( 126 )

مدرسه كربلا از آل بويه تا حمله سلاجقه(2)

دوران آل بويه از دورانهاى طلايى تمدن والاى اسلامى بويژه شيعى است كه در تاريخ علم و فرهنگ اماميه مى درخشد و تمام گروههاى اسلامى و مسلمانان با افتخار از آن ياد مى كنند و صدها كتاب و رساله از اين برهه و ويژگيها و ميراث فرهنگى سرشارى كه از اين دوره به جا مانده ياد كرده اند.

از شواهد تاريخى به دست مى آيد با آغاز حكومت آل بويه (321 ـ 448هـ.ق.) در ايران و عراق مدرسه هاى شيعى در بيش تر شهرهاى اسلامى بويژه شيعه نشين به سرعت تاسيس و گسترش يافت و پس از تسخير بغداد توسط احمد معزالدوله در 11 جمادى الاول سال 334هـ.ق. و دستور خليفه بر زدن سكه به نام سه برادر1 از رويدادهاى مهم در تاريخ شيعه اماميه به شمار مى رود كه نقش مهمى در اعتلاى فرهنگ شيعى داشت.

در عراق مدرسه ها گسترش يافت

( 127 )

و در كربلا مدرسه بزرگ آن از نظر آل بويه دور نماند و احمد معزالدوله در سال 334هـ.ق. به زيارت كربلا شتافت و عمارت آستانه حسينى كه توسط داعى الصغير علوى در سال 280هـ.ق. بنا گشته بود گسترش داد و رواقهايى بدان افزود ولى چنانكه تاريخ حكايت دارد آستانه حسينى و مدرسه بزرگ كربلا هنگامى به اوج شكوه عالى خود رسيد كه فنا خسرو عضدالدوله بويه در سال 367هـ.ق. وارد بغداد شد2 سپس به زيارت آستانه مطهر امام حسين(ع) شتافت و دستور داد تا ساختمانى كه به دستور داعى الصغير علوى فرمانرواى طبرستان و از نوادگان زيد فرزند امام زين العابدين(ع) كه در سال 280هـ.ق. بنا گشته بود از بنياد خراب كردند و مجموعه فرهنگى با شكوهى كه شامل ساختمان آستانه و چند مدرسه و مسجد و تالارهاى بسيار و كاخ سلطنتى و مقبره هاى خانوادگى و… بود به گونه زيبا ساختند. ساخت اين بناى بزرگ در سال 367هـ.ق. شروع شد و در سال 371هـ.ق. پايان يافت.

ساختمان آستانه حسينى

تاريخ نگاران هنگام ياد تاريخ ساختمان آستانه حسينى از وصف يك موضوع مهم فراموش كرده اند و آن بافت يك پارچه و هماهنگ اين مجموعه فرهنگى است كه به گونه زيبا طراحى شده و قبر مطهر امام حسين(ع) در وسط قرار گرفته است.

فناخسرو عضدالدوله بويهى در سال 367هـ.ق. هنگامى كه به زيارت قبر مطهر امام حسين(ع) به كربلا مشرف شد گروهى از مهندسان و معماران برجسته و زبردست ايرانى را با خود همراه آورده بود تا مدرسه بزرگ و با شكوهى همانند دانشگاه الازهر كه در سال 359هـ.ق. در قاهره بنا شده بود بنا كند. بدين منظور دستور داد: طرح ساختمان بزرگ مجموعه فرهنگى و آستانه حسينى را براى وى طراحى كردند.

از شواهد تاريخى بر مى آيد كه عضدالدوله ساختمان آستانه حسينى را كه توسط

( 128 )

داعى الصغير علوى در سال 280هـ.ق. بنا شده بود از بنيان خراب كرد و قسمتى از خانه هاى پيرامون آستانه را خريد و دستور داد عمارت آستانه حسينى در وسط مجموعه فرهنگى كه در بردارنده چند مدرسه مسجد رواق تالارهاى بسيار براى تدريس در زمستان و تابستان صحن بزرگ و كوچك كاخ سلطنتى مقبره هاى خاندان سلطنتى بود بنا كنند و اين مجموعه بزرگ فرهنگى و مدرسه بزرگ شيعى تا نيمه دوم قرن چهاردهم هجرى پا بر جاى بود و علوم اسلامى از ابتدا تا مراحل عالى در اين مركز تدريس مى شد.

