( 23
)
عوائد الايام
از ولايت و نيابت عامّه فقيه و دليلهاى آن سخن گفته و بر اين باور است: در هر موردى كه پيامبر(ص) و يا امامان معصوم(ع) ولايت داشته اند
وليّ فقيه و حاكم اسلامى نيز در روزگار غيبت ولايت دارد. هر كارى كه مربوط به امور دينى و يا دنيوى مردم است و بايد انجام گيرد
فقيه داراى شرايط
عهده دار آنها خواهد بود.17
ميرفتاح حسينى مرغه اى (م: 1250هـ.) نيز ولايت مطلقه فقيه را پذيرفته و دليلهاى گوناگونى بر آن اقامه كرده است.18
صاحب جواهر (م:1226هـ.) در بسيارى از كتابهاى فقهى
از ولايت عامّه فقيه سخن گفته است
از جمله: در كتاب امر به معروف و نهى از منكر
دربحث روا بودن اقامه حدود به دست فقيه
پس از آن كه ولايت مطلقه فقيه را ثابت مى كند
مى نويسد:
(بل لولا عموم الولايه لبقى كثير من الامور المتعلقه بشيعتهم معطلّه فمن الغريب وسوسة بعض الناس فى ذلك بل كانّه ماذاق من طعم الفقه شياً ولافهم من لحن قولهم ورموزهم امراً ولاتامّل المراد من قولهم: انّى جعلته عليكم حاكما
قاضياً
حجةً وخليفةً ونحو ذلك مما يظهر ارادة نظم زمان الغيبة لشيعتهم فى كثير من الامور الراجعة اليهم.)19
زيرا اگر به عموم ولايت فقيه باور نداشته باشيم
بسيارى از امور مربوط به شيعيان
معطل مى ماند. شگفت آور است كه شمارى از مردم در اين باره وسوسه مى كنند. اينان گو اين كه مزه فقه را نچشيده اند و تعابير و معانى و رمز كلمات امامان معصوم(ع) را نفهميده اند و در عنوانهايى چون: حاكم
قاضى
حجّت
خليفه و غير اينها كه در كلمات امامان(ع) درباره فقها آمده است
دقّت نكرده اند. طرح اين عنوانها و همانند اينها از سوى امامان(ع)
دلالت دارد كه آن بزرگواران در دوره غيبت نظم و سامان يافتن امور شيعيان را خواستار بوده اند.
وى
در كتابهاى: (صوم)20
(زكات)
(خمس)21
(جهاد) (در بحث شرائط22
پرداخت جزيه23 و قرارداد با اهل ذمّه24) (قضا)25 و… 26 بر نيابت و ولايت عامّه فقيه تاكيد كرده است. از جمله مى نويسد:
(لكن ظاهر الاصحاب عملاً و فتواً فى ساير الابواب عمومها
بل لعلّ من المسلمات او الضروريات عندهم.)27
از عمل و فتواى اصحاب در ديگر بابهاى فقه
عمومى بودن و فراگيرى ولايت فقيه
استفاده مى شود
بلكه شايد از نظرگاه آنان
ولايت عامّه فقيه از مسلمات و ضروريات باشد.
او در جاى ديگر
اظهار مى دارد: اطلاق دليلهاى ولايت فقيه
بويژه روايت اسحاق بن يعقوب فقيه را در رده اولى الامر قرار مى دهد
اولى الامرى كه پيروى از آنان بر ما واجب است.28
از سخنان ياد شده كه به عنوان نمونه آورده شد و ديگر سخنان وى در ديگر بابهاى فقهى
سستى گفتار كسانى كه پنداشته اند صاحب جواهر درباره ولايت عامّه سخنى نگفته است
روشن مى گردد.
از اين سخن سست تر و بى پايه تر
اين سخن است:
(تئورى ولايت فقيه يكى از فروع فقه است… و نوادرى چون مرحوم امام(ره) يا ملا احمد نراقى از قائلين به بسط يد فقها در امر حكومتى بوده اند و اكثريت مطلق فقها و مراجع تقليد دو قرن گذشته
به چنين فتوايى قائل نيستند.)29
اين سخن
سخن جديدى نيست. پيش از اين نويسنده نهضت آزادى چنين ادّعايى كرده بود و ما به شرح
ديدگاه اين گروه را نقد و بررسى كرديم و ديرينگى ولايت فقيه را نشان داديم.30 در آن جا نگاشتيم: ولايت فقيه ريشه در ژرفاى فقه شيعه دارد و از ضروريات فقه شيعه است
تا جايى كه شمارى از فقيهان ادعاى اجماع كرده اند.
|