( 6
)
در سه حوزه به مرزبانى جدّى پرداخت.
1 . درحوزه فكرى و عقيدتى.
2 . در حوزه حراست از امت اسلامى.
3 . درحوزه كشيك نفس و جهاد اكبر.
مرزبانى عقيدتى و فكرى
او در اين حوزه نيز
منطقى ويژه را پى گرفت. دگرگونى در حوزه را گام نخستين براى پى ريزى تمدن اسلامى و مرزبانى از بيان اسلامى و حراست از امت اسلامى در اين روزگار مى دانست.
از ناآگاهى و نابسامانى حوزه ها دل آزرده بود و بارهاى بار
اين را باز گفت.
تغيير بينش در حوزه ها را ضرور مى دانست.
كارآمدى علوم حوزوى را هم خويش كرد. فردنگرى و تنگ انديشى را خوره جان حوزه هاى علوم دينى مى دانست و از اين باب
بسيار ملول و رنجيده خاطر بود.
كوشش كرد
روح جامع نگرى و جامع انديشى را در حوزه ها بدمد و اين دو اصل
در همه تلاشهاى فكرى و عملى او نمود داشت.
در اين عرصه
به شعار بسنده نكرد كه در بيش تر زمينه ها طرح و پيشنهاد داد.
از دگرديسى در اصول
كه آن را بسان منطق براى فقه و جهت دهنده بينش حوزويان مى دانست
دگرگونى فكرى حوزه را بياغازيد. و در اين زمينه روشى نو در تدريس پى نهاد و متون جديد آموزشى مانند (حلقات الاصول) در سه سطح و (معالم الجديده) را براى آموزشى سطح نگاشت.
او
بر اين باور بود كه در حوزه ها
هدف اجتهاد گم شده و رسالت آن مهجور مانده است; از اين روى
رساله اى ويژه روشن گرى هدفهاى اجتهاد نگاشت.
او
باطرح پرسش: (حركت اجتهاد در آينده روى به كدام سو دارد) همه بنيادهاى تحول اجتهاد را نمود و هم وضع موجود اجتهاد را به نقد كشيد.
درباره هدف اجتهاد و خط اصلى كه فلسفه وجودى اجتهاد را تشكيل مى دهد
|