ويژگيهاى مجموعه فرهنگى كربلا و ساختمان آستانه حسينى عضدالدوله بدين گونه است: حرم مطهر در دو طبقه: زير زمين و طبقه هم كف به مساحت حدود بيست و پنج متر عرض و سى ودو متر طول در وسط آن قبر مطهر قرار دارد و برروى قبر صندوق نفيسى گذاشته شده و ضريح نقره شش گوشه اى صندوق را در برگرفته و بر فراز آن گنبد بزرگ بنا شده است.

در شمال حرم مطهر مسجد بزرگى بنا شده است به مساحت حدود هيجده متر پهنا و سى ودو متر دراز و چهار رواق هماهنگ در چهار سوى آن. درازاى رواق شمال و جنوب حدود چهل ودو متر و پهنا پنج متر و رواق شرقى و غربى حدود چهل و هشت متر درازا پنج متر پهنا سپس صحن شش گوشه در سه طبقه زيرزمين و طبقه هم كف كه پيرامون آن حجره هايى بنا شده براى سكنى گزيدن طلاب علوم دينى و چند تالار و ايوان براى تدريس و در طبقه سوم چند ايوان و تالار.

در قسمت شرقى صحن شريف يك صحن كوچك وجود داشت كه در آن شمارى از سلاطين آل بويه و خانواده هاى آنها به خاك سپرده شده بودند و از نظر فن معمارى و مهندسى از بهترين آثار تاريخى عصر آل بويه به شمار مى آمد كه بر اثر تعصب فرمانروايان سنى بغداد در روز 16 محرم سال 1368هـ.ق. خراب شد.3

( 129 )

در قسمت شمال غربى صحن كوچك مدرسه قرار داشت و درِ جنوبى مدرسه از زاويه شمال غربى صحن ياد شده باز مى شد و اين مدرسه توسط داود پاشا (1188 ـ 1267هـ.ق.) سپس نجيب پاشا والى عثمانى ويران گرديد.

پس از مدرسه ياد شده كاخ سلطنتى قرار داشت كه دَرِ جنوبى آن از زاويه شمال شرقى صحن بزرگ حسينى باز مى شد و درِ دوم آن از بازارى كه خود عضدالدوله ساخته بود باز مى شد.

كاخ ياد شده توسط ذريه وى ملامحمد كاظم طالقانى حائرى قزوينى (م:1094هـ.ق.) از علماء عصر صفوى وقف سكونت طلاب علوم دينى از فرزندان خويش شده بود. سپس فرزندش شيخ محمد جعفر بن ملامحمد كاظم آن را به مدرسه دينى تبديل كرده و در حدود سال 1242هـ.ق. به دستور نوه ايشان شيخ محمد صالح يرغانى حائرى (م:1271هـ.ق.) توسط دو برادر: سردار حسن خان و حسين خان قزوينى از بنياد خراب شده و در سه طبقه بنا گرديده است. از اين تاريخ مشهور شده به مدرسه حسن خان. وتاريخ بنا وقف نامه مدرسه بر روى دو قطعه سنگ مرمر سفيد حك و در قسمت جنوبى مدرسه نصب شده بود كه هنگام ساختن فلكه پيرامون صحن شريف در سال 1367هـ.ق. قسمتى از اين مدرسه درمسير قرار گرفت و سنگ ياد شده به اداره اوقاف كربلا برده شده و در انبار اوقاف نگاه دارى مى شود. در قسمت شمالِ غربى جنب در سدر صحن بزرگ حسينى (اين جا برابر قول مشهور ابن سعد سر مبارك امام حسين را در شب يازدهم محرم نگاهدارى و فرداى آن به كوفه حمل كرده است و از همان هنگام شيعيان اين مكان را مقدس شمرده اند و مسجدى در آن مكان بنا نهاده اند و در آن به اعتكاف و راز و نياز مى پردازند كه به مسجد رأس الحسين(ع) معروف است. عضدالدوله مسجد رأس الحسين(ع) را به گونه اى بسيار با شكوه تجديد بنا كرد و در قسمت غربى آن مدرسه بزرگى ساخت كه به نام

( 130 )

مدرسه عضديه مشهور شد.

اين مدرسه در عصر صفويه در اختيار غلات شيعه و صوفيه قرار داشته و آباد بوده است و پس از برچيده شدن دولت صفويه و تلاشهاى بسيار آقا باقر بهبهانى معروف به وحيد (م:1205هـ.ق.) صوفيه در كربلا ضعيف شد و اين مدرسه رونق و آبادانى گذشته خود را از دست داد در سال 1368هـ.ق. هنگام ساختن فلكه در پيرامون صحن شريف مسجد رأس الحسين(ع) و اين مدرسه ويران شدند.

