( 11
)
مى كنند و با پراكندن بذر ترديد در درستى و پايبندى به آن
در مشروعيت و جايگاه كلّ قانونها و نظام خلل مى آفرينند.
اين گونه بحثها
همان گونه كه ياد شد
شاخص عقب ماندگى توسعه اى جامعه را مى نماياند. جامعه اى كه گاه حتى نخبگان آن
از جهت يابى اجتماعى غفلت مى ورزند و با طرح بحثهاى بنيان برانداز
جامعه و نهادهاى آن را در سرگردانى و بى ثباتى قرار مى دهند.
توابع طرح نظريه
در ارائه ديدگاهها (حتى با فرض پايبندى به آداب و مبادى بحث علمى) مى بايست به پيامدهاى طرح ديدگاه توجه داشت و تنها به درستى و نادرستى سخن
نيانديشيد
بلكه آثار روانى ـ اجتماعى عرضه آن را در نظر گرفت.
اين تلقى
به طور دقيق
همان نكته اى است كه برخى از نويسندگان معاصر
با نام (جغرافياى حرف) از آن ياد كرده اند و پيامدهاى طرح يك ديدگاه را
بويژه در مسائل انسانى
به اندازه درستى سخن
مهم شمرده اند. به عنوان نمونه به ايده هاى كسروى و جشنهاى كتاب سوزان او اشارت كرده اند كه جداى از درستى و نادرستى دعوى او
آن ادعا به كام سياستمداران و قدرتمداران جهانى آن روزگار بوده است و آب به آسياب ايشان مى ريخته است!
اينك در طرح بحثهاى ولايت فقيه و بحثهاى پيرامونى
اين دغدغه جدى مى نمايد كه در اين بذرپاشى ترديد و انكار
آيا براستى مى توان دريافت كه به كدامين سمت وسو حركت مى شود؟ و آيا تزلزل در اين بنيان ثابت
به سود كدامين جبهه است؟
در اين دو دهه اخير
(ولايت فقيه)
منافع بسيار ملى (جداى از منافع فرا ملّى) را با خود به همراه داشته است:
|