( 16
)
مى رهاند و به ساحل امن مى رساند.
رهبرى مقتدر
هميشه بر باروست و چشم بر كرانه ها دارد و هرگاه خطرى احساس كند و دشمنى را ببيند
بانگ مى زند و اهل شهر را به بيدارى و هوشيارى فرا مى خواند.
رهبرى مقتدر
دشمن را دقيق مى شناسد
به هر لباس و رنگى كه درآيد و سخن دشمن را هم مى شناسد
با هر واژه اى كه گفته شود و به هر قالبى كه درآيد و با هر محتوايى كه باشد.
رهبرى مقتدر
ورود دشمن را به قلمرو خود
به سرعت درمى يابد و او را پى مى گيرد
گام به گام
تا در برهه اى خاص و سربزنگاه رسوايش مى كند و به مردمان مى شناساندش.
رهبرى مقتدر
قلمها
انديشه ها
حنجره ها
دستها و بازوها
تشكيلات و… كه براى دشمن
آگاهانه و يا ناآگاهانه كار مى كنند
مى شناسد و در موقع مناسب تصميم لازم را مى گيرد.
رهبرى مقتدر
افراد و شخصيتها را مى شناسد و هواهاى آنان را نيز
از اين روى هرگاه بر مركب هوا سوار مى شوند و به فتنه بر مى خيزند
لجام مركب آنان را مى گيرد و از مركب به زيرشان مى آورد.
رهبرى مقتدر
نفوذ ناپذير است; هيچ جريان فكرى
فرهنگى
سياسى و… نمى تواند در او نفوذ كند و از پلكان او به بام قدرت بالا رود.
انقلاب اسلامى ايران
با چنين رهبرى
به پيروزى رسيد
شكوفا شد
اوج گرفت
دامن گسترد
دشمن را زمين گير كرد
همه توطئه ها را خنثى كرد
بر گروهكهاى مسلح پيروز آمد
نقشه هاى براندازى را نقش بر آب ساخت از پَسِ هشت سال جنگ تمام عيار و نابرابر برآمد و
|