چگونگى تدريس در مدرسه بزرگ كربلا

در اين مدرسه از آغاز تاسيس از ابتدايى ترين مراحل تعليم تا عالى ترين سطوح علمى و درجه اجتهاد تدريس مى شد.

از مشهورترين مكتب خانه هاى آموزش ابتدائى در اين مركز علمى مكتب خانه شيخ حسن كوسه بود. اين مكتب خانه در شمال غربى صحن مطهر حسينى قرار داشت و از داخل دالان دَر سدر صحن شريف به داخل تالار راه داشت و اين تالار داراى ارسى بود كه به داخل صحن شريف باز مى شد.

از جمله مكتب خانه هاى مشهور ديگر اين مركز علمى عبارت بودند از: مكتب خانه سيد صادق نشأت شيخ احمد كعبى شيخ على اكبر نائينى شيخ محمد سراج شيخ على عاملى سيد محمد رضا استرابادى شيخ عباس صفاد شيخ عبدالله معلم شيخ مهدى رئيس شيخ حمد كعبى شيخ حسين قصير سيدهاشم غريفى و… همگى اينان از علماى حوزه كربلا بودند كه وقت خويش را در تدريس مبادى علوم اوليه ويژه كرده بودند.

مشهورترين حوزه هاى خارج فقه و اصول در مدرسه كربلا در نيمه دوم قرن چهاردهم هجرى:

( 131 )

1 . حوزه درس سيدعبدالحسين طباطبائى حائرى معروف به حجت (م: 1363هـ.ق.) از نوادگان سيد على صاحب رياض (م: 1231هـ.ق.) و از خاندان اهل دين و دانش4. محل تدريس وى در زمستان داخل تالار بالاى دالان در زينبيه و تابستان در ايوان شمالى و گاهى در ايوان جنوبى تالار ياد شده در صبح و پس از نماز مغرب و عشاء بر قرار بوده است.

2 . حوزه درس سيد ميرزا هادى خراسانى حائرى (1297 ـ 1368هـ.ق.) از متكلمان بلند آوازه اماميه و از شاگردان برجسته رهبر انقلاب كبير عراق عليه انگليسيها ميرزا محمد تقى شيرازى. اين حوزه در ايوان ميرزا موسى واقع در شمال صحن مطهر برقرار بوده است.5

3 . حوزه درس سيد ميرزا مهدى شيرازى (1304 ـ 1380هـ.ق.) از بزرگان فتوا در كربلا و از شاگردان ميرزا محمد تقى شيرازى6 . اين حلقه درسى فقه و اصول در بخشهاى گوناگون از صحن شريف تغير مكان مى داده و در اين اواخر در تالار ميرزاى شيرازى (ديوان الشيرازى) واقع در جنوب شرقى صحن مطهر برقرار بوده است. اين حوزه از پوياترين و پررونق ترين حوزه هاى كربلا بوده و تا هنگام وفات وى همچنان پررونق مانده است.

پس از وفات وى در سال 1380هـ.ق. فرزند ارشد وى آيت الله سيد محمد كرسى تدريس را ويژه خود كرده است. اين حوزه برقرار بوده و پررونق تا آن كه حزب بعث به قدرت مى رسد و بيش تر حوزه هاى كربلا و نجف اشرف را از تلاش باز مى دارد.

حلقه هاى درس سطح و مقدمات علوم اسلامى نيز در گوشه و كنار صحن شريف برقرار بود كه از ياد آنها به خاطر نبود مجال خوددارى مى كنيم.

پرشكوه ترين حلقه درس قرآن كريم و تفسير از آنِ استاد بلند آوازه و حافظ قرآن

( 132 )

سيد حسن سيف تهرانى برگزار مى شد. اين مفسر بزرگ اكنون صد سال از عمر شريفش مى گذرد و در كربلا مى زيد.

شايان ياد است آستانه حضرت ابوالفضل العباس(ع) واقع در حدود چهارصد مترى شمال شرقى آستانه حسينى توسط عضدالدوله در همان سال در دو طبقه بنا گرديد بدين گونه: حرم مستطيل چهار رواق هماهنگ و صحن شريف و در پيرامون صحن حجره هاى هماهنگ و با ترتيب و مقابل هر حجره يك ايوان و چند تالار براى تدريس.

آستانه حضرت ابوالفضل(ع) از نظر نقشه و سبك معمارى مانند آستانه امام حسين(ع) اما كوچك تر از آن است و پس از آستانه حسينى از مراكز فرهنگى مهم در تاريخ حوزه هاى شيعى به شمار مى آمد.

