( 314
)
مبلغان خلافت عباسيان
اوج گرفته بود. شيعيان چنان روشن شده بودند و به آينده تشكيلات اميدوار
كه تلاش مى ورزيدند با كمكهاى خود
بنيان بلند امامت را هر چه بيش تر استوار سازند; از اين روى
مشتاقانه
به دور از چشم نيروهاى دستگاه مخوف عباسى
خمس و زكات خود را به امامان(ع) مى رساندند
تا در راه آرمانهاى بلند آن بزرگواران هزينه شود.
امام كاظم(ع) در برخورد با هارون
آشكارا از حق بودن خود براى به دست گرفتن حكومت سخن مى گويد و هارون را فاسق و غاصب مى خواند:
(كان مما قال هارون لابى الحسن(ع) حين ادخل عليه: ما هذه الدار فقال: هذه دار الفاسقين فقال له هارون: فدار من هى؟ قال: لشيعتنا فترة و لغيرهم فتنة.
قال: فما بال صاحب الدار لايأخذها؟ فقال: اخذت منه عامرة ولايأخذها الاّ معمورة.)47
از چيزهايى كه هارون به امام كاظم(ع) در ديدار آن حضرت به او گفت اين بود:
هارون گفت: اين خانه و كانون خلافت از كيست؟
امام فرمود: اين خانه سراى فاسقان است. هارون گفت: پس صاحب اصلى آن كيست؟
امام فرمود: براى شيعيان ما حلال و براى ديگران فتنه و سبب آزمايش است.
هارون گفت: چرا مالك خانه آن را تصاحب نمى كند؟
فرمود: خانه آباد از او گرفته شده و جز با آبادى آن را پس نمى گيرد.
امام رضا(ع) در سخنان گوناگون بر حوزه كارى گسترده امام و حاكميت او بر دين و دنياى مردم تاكيد مى كند و ضرورت حاكميت سياسى امامى از خاندان پيامبر را بر جامعه اسلامى
براى مردم و عالمان بيان مى دارد.
امام رضا(ع)
از روى ناچارى
وليعهدى مامون را مى پذيرد و در جواب از اين پرسشها كه چرا وليعهدى
|