( 279
)
استدلال قياسى:
اين سنگ ماده است.
هر ماده اى تحت تأثير جاذبه است.
اين سنگ تحت تأثير جاذبه است.
استدلال استقرايى:
اين افراد تحت تأثيرجاذبه اند.
اين افراد
همه اجزاء ماده اند.
همه اجزاء ماده تحت تأثير جاذبه اند.
سير انديشه در استدلال استقرايى نسبت به استدلال قياسى فرق مى كند. فكر در استدلال قياسى از عام به سوى خاص حركت مى كند
ولى در استدلال استقرايى عكس قضيه صادق است; يعنى حركت فكر از خاص به سوى عام است.
به همين دليل
در يك استدلال قياسى
نتيجه بايد پذيرفته شود و اگر نتيجه را نپذيريم
ناسازگارى لازم خواهد آمد
ولى در استدلال استقرايى چنين نيست
چون در دليل استقرايى
نتيجه گسترده تر از دو مقدمه است و نمى توان مدعى شد كه نتيجه تنها از دو مقدمه به دست آمده است.
نارساييهاى استقراى تام
به روايت شهيد صدر
ارسطو هر استدلالى را كه مبتنى بر شمارش حالتها و افراد باشد
استقراء مى داند و بر همين اساس
آن را به تام و ناقص تقسيم مى كند
ولى بنا به تعريفى كه شهيد صدر از استقراء به دست مى دهد
استقراء در خور تقسيم به تام و ناقص نيست.
استقراء در بينش علمى صدر
هر استدلالى است كه از خاص به عام راه يابد
بنابراين
چون استقراى تام هرگز از خاص به عام سير نمى كند و نتيجه آن مانند دليل قياسى با مقدماتش برابر است
پس استقراى تام در واقع قياس است نه استقراء.
تعريف شهيد صدر از استقراء فقط استقراى ناقص را در برمى گيرد
چون اين نوع از استقراء است كه از خاصّ به عام حركت مى كند.2
|