علامه شيخ محمد سماوى (1292 ـ 1370هـ.ق.) در حوزه خود آن را چنين ياد كرده است:

وكل من شاد بناء السبط
شادَ بنا اخيه بين الرهط
فهو العفرناة الشديد الباس
ومن ترى كالضيغم العباس7

از مشهورترين مكتب خانه هاى آستانه حضرت ابوالفضل(ع) مكتب خانه شيخ محمد مهدى حائرى شيخ على ابوكفانه شيخ على صيقل و شيخ عبدالكريم كربلايى معروف به ابومحفوظ بوده است.

از مشهورترين حوزه هاى سطوح عالى و خارج فقه و اصول در اين مركز علمى حوزه درس خارج سيد محمد رضا قزوينى (م: 1348هـ.ق.) و برادرش سيد ابراهيم قزوينى (م: 1360هـ.ق.) بوده است.

( 133 )

حوزه درس اين دو در ضلع جنوب صحن شريف برگزار مى شده است. حوزه ديگر اين مركز حوزه درس شيخ محمد على سيبويه يزدى (م: 1391هـ.ق.) بوده كه در ضلع غربى صحن مطهر برگزار مى شده است.

حوزه درس سيد محمد صالح قزوينى (م: 1375هـ.ق.) از نوادگان سيد ابراهيم قزوينى صاحب ضوابط در ضلع جنوب غربى صحن برگزار مى شده است.

حوزه درس سيد محمد على خيرالدين (م: 1394هـ.ق.) از شاگردان سيد ابوالحسن اصفهانى و ميرزا حسين نائينى در ضلع جنوب شرقى صحن برگزار مى شده است.

مدرسه كربلا كهن ترين حوزه علمى شيعه

پس از مسجد النبى كه با هجرت رسول اللّه(ص) بناى آن آغاز گرديد سپس در جوار آن مسجد شريف پيكر مطهر رسول خدا به خاك سپرده شد قبر مطهر امام حسين(ع) نخستين آستانه اى است كه شيعيان در آن جا مدرسه اى بزرگ ساختند و جلسه هاى علمى گوناگون خويش را در حرم شريف و رواقها و صحن پيرامون آن تشكيل مى دادند; زيرا چنانكه در بخش نخست اين مقاله نگاشتيم8 پس از شهادت مولاى متقيان حضرت اميرالمؤمنين على(ع) در رمضان سال 40هـ.ق. در مسجد اعظم كوفه به دست عبدالرحمن بن ملجم مرادى بر اساس وصيت آن حضرت(ع) قبر وى را پنهان نگاه داشتند و به جز ائمه اطهار(ع) و شيعيان ويژه اين خاندان هيچ كس از محل دفن حضرت اميرالمؤمنين(ع) آگاه نبود تا سال 170هـ.ق. كه قبر امام(ع) ظاهر گرديد9 و در حدود سال 450هـ.ق. شيخ طوسى حوزه نجف اشرف را تأسيس كرد10 همچنين پنهان بودن قبر حضرت زهراء(س) و ممكن نبودن تأسيس حوزه در كنار مرقد حضرت امام حسن مجتبى(ع) در قبرستان بقيع سبب شد كه شيعيان به كربلا روى

( 134 )

آورند و آن جا را مركز علمى خود قرار دهند.

در روز دوم محرم سال 61هـ.ق. هنگامى كه امام(ع) دستور نصب خيمه هاى خاندان رسول اللّه(ص) را در صحراى خشك و سوزان كربلا بر روى بلندى استراتژيك در كنار چند تل بلند و سوق الجيشى صادر فرمود (كه امروزه اين مكان مقدس در كربلا به خيمه گاه معروف است) در حقيقت سنگ نخستين بناى سترگ مركز علمى شيعه گذاشته شد. زيرا از همان قرن اول بناى يادبود در اين محل تأسيس گرديد و شيعيان تا عصر حاضر براى زيارت و تبرك و راز و نياز و گرفتن حاجت در اين مكان گرد مى آيند.

برخلاف تمام دشواريها و بازدارنده ها كه بنى اميه و بنى عباس پديد مى آوردند اين مدرسه بزرگ راه خود را پيمود و دشواريها به دست تواناى زعماى دين و علماى بيدار و زمان شناس اين حوزه و ايستادگى و صبر طلاب علوم دينى كه به رسالت حوزه توجه داشتند از سر راه برداشته مى شد.

