( 361
)
از مجموع اين بيان
نكته هاى راهگشايى در پيوند با ولايت فقيه و قلمرو اختيارات او به دست مى آيد:
1 . ايجاد امنيّت اجتماعى
از نمونه هاى روشن امور حسبى است كه والى و سرپرست آن بايد آن را فراهم سازد.
2 . اگر فقيه عادل و بصير و يا فرد صالحى از سوى او اين مسؤوليت را بر عهده گرفت
ناتوان كردن و بازداشتن وى از حركت و اصلاح امور
جايز نيست و تواناسازى و همكارى با او و برنامه هاى او
واجب است.
3 . شركت در كارهايى كه سبب تواناسازى و قدرت و شكوه جبهه حق مى شود و امنيت جامعه را تأمين مى كند
بر همگان لازم است.
4 . اگر بر قرارى امنيت كشور
نياز به بخشش مال داشته باشد مى توان از زكات و يا حتى از ديگر اموال مسلمانان
آن را برآورد و بر مردم واجب است كه همكارى كنند.
5 . پيروى از شخصى كه سرپرست اين امر مى شود
واجب است و سرپيچى از فرمان وى
گناه .
6 . سرپرست امور حسبه
مى تواند از اموال عمومى
مانند: معادن
جنگلها و… براى پيشرفت امور كشور بهره برد.
7 . تشكيل مراكز فرهنگى در برابر تهاجم همه سويه دشمنان
براى انتشار و گسترش فرهنگ شيعه و جلوگيرى از انحراف و كژرويهاى جوانان امرى بايسته و لازم است كه بايد ولى امر بدان همت گمارد.
8 . ولى امر
براى برقرارى عدالت اجتماعى و برخوردارى مردم از رفاه مادى
بايد تلاش ورزد و در آن به گونه جدى بينديشد و راههاى تحقق آن را پيدا كند و عملى سازد.
9 . در همه آنچه گفتيم
دست فقيه و زعيم جامعه باز است و مزاحمت فقهاى ديگر و نيز افراد ديگر با وى جايز نيست و اگر كارى انجام دادند كه حوزه اختيار رهبرى جامعه بود
آن كار خلاف شرع و غير نافذ خواهدبود. گروهى ديگر از فقيهان در چرايى
|