( 356 )

نگاهى به زندگى علمى و آثار شهيد آقا مصطفى خمينى

سيدعباس ميرى

شهيد سيد مصطفى خمينى در آذر ماه 1309هـ.ش. برابر با رجب المرجب 1349هـ.ق. در شهر مقدس قم در بيت جهاد و اجتهاد ديده به جهان گشود و نام جدّ شهيدش حاج سيد مصطفى موسوى بر او نهاده شد.

دوران تحصيل

در 15 سالگى بنا به گزينش خود و ارشاد پدر به تحصيل دانشهاى حوزوى پرداخت. با تلاش و پشت كار و استعداد ذاتى كه داشت در كم ترين زمان ممكن دانشهاى مقدماتى را فرا گرفت:1

(… ايشان درطى دو سال و چند ماه كتابهاى: سيوطى معالم حاشيه ملاعبداللّه شمبه مجموع مطوّل و بخشى از شرح لمعه را با درس خصوصى به پايان رسانيد…)2

سطح عالى را از حوزه درس اساتيد برجسته حوزه علميه قم حضرات آيات: مرتضى حائرى شهيد صدوقى سلطانى محمد جواد اصفهانى و… آموخت. در 22 سالگى دوره تخصصى اصول و فقه (خارج) را آغاز كرد. فقه را از محضر مراجع عصر آيات عظام: حجت بروجردى محقق

( 357 )

داماد. و اصول را از حوزه درس حضرت امام بهره برد. پس از رحلت آيت اللّه بروجردى در حوزه درس فقه پدر شركت جست و پس از چندى به مقام بلند اجتهاد دست يافت.

در كنار فراگيرى دانش فقه و اصول دانشهاى ديگر را نيز فرا مى گرفت. فلسفه و حكمت را از بزرگان فن: فكور يزدى والد محقق علامه طباطبائى سيد ابوالحسن رفيعى قزوينى استفاده برد.3

در راه كسب دانش به درسهاى رايج حوزه بسنده نكرد. در آثار علمى غير درسى با ژرف نگرى تمام به مطالعه و مباحثه مى پرداخت. كم تر كتاب علمى در رشته اى از دانشهاى حوزوى يافت مى شد كه آن را مطالعه يا مباحثه نكرده باشد:

با هم به درس خارج مى رفتيم… خارج از اين درسها هم با هم مباحثه داشتيم: تقريرات آقاى نائينى و رساله هاى شيخ انصارى در آخر مكاسب…)4

هنوز سى سال از عمر شريفش نگذشته بود كه جامع معقول و منقول و ديگر دانشهاى موجود حوزه بود.5

شهيد مصطفى خمينى در قم با بهره هاى علمى فراوانى كه از عالمان بزرگ در رشته هاى گوناگون گرفته بود در بسيارى از دانشها بويژه در فقه و اصول مجتهد مسلم بود. وقتى در نجف اقامت اجبارى گزيد خود را بى نياز از حوزه درس اساتيد بزرگ حوزه نجف مى ديد ولى به انگيزه هايى در حوزه درس مراجع عصر شركت جست كه دستاورد برخى از آن درسها جزوه ارزشمند: (نقد دروس الاعلام النجف الاشرف) است كه در بين آثار آن شهيد عزيز جايگاه ويژه دارد.

ويژگيهاى شخصيتى شهيد آقا مصطفى و عوامل آن

در پرتو هدايتهاى پدر مرشد كاملِ واصلِ اسطوره تقوا و دانش استعدادهاى

( 358 )

شهيد در تمام زوايا شكوفا شد.

افزون بر نقش اساسى پدر در بر جسته نمودن شخصيت علمى وى ويژگيهاى ذاتى بود كه از وى عالمى ژرف انديش چيره دست و معنوى و… ساخت.

در اين جا به پاره اى از ويژگيهايى كه در تكوّن شخصيت علمى و معنوى استاد نقش اساسى داشته است اشاره مى كنيم:

استعداد ذاتى

شهيد مصطفى خمينى هوش و زيركى بسيار داشت و از آن استفاده بهينه مى برد در درك و فهم مطالب علمى به گونه اى بود كه انديشه استاد را در همان آغاز طرح و بيان مى گرفت به ذهن مى سپرد و همزمان آن را در ذهن سره گرى مى كرد و پرسشها و اشكالهاى مفيد را مطرح مى كرد كه هم استاد را مفيد بود و هم شاگردان را سرمايه.

