( 162
)
(وما لهم به من علم ان يتبعون الاالظن وان الظن لايغنى من الحق شيئاً.)69
(ان يتبعون الا الظلن وان هم الا يخرصون.)70
(ما لهم به من علم الاتباع الظن وماقتلوه يقيناً.)71
مخالفان حجت بودن خبر واحد مى گويند از آن جا كه پيروى از خبر واحد
پيروى از گمان است
بنابراين
نكوهش قرآن از گمانها
اين مورد را هم در بر مى گيرد.
استاد شهيد به اين استدلال قرآنى مخالفان
پاسخ قرآنى مى دهد:
(والذى يتوجه الى الأستدلال اولا ان كلمة الظن ربما يكون مراداً منها العلم و منه قوله تعالى:
(وانى لأظنك يا فرعون مثبوراً.)72
وهذا كثير الدور فتكون الآيات ربما ناهية عن العلوم الباطلة والأعتقادات المأخوذة عن الآباء والأقوام من غيرتدبر وتأمل… و هذا اجنبى عن الظن النوعى الذى تدعى حجيّته ولاتنافى بين كون الظن غير حجة والخبر الواحد حجة.)73
در پاسخ استدلال آنان بايد گفت: واژه (ظنّ) در قرآن در بسيارى از جاها
به معناى (علم) به كار رفته است
از جمله:
(و من تو را اى فرعون
هلاك شده مى دانم.)
بنابراين
آيات پيشين كه پيروى از گمان را نكوهش مى كنند
پيرويهاى نادرست مردمانى را مى نكوهند كه بدون انديشه در پى پيشينيان روانند. و بين اين گونه از گمان كه پسنديده نيست
با گمانى كه خبر واحد براساس آن حجت است
فرق بسيار است.
سپس به دليلهاى موافقان حجت بودن خبر واحد پرداخته و ديدگاه آنها را از ديدگاه قرآن مورد بررسى قرار داده است.
موافقان از اين آيه شريفه:
(ان جائكم فاسق بنبأ فتبينوا ان تصيبوا قوما بجهالة فتصبحوا على ما فعلتم
|