَهيمَنا السّالف و شريكنَا الدّارج الشيخ الرئيس ابن على الحسين بن عبدالله بن سينا
رفع الله درجته و اعلى منزلته).
در شعرى نيز به همين مطلب اشاره دارد:
تجهيل من اى عزيز آسان نبود
محكم تر از ايمان من ايمان نبود
مجموع علوم ابن سينا دانم
وينها همه ظاهر است و پنهان نبود
|