درباره اين ويژگى كسانى كه در حوزه درس امام خمينى حضور داشته اند خاطرات بسيار دارند از جمله يكى از آنان مى گويد:

(او به عنوان يك مستشكل خوب درس بحث مى كرد. آخر بعضيها اشكال مى كردند و با جواب حضرت امام ساكت مى شدند ولى ايشان دوباره و سه باره اشكال مى كرد. و با حضرت امام بحث مى كرد.)6

جامع بودن

هوش و استعداد كار و تلاش علمى در راه تحصيل دانشهاى گوناگون او را به درجه اى از دانش رساند كه نه تنها بر دانشهاى معمول حوزه چيرگى كامل داشت بلكه در ديگر دانشهاى حوزوى سر آمد بود. به گواهى همدرسان در گستره دانش از دوران جوانى از چهره هاى علمى حوزه و در رديف اساتيدِ بنام قرار داشت:

(… از نظر فضيلت علمى به نظر من ساليان دراز بود كه مرحوم حاج آقا مصطفى يك مجتهد

( 359 )

مسلّم كامل و صاحب نظر در فقه اصول فلسفه رجال تفسير و ساير علوم اسلامى بود…)7

البته شايد افراد با هوش در دانشهاى گوناگون بر آراى بزرگان دانش چيرگى كامل يابند و به مرحله اجتهاد بر سند و در دانش حكمت و عرفان و مقام سير و سلوك مقاماتى به دست آرند ولى دانشورى كه با كسب همه اين فنها و دانشها و كمالها و… در مسائل اجتماعى پيشگام باشد و در امور سياسى از تيزبينى و توان تحليل قوى بهره مند و با شجاعت در ميدان مبارزه حضور يابد كم سراغ داريم و شهيد آقا مصطفى از اين چهره هاى كم مانند بود.

(كم تر كسى را داشتيم كه در حد خودش از افرادى كه با ايشان هر دوره بودند نبوغ ايشان را داشته باشند و اين كه مثل ايشان جامع باشند و در همه قسمتها وارد باشند و لذا… ايشان هم در فلسفه استاد بود هم در فقه استاد بود و مجتهد شد و هم در قسمتهاى ديگر…)8

بهره ورى از فرصتها

شناخت نقش زمان و بهره ورى از فرصتها اثر اساسى در پى ريزى شخصيت انسان دارد. كسانى كه از برهه ها بهره شايسته مى برند زود يا دير فرشته پيروزى را در بر مى گيرند; از اين روى پيشوايان دين بارها استفاده از فرصتها را يادآور شده اند:

(… اغتنموا الفرص فانها تمر مرالسحاب.)9

فرصتها را قدر بدانيد چون همانند ابرها سپرى مى شوند.

شهيد آقا مصطفى خمينى از دانشورانى بود كه به اين راز شناخت داشت و با تمام تلاش از كم ترين فرصت بيش ترين استفاده را مى برد و چراغ در دست به دنبال دانش و حكمت مى گشت و هر جا دانشورى مى يافت از خرمن دانش وى توشه بر مى گرفت و بر لحظه لحظه عمر خويش بسيار حريص و سخت گير بود. با اين كه در بيت

( 360 )

مرجعيت بود از وقت هدردادنها به دور بود و از آنچه كه او را از كاروان دانش دور مى كرد پرهيز داشت.

البته امام خمينى نيز رضا نمى داد كه وى وقت خود را در امورى غير درس و بحث و كارهاى علمى بگذراند. يك وقتى ايشان در قضيه اى براى شخصى واسطه مى شود امام به وى مى گويد:

(شما مشغول درس خود باش و بگذار اين كارها را ديگران بكنند.)10

در مجلسى كه بايد شركت مى كرد براى هدر نرفتن وقت خويش نكته هاى علمى مفيد مطرح مى كرد و مجلس را به جلسه بحث علمى مبدل مى ساخت.11

استاد نه تنها از فرصتهاى عادى كمال بهره را مى برد بلكه حتى از فرصتهايى كه در گرفتاريها مانند زندانى و… برايش پيش مى آمد بيش ترين استفاده علمى را مى برد. در يكى از گرفتاريها با كمبود منابع علمى درگزاره هاى جديد فقهى آثار ارزش مندى نگاشت:

(… در سلول انفراديش در زندان قزل قلعه با نداشتن كتاب حدود صدوبيست صفحه فقه در مسائل مستحدثه… مانند: بيمه بانك و غيره نوشت….)12

در تركيه فرصت طلايى برايش پيش آمد و از آن بهره هاى علمى و معنوى بسيار برد يك سال تمام از درياى مواج دانش و معرفت پدر بهره برد. پدر كه به هوش و شايستگى و قوه درك وى آشنا بود گوهر دانش و حكمت را به او سپرد:

(… مدتى كه امام در تركيه تبعيد بودند. مرحوم آقا مصطفى تنها نديم و كسى بود كه با امام در تماس بودند و تمام اوقاتى كه اين دو شخص به تنهايى به سر مى بردند صرف مباحثات علمى و فلسفى مى شد….)13

تلاش و پشتكار

تلاش و ژرف انديشى در تحصيل

( 361 )

دانش مهم ترين عامل پيشرفت و چيرگى بر دانشهاى گوناگون است. استاد شهيد از دانش پژوهانى بود كه رمز موفقيت را از همان آغاز كسب دانش در دقت و پشتكار ديده بود:

(… من فراموش نمى كنم در يكى از روزهايى كه با ايشان هم بحث بوديم… از اوّل آفتاب همين طور در رابطه با آن بحث مشغول مطالعه و نوشتن و تتبع و بررسى انظار بود و هيچ خستگى در اين راه براى او پيدا نمى شد.)14

آزاد انديشى:

بسيارى از اهل نظر و فرهيختگان دليرى اظهار نظر در برابر آراى بزرگان ندارند. كم شخصيتهايى يافت مى شوند از خود استقلال رأى نشان دهند و تسليم رأى بزرگان دانش نشوند و بزرگى بزرگان آنان را از اظهار نظر باز ندارد.

