( 132
)
حقّ دارند از او پيروى كنند; چرا كه خود اهل سنّت نيز
شرط پيروى از اولى الامر
را تقيد او به احكام شرع دانسته اند.87 ازجمله خود آنان از پيامبر اكرم(ص) نقل كرده اند:
(اطاعت ويژه كارهاى نيك است. شنيدن و اطاعت كردن حق است
تا آن جا كه به گناه دستور ندهند و اگر به گناه دستور دهند
نبايد شنيد و نبايد پيروى كرد.)88
(در نافرمانى آفريدگار
نبايد از آفريده پيروى كرد.)89
امّا سخن اخير او قابل پذيرش است. شمارى از فقهاى شيعه نيز
به اين مطلب اشاره كرده اند. شهيد صدر در اين باره مى نويسد:
(در هر زمينه اى كه اجتهادهاى گوناگون مشروع وجود دارد
حكومت شرعى
اختيار آن را دارد كه يكى را از آن ميان برگزيند. حكومت مى تواند براساس مصالح اجتماعى
مبناى قانونگذارى را يكى از آن اجتهادها قرار دهد.)90
بر اين اساس
حكومت در قانونگذارى به رأى مجتهدى ويژه بستگى ندارد
بلكه مى تواند با توجه به مصالح يكى را برگزيند. از آنچه در اين بخش آمد روشن شد كه:
1. قانونگذارى حاكم اسلامى و يا نمايندگان او در منطقه مجاز
بايد مبتنى بر مصلحت باشد.
2 . حوزه قانونگذارى حاكم گسترده است
مباحها و غير مباحها را در بر مى گيرد.
3 . حكم حاكم
در حوزه عبادات از باب پيش داشتن اهمّ بر مهم است. در باب تزاحم
هر دو حكم فعليت دارند
ولى مكلّف در انجام ندادن مهمّ معذور است.
4 . در مصلحت سنجى
حفظ اسلام
نظام اسلامى
ارزشها و… بر همه مصلحتها پيش است.
5 . سنجش مصلحت
بايدبر اساس قانونها و ارزشهاى اسلامى باشد و هيچ كار ناسازگار با شريعت انجام نگيرد.
6. مرجع تشخيص مصلحت
حاكم اسلامى است; امّا چون تشخيص همه
|