( 371
)
انسان با مبدأ و معاد ياد مى كند و سپس برخى از برجستگيهاى رسالت اسلام را از ديگر رسالتهاى آسمانى
بدين گونه بر مى شمارد.
1 . رسالت اسلام در قرآن بيان شده و قرآن تنها كتاب آسمانى تحريف نشده است.
2 . جاودانگى قرآن
دليل روشن اثبات نبوت پيامبر(ص) و خاتميت است.
3 . گذشت زمان
نه تنها قرآن را بى ارزش نمى كند
بلكه ابعاد گوناگون آن را فاش مى سازد.
4 . رسالت پيامبر اسلام(ص) در برگيرنده تمام ساختهاى زندگى فردى و اجتماعى انسان است; از اين روى مى تواند موازنه اى بين خواسته هاى گوناگون او برقرار سازد.
5 . رسالت اسلام
عملى و قابل تحقّق در زندگى مردم است.
6 . رسالت اسلام
تاريخ ساز است.
7 . رسالت اسلام
تنها به ساختن امّت اسلامى بسنده نكرده
بلكه درصدد ساختن نيروى پرتكاپو از مسلمانان است كه جهان را بسازند.
8 . پيامير اكرم(ص) آورنده اين رسالت خاتم انبياء رسالت او خاتم رسالتها است.
9 . پس از ختم نبوت
حكمت الهى بر اين قرارگرفت كه امامت و خلافت را در دوازه نفر قرار دهد
اول آنان على(ع) و آخر آنان
محمد بن الحسن المهدى(عج).
10 . اسلام
مردم را در عصر غيبت امامِ دوازدهم
به فقيهان ارجاع داده و باب اجتهاد را باز دانسته است.47
ب . فتاوا و آراى فقهى: همان گونه كه گذشت
شهيد صدر فقه را بر چهار بخش محورى تقسيم كرده: عبادات
اموال
سلوك خاص و سلوك عام.
او بر اين تصميم بود رساله عمليه خود; يعنى (الفتاوى الواضحه) را در چهار جلد بنگارد و يك جلد آن را در زمينه عبادات نگاشت كه دست ستمگر ستم او را به شهادت رساند و كار عظيم او ناتمام ماند
اميد آن كه خبرگان فقه
باقى مانده كار را براساس طرح شهيد تمام كنند.
|