استاد شهيد از دانشوران جوانى بود كه چون از تواناييهاى علمى خوبى برخوردار بود از همان آغاز به آراى بزرگان با ديد نقد مى نگريست و با پشتوانه دليل سخن خود را بدون ترس از ناسازگارى با مشهور و بزرگان ابراز مى كرد. هيچ گاه بدون دليل و برهان حاضر نبود به سخن كسى گوش فرا دهد:

(… از همان اوّل حالت تعّبد نسبت به مطالب علمى نداشت; مثلاً اگر شيخ انصارى يا هر بزرگوارى مطالبى را گفته است سربسته نمى پذيرفت… مى توان گفت از همان اول روح اجتهاد داشت و همين باعث ترقى او شد.)15

اين روحيه علمى در آثار قلمى كه از استاد به جا مانده به خوبى نمايان است.

تدريس

استاد شهيد به خاطر ژرف انديشى دقت نظر نبوغ و برجستگيهاى ويژه اى كه داشت از اوان تحصيل هر كتاب

( 362 )

درسى كه فرا مى گرفت آمادگى تدريس آن را داشت. بيش تر كتابهاى مقدماتى حتى دانش معقول را پس از آموختن تدريس مى كرد:

(… او چندان مطالعه نمى كرد ولى هر درسى را گويى با تمام جزئياتش جابه جا حفظ مى نمود. حتى ديدم آخر شرح منظومه را درس مى گرفت و آغاز آن را درسى مى گفت.)16

در سال 1340هـ. ش در مدرسه حجتيه قم تدريس حكمت داشت و افزون بر شرح منظومه اسفار اربعه ملاصدرا به طور خصوصى براى جمعى تدريس مى كرد.17

در امر تدريس بسيار موفق بود و حوزه درس با رونقى داشت.

مقام معظم رهبرى درباره چهره علمى حوزوى و مقام استادى ايشان مى گويد:

(… او يك مدرس معروف بود. فلسفه درس مى داد. فقه درس مى داد و به عنوان يك چهره برجسته در ميان طلاب حوزه و فضلاء و مدرسين معروف بود.)18

هنگامى كه به نجف اشرف مهاجرت كرد و توفيق حضور در حوزه نجف را يافت با ويژگيهايى كه داشت خيلى زود درخشيد. تدريس خارج فقه و اصول و فلسفه را شروع كرد و حوزه درس با رونقى بنيان نهاد و شاگردان بسيارى دور وى حلقه زدند و به درس وى روى آوردند.

مى گويند: حوزه درس وى در نجف اشرف سومين حوزه مهم درس خارج و سرآمد بسيارى از درسهاى موجود حوزه بوده است.

نگارشها

به طور معمول كسانى كه در عرصه تدريس و پرورش نيروى انسانى تلاش مى ورزند و توفيق دارند كم تر مجال مى يابند آثار علمى ژرف از خود به جاى بگذارند. انگشت شمارند آنان كه هم در تدريس درخشيده باشند و هم در

( 363 )

نگارش صفحه هاى درخشان و پر برگى از خود به جاى گذارده باشند.

استاد شهيد در هر دو ميدان پيشگام بود. از جوانى حوزه تدريس با شور و شادابى داشت و از همان روزگار يافته هاى علمى و پژوهشى خود را به رشته تحرير مى كشيد. مى توان ادعا كرد استاد يكى از موفّق ترين چهره هاى علمى حوزه بود كه با عمر كوتاه بيش ترين آثار علمى در دانشهاى گوناگون از خود به يادگار گذارد. در قم نگارشهاى علمى ارزشمندى بجا گذاشت كه از سوى رژيم غارت شد.

در تركيه دو جلد (مكاسب محرّمه) (قاعده لاتعاد) (رساله لاضرر) (الواجبات فى الصلاة) و (الفوائد و العوائد) را نگاشت.18

پس از هجرت به نجف اشرف بى درنگ تلاشهاى علمى خود را بياغازيد و تا آخرين لحظه هاى عمر نگارش را در سرلوحه كارهاى خويش داشت.

فهرست آثارى كه از وى به جاى مانده و نزديكان ايشان از آن ياد كرده اند يا در آثار خود از آنها نام برده به شرح زير است:

1 . تفسير قرآن 4جلد.

2. تحريرات فى الاصول 3جلد.

3. كتاب اصول اثر مختصر در مباحث اصول.

4. القواعد الاصوليه.

5. قواعد الحكميه حاشيه و تعليقه بر اسفار اربعه ملاصدرا.

6. حاشيه بر هدايه ملاصدرا.

