( 7
)
غرب و نه از انقلاب فرانسه اثر پذيرفته بود و نه از ماكياوليسم
كه ذات فلسفه سياسى غرب است
بلكه رجوع به باطن مدينه اسلام داشت.
اين انقلاب عظيم
وامدار هيچ قدرتى نبود
بلكه بر شعور و خودآگاهى و ايمان و ولايت مدارى ملت بزرگ ايران استوار بود; از اين روى
با هيچ روش شناخته شده اى مهار نشد.
او
در پرتو ولايت
امت خود را از مهلكه هاى بسيارى بيرون برد و از دست رهزنان رهايى داد و از گردنه هاى دشوار گذر به سلامت گذراند.
او
با كشتى (ولايت) امواج فتنه را در هم شكست و طوفانهاى سهمگين و بنيان برانداز را پشت سرگذاشت
تا اين كه در صبحى روشن
امت برگزيده خود را به ساحلِ امن رساند.
او
با نور ولايت
تاريكيها را زدود
شب را شكافت و سپيده را گشود و ياران خود را به سوى نور مطلق رهنمون شد.
او
بانيروى ولايت
با نيرومندان در افتاد و پنجه در پنجه آنان افكند و قبيله خويش را رهاند و به سوى قلّه هاى مجد و شرف بالا برد.
او
با بُراق ولايت
راههاى ناهموار و پرسنگلاخ را در نورديد و دشت و هامون را پيمود
تا به سرچشمه آب حيات دست يافت و خضر وار از آن نوشيد و نام و ياد و راه خود را جاودانه ساخت.
او
با چراغ ولايت
به شيوه هاى تازه اى از عمل و افق هاى نوى ازانديشه رسيد.
ولايت فقيه
از آن روزى كه در اين ولايت پرتو افكند
تاكنون
در همه آنات زندگى امت ايران
چه در زمانِ آن عزيز سفر كرده و بنيانگذار جامعه ولايى و چه
|