( 380
)
(… اين رهبر
ولايت امر و همه مسؤوليتهاى ناشى از آن را بر عهده دارد…)
از اين عبارت استفاده مى شود: ولى فقيه
از اختيارات گسترده اى برخوردار است. آنچه در اصل 110 آمده
براى جداسازى مسؤوليتهاى مديران اجرائى كشور بوده است.
ديدگاه امام
درباره قلمرو اختيارات رهبرى
چنانكه اشاره شد
از ديدگاه امام خمينى
همه فقيهان
در عصرغيبت به نصب عام از سوى امام معصوم(ع) به ولايت گمارده شده اند. اگر يكى از فقيهان داراى شرايط
آنان تشكيل حكومت داد و مردم ولايت او را پذيرا شدند
ولايت او از قوه به فعل در مى آيد و در همه امور كه امام معصوم(ع) ولايت دارد
به جز مواردى كه ويژه امام(ع) است27
ولى فقيه نيز مى تواند به مصلحت جامعه و امت اسلامى ولايت خويش را به كار بندد.28
بنابراين مبنا
ولى فقيه را امام معصوم(ع) به دستور خداوند
به ولايت مطلقه برگمارده است و نظام اسلامى و نهادهاى حكومتى
قواى سه گانه قانون اساسى
قوانين عادى و… مشروعيت خود را از او مى گيرند.
در باب حوزه اختيار حكومت نيز
بى گمان هر اندازه كه پيامبر(ص) و امامان معصوم(ع) در اداره جلسه
اختيار داشته اند
ولى فقيه هم دارد.29 بنابراين
حوزه ولايت ولى امر مسلمين
گسترده است و در بر مى گيرد هر آنچه را كه در اداره جامعه و سامان دهى اقتصادى و سياسى از آن ناگزير است.
امّا در اسلام
به كار بستن ولايت و استفاده از اختيارها محدود به نگهداشت مصلحت جامعه اسلامى و مسلمانان است.
اين قراءت ويژه امام خمينى نيست
بلكه بسيارى از فقيهان پيشين
|