7. حاشيه بر طبيعيات اسفار ملاصدرا.

8. حاشيه بر مبدأ و معاد ملاصدرا.

9. دوره فلسفه قديم.

10. حاشيه عروة الوثقى (اجتهاد و تقليد).

11. تحرير عروة الوثقى (تقليد و احتياط).

12. تحرير عروة الوثقى (طهارت).

13. كتاب الطهارت (مستقل).

14. كتاب الصلوة.

15. الواجبات فى الصلوة.

16. حاشيه عروة الوثقى (خلل صلات).

17. احكام الخلل فى الصلوة (مستقل).

18. رساله قضا صلوات.

( 364 )

19. حاشيه عروة الوثقى (كتاب صوم).

20. شرح و مستند تحرير الوسيله امام خمينى (كتاب صوم).

21. كتاب الصوم (مستقل).

22. مكاسب محرمه 2جلد.

23. شرح و مستند تحرير الوسيله (مكاسب محرمه).

24. كتاب البيع (مستقل).

25. شرح و مستند تحرير الوسيله (كتاب البيع).

26. شرح و مستند تحرير الوسيله (خيارات).

27. كتاب الخيارات (مستقل).

28. كتاب الاجاره.

29. شرح و مستند تحرير الوسيله (كتاب النكاح).

30. دراستات فى ولايت فقيه.

31. القواعد الفقهيه (قاعده لاضرر و قاعده لاتعاد).

32. حاشيه بر وسيلة النجاة سيد ابوالحسن اصفهانى.

33. نقد دروس الاعلام النجف الاشرف (فقه اصول).

34 . رساله حديث رفع.

35. القواعد الرجاليه.

36. حاشيه بر خاتمه مستدرك الوسائل ميرزا حسين نورى.

37. الفوائد والعوائد.

38. شرح زندگانى ائمه(ع).

39. تطبيق هيئت جديد بر هيئت و نجوم اسلامى.

40. قضيه آقاى حكيم و دولت عراق (يادداشتهاى دستنويس درباره مسائل روز با تحليل عميق سياسى.)20

از مجموعه آثار شهيد تنها سه اثر به زيور چاپ آراسته شده است. به اميد آن كه در كنگره بزرگداشت آن بزرگ ديگر آثار ايشان چاپ و عرضه شود. در اين نوشتار بر آنيم كه به گونه فشرده پاره اى از آثار شهيد را معرفى كنيم.

تفسير قرآن 4جلد.

تحقيق و تصحيح: سيد محمد سجادى.

چاپ و نشر: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى.

مفسران در طول تاريخ اسلام به

( 365 )

شيوه هاى گوناگون به روشن گرى كلام وحى پرداخته اند. گروهى از زاويه روايات پيشوايان دين به آيات قرآنى نگريسته اند و گروهى از منظر كلام عرفان فقه علم و ادب و….

استاد شهيد روشهاى تفسيرى ياد شده را بايسته و كافى نمى داند و بر اين باور است نگاه يك سويه به آيات قرآن فهم و درك و برداشت را محدود مى كند. و انسانها را از بسيارى حقايق و دقايق آيات الهى محروم مى سازد.

از اين روى طرح نو در تفسير كه در ميان روشهاى تفسيرى سابقه نداشت در افكند. با نگاه همه جانبه از زواياى گوناگون به سراغ آيات قرآن رفت و با وام گرفتن از معارف اهل بيت و دانشهاى قديم وجديد به تفسير آيات قرآن پرداخت. اثر حاضر ثمره پژوهشها و ژرف انديشيهاى گسترده ده ساله استاد است كه به گونه الگوى نوينى در سير تفسير نگارى فرا روى علاقه مندان گذاشته است.

تفسير با خطبه رسول اكرم(ص) در وصف قرآن و تقديم اثر به پيشگاه سيدالشهداء آغاز شده است. نويسنده در پيش گفتار كوتاه حقيقت دانش تفسير را مى نماياند و از تفسير تعريفى دقيق ارائه مى دهد. اين اثر ارزش مند سوره حمد و 26 آيه از سوره بقره را در بردارد.

استاد با نگرشى فراگير و همه سويه مطالب سوره حمد را در سه محور اساسى عرضه مى دارد:

1. بايسته هاى بحث و پژوهش در تمام سوره.

2. برداشتهاى گوناگون از هر آيه.

3. شرح تفسير واژگان و اجزاى آيات.

نويسنده با بهره گيرى از تخصصهاى گوناگون و دانشهاى رايج درحوزه چون: رسم الخط صرف نحو لغت معانى و بيان ادب و عروض. علم حروف. تجويد و قراءت تاريخ و شأن نزول اصول فقه فقه كلام عرفان اخلاق حكمت و فلسفه و سبكها و برداشتهاى علماى تفسير به بحث

( 366 )

مى پردازد و در اين اثر ناتمام ردپاى ماندگارى در دانش تفسير و قرآن پژوهى از خود مى گذارد.

