( 118
)
حكم ما حكومت و يا داورى كند و داورى وى را نپذيرند
حكم خدا را سبك شمرده و ما را رد كرده اند و كسى كه بر ما ردّ كند [حكم ما را نپذيرد] خدا را رد كرده و اين
در حد شرك به خداست.
در اين روايت
امام(ع) افزون بر اين كه دادخواهى از حاكمان ستم و قاضيان گمارده شده از سوى آنان را ناروا مى شمارد و شيعيان را از آن پرهيز مى دهد
براى چنين هنگامهايى و در كل براى مسائل حكومتى
راه نشان مى دهد و فقيهان شايسته و كاردان را بر مردم حاكم قرار مى دهد: (فانى قد جعلته عليكم حاكماً) امام با اين جمله نه تنها مى فهماندكه فقيهان
شايستگان داوريند كه آنان را به حكومت بر مى گمارد و ولايت را به آنان وا مى گذارد.
دلالت مقبوله بر گمارش عام فقيهان به استناد جمله: (فانّى قد جعلته عليكم حاكماً) بستگى به آن دارد كه روشن گردد براى چه كسى ولايت جعل شده و افزون بر اين (حاكماً) يعنى چه؟
آيا ولايت در امور قضايى است يا ولايت در سرپرستى و اداره جامعه؟
روشن است كه حكومت براى فقيه جعل گرديده; زيرا امام(ع) مى فرمايد:
(ممن قد روى حديثنا و نظر فى حلالنا وحرامنا وعرف احكامنا)
با توجه به اين جمله و ضمير در (جعلته) كه به آن بر مى گردد
نمونه روشن و آشكار اين ويژگيها
همان فقيه داراى شرايط است.
منظور از (حاكماً) نيز حاكميت و ولايت بر جامعه است
نه تنها ولايت بر قضا.
امام خمينى
مراد از (حاكماً) را حكومت بر همه زواياى جامعه دانسته و بر آن چند دليل اقامه كرده است:
* امام(ع) به آيه شريفه (يريدون ان يتحاكموا الى الطاغوت) تمسك جسته و در اين آيه و نيز آيه هاى ديگر (حاكماً) هم حكم قضايى و هم حكومتى را در برمى گيرد. امام(ع) حاكميت طاغوت بر جامعه را نفى و آن را براى فقيه جعل مى كند.
* آيه مورد اشاره و نيز آيات پيش از
|