مدرسه كربلا كهن ترين مدرسه شيعى است ولى افسوس كه منابع و كتابهايى كه گوياى تاريخ اين مدرسه كهن شيعى باشند يا نگاشته نشده اند يا اين كه بر اثر رخدادهاى ناگوار از بين رفته و تاريخ روشنى از گذشته آن در دست نداريم.

مدرسه كربلا پس از وفات حُميد نينوى در سال 310هـ.ق. و آغاز عصر آل بويه

از منابع قديم و كتابهاى رجالى استفاده مى شود كه پس از وفات امام صادق(ع) در سال 148هـ.ق. و درگيريهاى اسماعيليه و اثنى عشريه گروهى از بزرگان شيعه به واقفيه پيوستند و به مدرسه بزرگ كربلا پناه آوردند و اين مدرسه شيعى محل يكى از درگيريها بگومگوهاى فكرى پنهانى و گاه آشكار بين گروهها بود و نيز پس از به

( 135 )

قدرت رسيدن متوكل خليفه عباسى (جلوس 232 ـ 247هـ.ق.) و آغاز عصر خفقان و تقيه زعماى اماميه و عالمان دينى با بيدارى و زمان شناسى جبهه واحدى عليه دشمن و ظلم عباسيان تشكيل دادند و به رسالت تاريخى و مسؤوليت خود عمل كردند. شيخ حُميد نينوى (م: 310هـ.ق.) بنيان گذار مدرسه كربلا در نيمه نخست قرن سوم هجرى تحت تأثير درگيريهاى دو مكتب شيعى قرار گرفت و او نيز به واقفه پيوست.

شيخ ابوغالب احمدبن محمد بن محمدبن سليمان زرارى (285 ـ 368هـ.ق) كه خود از شاگردان حوزه كربلاست و از حُميد نينوى حديث شنيده در رساله خود مى نويسد:

(سمعت من حُميدبن زياد و ابى عبدالله ابن ثابت و احمدبن محمدبن رباح و هؤلاء من رجال الواقفه الا انهم كانوا فقهاء ثقات فى حديثهم كثيرى الرواية…)11

كتابهاى رجالى تمام آنان را از بزرگان شيعه مى شمارند و علاّمه حلى (648 ـ 726هـ.ق.) در رجال خود مى نويسد:

(… فالوجه عندى قبول روايته اذا اخلت عن المعارض.)12

و نيز روايات و احاديث اين گروه در كتابهاى معتبر حديث از جمله كتابهاى چهارگانه نقل شده است.

پس از وفات حُميد بن زياد نينوى در سال 310هـ.ق. شاگردان وى با كوشش فراوان مدرسه بزرگ كربلا را كه مركز فقاهت و اجتهاد و مهد تربيت بزرگان متكلمان و مجتهدان بود بر جاى نگاه داشتند.

ناگزيريم براى اين كه خوانندگان به اهميت و گستردگى اين مركز علمى پى ببرند به بعضى از مشهورترين استادان و مدرسان و زعماى حوزه علمى كربلا پس از وفات

( 136 )

حُميد بن زياد نينوى و آغاز عصر آل بويه اشاره كنيم:

1 . شيخ ابوعلى احمد (زنده در سال 365هـ.ق.) فرزند جعفر بن سفيان بزوفرى از بزرگان متكلمان اماميه و علماى حديث و ارباب علم وى پس از وفات استادش حُميد نينوى كرسى تدريس و فتوا در حائر شريف ويژه خود كرده است.

مشهورترين شاگردان وى عبارتند از:

* شيخ ابو عبدالله محمد بغدادى معروف به شيخ مفيد (338 ـ 413هـ.ق.).

* هارون بن موسى تلعكبرى (م: 385هـ.ق.) كه در سال 365هـ.ق. از او استماع حديث كرده و داراى اجازه است.

* شيخ احمد بن على بن نوح.13

* بزوفرى از مشايخ حسين بن عبيد الله غضائرى (م:411هـ.ق.)

* شيخ غضائرى از مشايخ ابوالعباس نجاشى (372 ـ 450هـ.ق.)

* شيخ طوسى (385 ـ 460هـ.ق.)14

2 . ابوعبدالله جعفر حائرى (زنده در سال 360هـ.ق.) فرزند محمد بن ابراهيم بن محمد بن امام موسى بن جعفر(ع) از بزرگان مجتهدان و زعماى دين و علماى عصر خويش. وى از سادات موسوى است كه در كربلا ساكن شده و به حوزه درس حُميد نينوى پيوسته سپس كرسى تدريس و رهبرى و فتوا را ويژه خود كرده است.

