( 179
)
(من در برابر همه مسلمانان جهان مسؤول هستم و بايد به مسؤوليتم در برابر همه آنان عمل كنم82.)
در روزهاى محاصره منزل ايشان توسّط حكومت بعثى
زيد حيدر
از اعضاى شوراى فرماندهى ملّى حزب بعث و عبدالرزاق حبوبى
فرماندارنجف
به خانه شهيد صدر مى آيند و شهيد صدر
در اين ديدار
از نقش حوزه هاى علميه و عالمان شيعى در پديد آوردن و رهبرى حركتهاى اسلامى سخن مى گويد و دولت بعثى عراق را به خاطر كشتار مردم و عالمان دينى محكوم مى كند.
آن دو مات و مبهوت به شهيد صدر نگاه مى كردند و نمى دانستند چه بگويند. ناگاه حبوبى به همراه خود مى گويد:
(ببين اين مرد بزرگوار
چه شيوا و منطقى حرف مى زند… ما بايد سعى كنيم كه او عالم و روحانى بعثيان گردد83.)
طلاب حاضر درجلسه مى خندند و شهيد صدر نيز تبسم مى كند.
حبوبى پرسيد چرا مى خنديد؟
شهيد صدر در پاسخ مى گويد:
(من عالم مسلمانان هستم نه عالم بعثيان84.)
در روزى ديگر
شيخ عيسى خاقانى
به عنوان نماينده شخص صدّام به ديدار شهيد صدر مى آيد و دو مطلب را به حضور ايشان عرضه مى دارد:
1 . عربهاى خوزستان
زير فشار و ظلم دولت جمهورى اسلامى ايران هستند. ما بايد درباره رهايى آنان بينديشيم.
2 . حوزه علميه نجف
چرا هميشه بايد تحت نظارت و اداره ايرانيان باشد؟ ما بايد خودمان در برابر آن يك حوزه علميه عربى تأسيس كنيم و شما زعيم حوزه و مرجع بزرگ آن باشيد85.
شهيد صدر در پاسخ مى گويد:
(امتيازى كه نجف دارد و موجب عزّت و افتخار اين حوزه است
اين است
|