تحريرات فى الاصول 3جلد

تحقيق و تصحيح: سيد محمد سجادى و حبيب اللّه عظيمى.

چاپ و نشر سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى.

تحقيق و تصحيح جلد نخست توسط سيد محمد سجادى انجام پذيرفته و در سال 1365ش هـ. در 561 صفحه به چاپ رسيده است.

تحقيق و تصحيح جلد دوم و سوم اثر توسط سيد محمدسجادى و حبيب اللّه عظيمى صورت گرفته و در سال 1372ش .هـ. در 645 و 862 صفحه چاپ و منتشر شده است. اين اثر دائرة المعارف گونه در دانش اصول در يازده مقصد سامان يافته است بدين شرح:

مباحث مقدماتى علم اصول: تعريف وضع حقيقة شرعيه صحيح و اعم الفاظ مشترك و مشتق.

اوامر نواهى مفاهيم عام و خاص مطلق و مقيد قطع ظن براءت اشتغال و استصحاب.

اجتهاد و تقليد

در باب اجتهاد و تقليد استاد دو اثر ارزش مند نگاشته كه به گونه دستنوشته در دسترس است:

1. الحاشيه على العروة الوثقى اجتهاد و تقليد: اين حاشيه در 24 صفحه تمام باب اجتهاد و تقليد عروة را در بر دارد و از به شرح ترين حاشيه هايى است كه بر عروة الوثقى در اين باب نگاشته شده; از اين روى كم تر مسأله اى در باب تقليد عروه مى توان يافت كه در اين حاشيه به بحث و بررسى گذاشته نشده باشد.

استاد شهيد در اين حاشيه به افزودن واژگانى چون: (على الاحوط) (على الاقوى) و… بسنده نكرده بلكه به ريشه يابى علمى فتواها پرداخته است و نه تنها خوانندگان بر

( 367 )

فتواها آگاهى مى يابند بلكه فقيهان و پژوهشگران نيز مى توانند از آن بهره علمى ببرند.

2. تحرير العروة الوثقى التقليد والاحتياط: در تحرير عروة ديدگاههاى فقهى و فتواهاى استاد شهيد به سبك و سياق (عروة الوثقى) سيد محمد كاظم يزدى نگاشته شده است.

اين اثر در 20 صفحه و در بردارنده 74 مسأله و به گونه دستنوشته است.

از كمبودهايى كه در باب روشن گرى مسائل شرعى و بيان فتوا احساس مى شود به روز نبودن مسائل حضور نداشتن فتوا در صحنه زندگى اجتماعى اقتصادى سياسى فرهنگى و روشن نبودن تكليف گزاره هاى نوپيدا و طرح نشدن مسائل برابر با شرايط و نيازهاى زمان است. استاد شهيد با تحرير عروة خواسته گامى در جهت برطرف كردن اين كاستيها بردارد.

هدف وى از پديد آوردن اين اثر ويرايش متن عروه از عبارتهاى غيرلازم پرهيز از تكرارهاى ملال آور كاستن فرعها و فرضهايى كه زمان آن گذشته و امروز مورد نياز نيست افزودن مسائل نوپيدا ارامه دسته بندى و نظم جديد به فروع برگرفته از مبانى و اصول توجه به شرايط زمان در بيان مسائل و… است.

در اين نوشته نويسنده فتواى خود را به زبان عربى استوار و روان عرضه داشته و در مقايسه با نگارشهاى فتوايى ديگر بويژه عروة الوثقى از برجستگيهاى بسيارى برخوردار است.

تحرير العروة كتاب الطهارة:

اين اثر نگارش نوينى است در (كتاب طهارت) به سبك و روش عروة الوثقى كه پس از بحث تقليد و احتياط از (فصل فى المياه) آغاز مى شود و به (فصل فى الاجسام الطاهره) پايان مى يابد.

تحرير العروة در بردارنده همه مسائلى كه در عروة الوثقى سيد كاظم

( 368 )

يزدى طرح شده نيست بلكه مسائل مهم را ايشان با روشى كه داشته به بحث گذارده است.

كتاب الطهارة:

اثر مورد بحث نخستين نگارش مستقل فقهى استاد در فقه استدلالى و سر سلسله آثار فقهى گسترده و دراز دامن در بابهاى گوناگون تحت عنوان: (كتاب كبير) است گرچه نويسنده بر اين اثر كه برخى از حلقه هاى آن موجود است و برخى ناپديد و يا به دور از دسترس عنوان ويژه اى نزده ولى در ديگر نوشته هاى خود از (كتاب كبير) بارها نام مى برد كه از آن استفاده مى شود مقصود استاد همين سلسله كتابهاى فقهى استدلالى گسترده در بابهاى گوناگون فقه است.

خلل نماز

بحث خلل نماز از بحثهاى دشوار و مورد نياز است و روايات بسيار درباره آن رسيده و چند قاعده فقهى در آن كاربرد دارد. ويژگى بحث سبب شده موضوع در ميان فقها مطرح باشد و كتابها و رساله هاى مستقل فتوايى و علمى درباره آن نگاشته شود.