هارون بن موسى تلعكبرى در سال 360 هـ.ق.) به حوزه درس او پيوسته و اجازه روايت از وى دريافت كرده است. شيخ طوسى دررجال خود او را در بخش كسانى كه از ائمه اطهار(ع) روايت نكرده اند ياد مى كند.15

اردبيلى حائرى در جامع الرواة پس از توثيق وى نسب او را تا حضرت على(ع) ياد كرده و نام او را در رديف شاگردان حُميد نينوى مى آورده است سپس

( 137 )

مى نويسد:

(… عد بعض الاصحاب روايته فى الحسان ولاباس به وكذا الذى قبله بل اولي…)16

به شاگردش تعلكبرى نيز اشاره مى كند كه در سال 360هـ.ق. از وى حديث شنيده است.

سيد صادق بحرالعلوم در پاورقى رجال شيخ طوسى مى نويسد:

(بعضى از ارباب معاجم رجال او را حائرى مى دانند و از ذريه امام موسى بن جعفر(ع) كه به حائر شريف هجرت كرد.)17

3 . حسين بن على از دانشمندان و ائمه فقه و حديث در عصر آل بويه در كربلا.

وى از شاگردان حُميد نينوى است و پس از وفات استادش كرسى تدريس و رهبرى را در دانشگاه كربلا به دست گرفت. از جمله شاگردان برجسته وى شيخ ابوالعباس احمد بن على بن نوح سيرافى است.18

شيخ طوسى در رجال خود او را در بخش كسانى كه از ائمه(ع) روايت نكرده اند ياد مى كند19 كتابهاى رجالى او را از راويان حديث ضبط كرده اند20.

4 . حسين بن محمد بن علان از مجتهدان بزرگ و علماى اماميه و ائمه حديث و فقه در عصر آل بويه در كربلا. وى از حوزه درس شيخ حُميد نينوى بهره كرده و از شاگردان برجسته حوزه علمى حائر شريف بوده و پس از وفات استادش در مدرسه كربلا مشغول تدريس گرديده است و گروهى ازفرهيختگان شيعه در حوزه او تربيت شده اند از جمله: شيخ ابوالحسن محمدبن احمد بن داود قمى (م: 368هـ.ق.) صاحب المزار و از مشايخ شيخ مفيد21.

نجاشى در رجال خود هنگام شرح حال على بن اسباط از وى نام برده است22.

5 . احمدبن على بن ابى على الحكم بن ايمن حَياط معروف به فقاعة الخمرى از

( 138 )

علماى بزرگ اماميه و از شاگردان مدرسه كربلا در عصر آل بويه. وى از تربيت يافتگان در حوزه درس حُميد بن زياد نينوى است. نجاشى در رجال خود هنگام شرح حال جد وى ابى على الحكم بن ايمن كه از اصحاب امام صادق و امام موسى كاظم(ع) بود وى را توسط نوه اش صاحب ترجمه معرفى مى كند و مى نويسد:

(ابو على الحكم بن ايمن حَياط جد احمدبن على بن الحكم معروف به فقاعة الخمرى است…23)

استاد ما شيخ آقا بزرگ تهرانى در طبقات اعلام الشيعه بر گفتار نجاشى استدراك كرده و مى افزايد:

(فيظهر ان فقّاعة كان له من الشهرة والعظمة بحيث به يعرف جدّه وهذا مراد الوحيد البهبهاني فى التعليقة من أن جعله معرفاً لمثله يشير الى معروفيته ونباهة شأنه…)24

شيخ طوسى در رجال خود از الحكم بن ايمن نام برده است و او را مانند نجاشى توسط نواده اش صاحب ترجمه معرفى مى كند25 كه تمام شواهد حكايت از بزرگى مقام او دارد.

عناية الله قهبائى در كتاب رجال خود به غلط مى نويسد شيخ طوسى او را در بخش كسانى كه از ائمه(ع) روايت نكرده اند ياد كرده است و آيت الله خوئى گفتار قهبائى را رد كرده و مى نويسد:

(وكيف كان فالرجل من المعاريف على مايظهر من النجاشى والشيخ…)26

اين احتمال نيز وجود دارد كه جدش ابى على الحكم بن ايمن خياط هنگامى كه امام صادق و امام كاظم(ع) در كربلا اقامت داشتند و حديث تدريس مى كردند از اين دو امام(ع) حديث شنيده است و به حجاز نرفته باشد.

( 139 )

همچنين شايان ياد است اين خاندان از سلسله هاى علمى معروف شيعى در كربلا هستند و علماى بسيارى از اين قبيله برخاسته اند از جمله بزرگان اين خاندان در نيمه اول قرن پنجم هجرى در كربلا شيخ ابوالحسن على بن عبد الواحد خمرى است كه شرح حال وى در محل خود خواهد آمد.

