( 174
)
توسعه و رشد مى دهد
ترويج مى كند…. دروغ و فريب يعنى اين. دورى از اخلاق و محروميت بشر از اخلاق يعنى اين. اين در دنيا از هر جنايتى رنج آور تر و غصه اش بيش تر است كه انسان ببيند كسانى در دنيا مدعى ارزشها و فضيلتها هستند كه خودشان دشمنان درجه يك اين فضيلتها هستند.)9
اين ره آورد تمدن و توسعه غربى است كه دلِ آگاهان از مسائل انسانى را به درد آورده و دلسوزان را بر آن داشته هشدار دهند و اعلام خطر كنند.
امروز تمدن غرب و توسعه مدل غربى
با نبودمعنويت و اخلاق در پيش روى ماست با اين پديده چه بايد بكنيم؟ نه پذيرش و ستايش مطلق راهگشاست و نه نكوهش. اين الگوى توسعه
نه تنها با معيارهاى ملى و دينى ما سازگارى ندارد
كه ناسازگارى نيز دارد.
mmmmmmmmmmmm
نگاه من به تماشاى اصل اشيا رفت
تو آنچه آينه بينى به چشم من سنگ است
چگونه پيرهن عاريت كنى در بر
قباى غرب براندام شرقيان تنگ است
داوريها و اظهار نظرها در اين باره گوناگون است:
گروهى از همان آغاز
بر اين باور بوده اند كه نبايد در برابر تمدن و فرهنگ غربى حساسيّت نشان داد و بايد به ديده مثبت به آن نگريست.
در اين ديدگاه
گونه اى شيفتگى و خودباختگى و تسليم در برابر غرب به چشم مى خورد كه همه چيز را از عينك فرهنگ غربى مى نگرد و بر نظر خود استدلال مى كند كه نمى شود صنعت و تكنولوژى غربى را پذيرفت
امّا مديريت
اقتصاد و خِردَ غربى را نپذيرفت. بنابراين
پذيرفتن توسعه علمى و صنعتى غرب
پذيرفتن ساير مؤلفه هاى توسعه را در پى دارد
گرچه به قيمت از دست دادن مبانى ملى و حتى اعتقادى و ارزشى دينى هم تمام شود.
ديدگاه دوم مى گويد: ما اصالتها و هويتى داريم كه وام گرفتنى نيست. نگرش غرب به عالم و آدم كه برخاسته از اصالت ماده است
با نگرش و جهان بينى ما تفاوت بنيادى و اساسى دارد. ما ايرانيان مسلمان
ساختار
|