استاد شهيد نيز به خاطراهميت و جايگاه بحث در اين باب دو نگارش: (حاشيه عروة الوثقى) و (احكام الخلل فى الصلوة) از خود به جاى گذاشته است.

1. الحاشية على العروة الوثقى: در اين دستنوشته فصل پنجاه از كتاب الصلوة عروة الوثقى: (الخلل الواقع فى الصلوة) كه سيّد يزدى در 19 مسأله آن را به پايان برده استاد بر 6 مسأله آغازِ آن حاشيه دارد.

2. احكام الخلل فى الصلاة: اين اثر ارزنده فقهى به شيوه فقه استدلالى و به گونه مستقل در باب خلل نماز نگارش يافته و بخش عمده مباحث خلل نماز را در بر دارد.

اين نوشته در 182 صفحه سامان يافته و اكنون نسخه اصلى آن

( 369 )

دركتابخانه عمومى آيت اللّه نجفى مرعشى در قم موجود است.

مطالب كتاب در يازده مسأله به شرح زير سامان يافته است:

اخلال به زياده و نقيصه (جزء و شرط) اخلال از روى عمد اخلال از روى جهل قصور يا تقصير حديث لاتعاد و مفاد آن شيوه جمع ميان حديث لاتعاد و من زاد شيئاً اخلال به نيت خلل قبله و احكام آن تحديد قبله خلل در وقت و احكام آن اخلال به طهارت حدثى در نماز اخلال به طهارت خبثى در نماز حكم نماز در حال آلودگى به نجاست اخلال به شرايط ساتر اخلال به جهر و اخفات اخلال به شرايط ركوع سجود و قيود آن اخلال به قيام.

صوم

مسائل روزه هماره مورد توجه فقها و عرصه بحث و نظر آنان بوده است. در اين باب نگاشته هاى استدلالى و فتوايى بسيارى وجود دارد و استاد شهيد نيز به اين باب توجه ويژه داشته و نگارشهاى گوناگونى عرضه كرده است:

1. حاشية على العروة الوثقى كتاب صوم: دستنوشته در 29 صفحه و از آغاز كتاب صوم تا فصل دوم (مسأله 48) را در بر دارد.

2. شرح و مستند تحريرالوسيله تحرير الوسيله حضرت امام از نگاشته هاى استوار همه سويه نگر و جُنگ فقهى است كه هم مقلدان را به كار مى آيد و هم محققان را از اين روى اهل فضل به آن توجه ويژه دارند و شهيد آقا مصطفى هم اين اثر پركار برد را در كانون توجه قرارداده و كتاب صوم آنرا شرح و مستند نموده است. كتاب صوم: دستنوشته در 56 صفحه و از آغاز كتاب صوم تحرير الوسيله (بحث نيّت) تا مسأله 3 باب (فيما يجب الامساك عنه) را در بر دارد.

3. كتاب الصوم به تصحيح

( 370 )

محمد على رازى در انتشارات دفتر تبليغات حوزه علميه قم در 233 صفحه به چاپ رسيده است. اين نوشته فقهى مستقل است كه مباحث آن در ماه رمضان بر گروهى از فاضلان حوزه علميه نجف القا شده و به مدت پنج سال سامان دهى و نگارش آن به درازا كشيده است.

كتاب مقدمه اى دارد در تعريف حقيقت صوم و بحثى درباره نيت و فرعهاى آن و بحثى درباره مفطرات روزه.

شرح و مستند تحريرالوسيله كتاب نكاح

شهيد آقا مصطفى ديدگاههاى ويژه فقهى خود را در باب نكاح درحاشيه هاى مسائل آن آورده است.

اين اثر از مسأله 11 تا بخشى از مسأله 23 ادامه دارد و در مجموع وى بر 12 مسأله تحرير حاشيه دارد و در 40 صفحه به گونه دستنوشته سامان يافته است.

شرح و مستند تحرير الوسيله مكاسب و متاجر

اين اثر كه شرح و مستند سازى تحرير الوسيله بخش مكاسب محرمه است 26 مسأله از مكاسب محرمه تحرير الوسيله را در بر دارد و نسخه اصلى آن در 120 صفحه به گونه دستنوشته در كتابخانه آيت اللّه مرعشى نجفى موجود است.

كتاب البيع

از سلسله نگارشهاى گسترده و مستقل استاد شهيد در فقه استدلالى (كتاب البيع) است. اين اثر گويا همزمان با تدريس (بيع) توسط امام خمينى درنجف اشرف سامان يافته است. كتاب حاضر در 517 صفحه به گونه دستنوشته تمامى مباحث بيع را در بردارد و اكنون نسخه اصلى آن در كتابخانه آيت اللّه مرعشى نجفى در قم موجود است.

خيارات

خيارات از بحثهاى بحث انگيز عرصه

( 371 )

طرح آرا و ديدگاههاى گوناگون است. به خاطر كمبود منابع و دليلهاى لفظى قواعد فقهى و اصولى فراوانى كاربرد دارند و دانش وران فقه با دقت و ژرف نگرى بسيار و بحثهاى ژرف آثار ارزنده اى در اين باب به ميراث گذشته اند.