6 . شيخ ابوالمفضل محمد (297 ـ 387هـ.ق.) فرزند عبدالله بن محمد بن عبيدالله شيبانى محدث متكلم و فقيه. وى جهت فراگيرى دانش رنج سفر را تحمل كردو به ديار شام و مصر و ديگر شهرهاى اسلامى سفر كرد27 و از محضر بزرگان بسيارى بهره برد و سر انجام به مدرسه بزرگ كربلا كه در آن هنگام آوازه بلندى داشت. پيوست و به حوزه درس مؤسس مدرسه كربلا شيخ حُميد بن زياد نينوى راه يافت و از محضر وى كسب فيض كرد و به مقام والاى علمى رسيد و نيز در سال 310هـ.ق. از وى اجازه روايت دريافت28. سپس كرسى تدريس حديث و فقه را در حائر شريف و بغداد به خود اختصاص داد و علماى بسيارى در حوزه درس وى تربيت يافتند. مشهورترين شاگردان وى عبارتند از:

شيخ ابوالعباس نجاشى شيخ ابوالفرج محمد قنانى وقاضى تنوخى.

خطيب بغدادى (م:463هـ.ق.) پس از ذكر شمارى از مشايخ و شاگردان وى او را رافضى مى خواند و مى نويسد:

(پس از آشكار شدن تشيّع و دروغ وى احاديث او را پاره كردند.)29

او نوشته هاى بسيارى از خود باقى گذاشته است از جمله: شرف التربة مزار اميرالمؤمنين(ع) مزار الحسين(ع) فضائل العباس بن عبدالمطلب الدعاء من روى حديث غدير خم رسالة فى التقية و الاذاعة من روى عن زيد بن على بن الحسين(ع) فضائل زيد(ع) الشافى فى علوم الزيدية اخبار ابى حنيفة القلم.

نجاشى در رجال خود پس از نام بردن از نوشته هاى وى مى نويسد:

( 140 )

(… رأيت هذا الشيخ و سمعت منه كثيراً ثمّ توقفت عن الرواية عنه الابواسطة بينى وبينه.)30

او را ديدم و از وى بسيار حديث شنيدم سپس در نقل حديث بدون واسطه توقف كردم….

استاد ما شيخ آقا بزرگ تهرانى در طبقات اعلام الشيعه در شرح گفتار نجاشى مى نويسد:

(… وقد ادركه النجاشى المولود 372 فى سن كان قابلا للسماع عنه كثيراً كما صرح به… فظهران للنجاشى يوم وفاة ابى المفضل خمسه عشر منه فتركه للرواية عنه الا بالواسطة انما هو لاحتياطه من جهة مغر سنَّه وقت السماع لا من جهة غمز الاصحاب فيه لانه حكى الغمز عنهم من دون تصديق.)31

نجاشى كه متولد سال 372هـ.ق. است هنگام وفات وى در سال 387هـ.ق. پانزده سال بيش نداشته و مى توانسته از وى حديث بشنود چنانكه خود او به اين مطلب اشاره روشن كرده ولى از جهت كمى سن و از باب احتياط بدون واسطه از وى روايت نمى كند.

ابن عساكر در تاريخ خود ورود او را به دمشق ياد كرده و بعضى از روايات وى را ضبط كرده است32.

7 . شيخ ابوغالب احمد (285 ـ 368هـ.ق.) فرزند محمدبن محمد بن سليمان بن الحسن بن الجهم بن بكير الزراري از بزرگان علماى اماميه و ثقات محدثان شيعه. وى بسيارى از بزرگان علماى اماميه را درك كرده و از آنها حديث شنيده و از شاگردان برجسته كلينى (م: 329هـ.ق.) صاحب كتاب گرانقدر كافى است. خود در رساله اى كه به شرح حال خويش پرداخته مى نويسد:

( 141 )

(در سال 297هـ.ق. در دوازده سالگى وارد كوفه شدم و از على بن سليمان عموى پدرم و از محمدبن جعفر بزاز دايى پدرم و از احمد بن ادريس قمى و احمد بن محمد العاصمى استماع حديث كردم سپس حدود سال 300هـ.ق. به كربلا رفتم و از محضر حُميدبن زياد نينوى كسب فيض كردم.)

مشهورترين شاگردان وى عبارتند از: شيخ ابو عبدالله محمد معروف به شيخ مفيد و شيخ ابو محمد هارون تلعكبرى.

