( 189
)
درباره رسول اعظم ما
حكايت شده است:
(ما اوذى نبيّ بمثل ما اوذيت.)7
و اين نبود مگر براى نگهدارى تو
از مجازات پيامدهاى كارهايت در برزخ و قيامت
چه آنان طبيبان جانها كه براى هدايت و ترتيب بشر و به كمال رساندن او بر انگيخته شده اند.
وقتى تو اهل بصيرت و انديشه شدى و متوجه زوايا و گستردگى اين همه لطف و نعمت گشتى
آيا دوستى
شيفتگى و عشق اين وجود بزرگ و با عظمت
كريم و بخشنده مهربان و مهرور
در دلت پديد نمى آيد كه تو را شيفته او كند. با اين همه
اگر اين حال برايت پيش نيايد
مرگ براى تو بهتر از زندگى است. چه نيكو گفته است گوينده بلند مرتبه: (بل هم اضلّ سبيلاً.)8
ولى اگر شيفتگى و عشق درجانت پديد آمد
بر تو باد به فزونى آن تا در قلب توغير او هيچ نماند.
آيا پسنديده است بر انسان آگاه
به همه سويهاى قضايا كه خود را به غير از پروردگار عزيز و سربلندى بسپارد كه درباره او گفته شده است:
(انّه تعالى يملك عباداً غيرك و انت ليس لك ربّ سواه)
|