استاد شهيد نيز در اين باب دو اثر ارزش مند به گونه شرح و مستند و بحث استدلالى مستقل نگاشته است:

1. شرح مستند تحرير الوسيله كتاب خيارات: اين اثر كه مستند سازى و شرح تحريرالوسيله كتاب خيارات امام خمينى است در 129 صفحه سامان يافته و از آغاز تا مسأله دوم: (القول فى احكام الخيار) را در بردارد.

2. كتاب الخيارات: اين اثر دستنوشته آخرين بخش از كتاب فقهى گسترده اوست كه در فقه استدلالى به گونه مستقل به دنبال (كتاب البيع) با 23 صفحه افتادگى نگاشته شده است. احتمال مى رود بخش افتاده خيار غبن و خيار عيب باشد. شاهد بر اين سخن جمله اى است كه در صفحه 561 كتاب خيارات آمده است: (لما مر بعض البحوث حول ذلك فى خيارالغبن.)

و از اين كه كتاب خيارات بدون مقدمه شروع مى شود نشان مى دهد كه پيش از اين مباحثى بوده و از بين رفته است و يا در دسترس نيست.

كتاب كم وبيش همزمان با درس خيارات امام خمينى درنجف اشرف نگاشته شده ولى مباحث آن از چنان استقلالى برخوردار است كه نمى شود گفت شاگردى در دوران تحصيل با توجه به درس استاد آن را نگاشته است.

الاسلام و الحكومة:

اين اثر در باب (ولايت فقيه) به شيوه فقه استدلالى و مستقل نگاشته شده است و هم اكنون تايپ شده آن در 63 صفحه در دسترس قراردارد.

از بخشهاى پايانى نوشته بر مى آيد

( 372 )

استاد شهيد در واپسين روزهاى ذيحجة الحرام سال 1398هـ.ق. پس از درس (ولايت فقيه) امام خمينى در تاريخ 13 ذيقعده 1389هـ.ق. تا 2 ذى الحجة الحرام 1389هـ.ق. به نگارش اين اثر دقيق و ارزش مند پرداخته است.

ولايت فقيه از بحثهاى فقهى بسيار مهمى است كه فقيهان در بابهاى گوناگون فقه بويژه در (كتاب البيع) به مناسب (شرايط متعاقدين) آن را عنوان مى كنند امّا اين كه به گونه مستقل و فراگير بدان پرداخته شود پيشينه دورى ندارد ملا احمد نراقى در اثر ارزش مند خود: (العوائد الايام) به اين بحث مهم به گونه گسترده پرداخته و آن را در كانون توجه قرار داده است. پس از ايشان حضرت امام خمينى بحث ولايت فقيه را در شرايط بسيار حساس تاريخ اسلام و در هنگامه مبارزات ضد استعمارى و ضد استبدادى براى هر چه روشن تر كردن افقهاى حركت در آينده و نمودن اين كه اين حركت عظيم و تاريخى در چهارچوب ويژه اى روبه سوى آينده دارد و به هيچ يك از مكتبهاى موجود وابستگى ندارد طرح كرد شورى در حوزه نجف و قم بر انگيخت و به مبارزات اسلامى ژرفا بخشيد و مبارزان را هر چه پرتوان تر به صحنه آورد. اين درس محورى و ناب در 13جلسه به گونه اى بسيار روان امّا عميق در حوزه خواب زده نجف و در بين انبوه مخالفان و كژانديشان به مشتاقان القا شد و اثر جاودانه اى در آن روزگار در حوزه نجف گذاشت.

امام خمينى به خاطرحساسيت زمان و اهميت موضوع (ولايت فقيه) از مبارزان دانشور و محقق حوزه درس خويش مى خواهد كه به هرگونه ممكن با نگارش سخنرانى در محافل و مجالس تدريس و… به شناساندن (ولايت فقيه) بپردازند:

(ما اصل موضوع را طرح كرديم و لازم است نسل حاضر و نسل آينده در اطراف آن بحث و فكر

( 373 )

كنند.)21

استاد شهيد از آن جا كه به شرايط سياسى آن روز آشنايى ژرف داشته و كاربرد ژرف و سترگ (ولايت فقيه) را به گونه همه جانبه و عميق درك كرده بوده است نخستين كسى بوده كه به نداى امام و مقتداى خويش پاسخ داده و بحث ولايت فقيه به سبك و روش ويژه و مبانى استوار مطرح كرده است. وى نگاشته خويش را در دو مقدمه و عنوانهاى محورى به شرح زير سامان داده است:

دليلهاى ولايت فقيه: آيات روايات اجماع عقل جايگاه ولايت فقيه در بابهاى گوناگون فقه ديدگاههاى فقيهان اقسام ولايت حكومت ويژه امامان معصوم (ع) حكم قيام در عصر غيبت شرايط حاكم اسلامى در برداشت از واژه امام محدوده وظايف حاكم اسلامى فقيهان در زمان اقتدار حاكمان اسلامى پيروى فقيهان از حاكم اسلامى وظايف مهم ولى فقيه.

دروس الاعلام و نقدها

استاد شهيد در مهاجرت به حوزه علميه نجف اشرف در درس شمارى از بزرگان و فقيهان و اصوليان شركت مى جويد از مطالب اصلى درسها يادداشت بردارى مى كند و هر يك را به گونه عالمانه و با نگاه دقيق و موشكافانه به بوته نقد مى گذارد و در ضمن رأى اصولى و فقهى خود را با استدلال استوار عرضه مى دارد. حوزه هاى درسى كه استاد شركت جسته به ترتيبى كه در اين جزوه آمده عبارتند از:

1. آيت اللّه سيد محمود شاهرودى كه در درس اصول ايشان شركت جسته و بحث (جريان اصول در اطراف علم اجمالى) را به رشته تحرير آورده و به آن نقد زده است. در مجموع شش درس از درسهاى آيت اللّه شاهرودى را يادداشت كرده و هر درسى دو يا سه صفحه را به خود اختصاص داده و اين بخش در بحث (ظن) و شبهات ابن قبه پايان يافته است.

( 374 )

2. آيت اللّه آقا سيد روح اللّه خمينى كه در درس بيع بيع معاطات حضرت ايشان شركت جسته و آنچه از اين درس نگارش يافته يازده درس است كه آخرين آن (ادله لزوم معاطات) را در بر دارد.

3. آيت اللّه سيد ابوالقاسم خوئى كه درس اصول ايشان بحث اجتماع امرو نهى شركت جسته و آنچه از درس به نگارش در آمده تقسيم نواهى به ارشادى و مولوى است در شش درس و اين بخش در موضوع جعل صحت و فساد پايان يافته است.

4. آيت اللّه محمد باقر زنجانى كه در درس فقه و اصول ايشان شركت جسته است: فقه كتاب طهارت آب قليل و كثير و اصول در بحث احراز عنوان مخصص به استصحاب.

5 . آيت اللّه سيد محسن حكيم كه در درس فقه ايشان شركت جسته است و پنج درس از بحث (لزوم شركت) ايشان نگارش و نقد و بررسى شده است.

الفوائد والعوائد

اين اثر از يادداشتهاى پراكنده استاد در دانشهاى گوناگون: فقه اصول كلام عرفان و… فراهم آمده است.

نويسنده با روش فنى و در قالب اصطلاحات پيچيده علمى پاره اى از ديدگاههايى كه در دانشهاى ياد شده مطرح شده به بوته نقد و بررسى گزارده از جمله بحث مشكل استصحاب كلى و اقسام آن طرح كرده و ديدگاه خود را درباره آن چنين يادآور شده است:

(مبانى احكام شرعى را بر مباحث ذهنى و ترسيم گريهاى دقيق فنى استوار نمودن امر بسيار دشوار و پذيرش آن مشكل است.)

در فوائد ديگر به مباحث سودمندى درباره معاد جسمانى دعا ثواب ثواب و عقاب اعمال و… پرداخته كه مطالعه آن براى پژوهشگران و اهل نظر بسيار مفيد و پرفايده خواهد بود.

( 375 )


پاورقيها:

1. مجلّه (پيام انقلاب) شماره14/96 1362/8/7.

2. (آرشيو بنياد تاريخ) سخنان استاد جعفر سبحانى.

3. روزنامه (جمهورى اسلامى) 1371/7/30.

4. مجلّه (پاسدار اسلام) شماره 28/23 آبان ماه 1362.

5. روزنامه (جمهورى اسلامى) 1371/7/30.

6 . (اسناد انقلاب اسلامى) مصاحبه آقاى سيد محمد شاهچراغى دستنوشته.

7. مجلّه (پيام انقلاب) شماره 34/91 مصاحبه با آيت اللّه فاضل.

8. روزنامه (كيهان) 1359/8/1.

9. (نهج البلاغه) حكمت 21.

10. مجله (ياد) شماره 116/12.

11. مجلّه (پاسدار اسلام). آبان 1362.

12. مجله (جنگ و زندگى) آبان 1362.

13 . مجلّه (پيام انقلاب) شماره 48/18 1359/7/30.

14. مجلّه (پيام انقلاب) شماره 10/96 1362/8/7.

15. مجلّه (پاسدار اسلام) شماره 28/23 آبانماه 1362.

16. (نهضت روحانيون ايران) على دوانى ج332/6.

17. روزنامه (جمهورى اسلامى) 1363/8/1.

18. مجلّه (شاهد) شماره 41/71.

19. مجلّه (15 خرداد) 17/4; (تحريرات فى الاصول) شهيد آقا مصطفى خمينى ج702/3; مجلّه (حضور) شماره 64/17 پاييز 75.

20. (نهضت امام خمينى) سيد حميد روحانى ج19/2.

21. (ولايت فقيه) امام خمينى مؤسسه احياء آثار.