استاد ما شيخ آقابزرگ تهرانى در طبقات اعلام الشيعه مى نويسد:

(… چنانكه از مضمون رساله اى كه در شرح حال خود نگاشته است استفاده مى شود كه وى پس از وفات جدش در سال 300هـ.ق. و تا حدود سال 313هـ.ق. كه آغاز سال رنجهاى گوناگون و از بين رفتن كتابها و ملكهاى وى بود درحوزه درس حُميد بن زياد نينوى و ديگر شيوخ خود كه نام برده كسب فيض كرده است.)33

وى آثار گرانقدرى از خود باقى گذاشته از جمله آنها التاريخ (ناتمام) درهزار برگ دعاء السفر الافضال مناسك الحج كبير مناسك الحج صغير الماتن در تاريخ خاندان آل اعين و… نسخه اى از كتاب دعاء وى در كتابخانه سيد بن طاووس موجود بود و سيد بن طاووس در (اقبال) خود هنگام ذكر دعاء ليلة الغدير از كتاب دعاء وى نقل مى كند. شيخ طوسى در رجال خويش در بخش كسانى كه از ائمه(ع) روايت نكرده اند ياد مى كند و او را به (جليل القدر كثيرالرواية ثقه…34) و صف كرده و مى افزايد:

(شيخ ابو محمد هارون تلعكبرى در سال 340هـ.ق. از وى استماع حديث كرده است.) و نيز در الفهرست مى نويسد:

( 142 )

(… توقيع از سوى ابى محمد الحسن(ع) براى وى صادر گرديد و او را به ابى طاهر الزرارى رعاه الله ياد كرده بود. اين سلسله كه به نام بكريون مشهورند به خاطر بستگى به جدشان بكير بن اعين از آن پس به افتخار لقبى كه امام(ع) به ابوغالب داده بود به الزرارى شهرت يافتند…)36

سپس مى افزايد:

(… وكان شيخ اصحابنا فى عصره واستادهم وثقتهم وصنف كتباً…)37 و سپس نوشته هاى وى را بر مى شمرد و آنها را از طريق استادش شيخ مفيد روايت مى كند. نجاشى او را (… شيخ العصابة فى زمنه ووجههم…)38 مى خواند آن گاه نوشته هاى وى را ياد مى كند و تمام آنها را از طريق استادش شيخ مفيد روايت مى كند.

ذهبى در سير اعلام النبلاء وى را به عنوان (… شيخ الشيعه ومصنفهم…) ياد كرده سپس نوشته هاى وى را بر مى شمرد39.

فرزند وى شيخ ابوالعباس عبيدالله بن احمد الزرارى (م: پس از 400هـ.ق.) از عالمان فصاحت و بلاغت و شاعران عصر آل بويه و شاگردان مدرسه كربلا بود. خطيب بغدادى او را در تاريخ بغداد از جمله شاگردان ابى بكر بن الانبارى مى شمارد و نيز به واسطه قاضى ابوالقاسم على تنوخى (370 ـ 447هـ.ق.) قسمتى از اشعار او را نقل مى كند40.

8 . شيخ ابو عبدالله محمد (م: پس از 313هـ.ق.) فرزند احمد بن ثابت بن كنانه از نوابغ علماى شيعه و ائمه حديث و فقه در عصر آل بويه بود. وى چنانكه در بعضى از اسانيد كتاب امالى شيخ صدوق آمده از شاگردان شيخ ابى جعفر محمد بن الحسن بن العباس خزاعى است. و نيز از القاسم بن محمد بن اسماعيل هاشمى روايت مى كند چنانكه در تفسير قمى ضبط شده است. وى از رجال واقفيه و از همروزگاران

( 143 )

حُميد بن زياد نينوى بوده و در مدرسه كربلا تدريس مى كرده و شاگردان بسيارى از محضر وى بهره برده اند.

مشهورترين شاگردان وى عبارتند از:

* شيخ ابوبكر محمدبن عمر بن محمد بغدادى معروف به جعابى (284 ـ 355هـ.ق.)

* شيخ ابوالحسن على بن ابراهيم قمى صاحب تفسير قمى كه هنگام تفسير آيه 71 سوره مباركه ص (اِذ قالَ رَبُّكَ لِلمَلائِكَةِ اِنِّى خالِقُ بَشَراً مِن طينٍ) از وى روايت مى كند.41

* شيخ ابوغالب احمد الزرارى كه بين سالهاى 300 تا 313هـ.ق. در حوزه كربلا مقدسه از محضر وى كسب فيض كرده است. وى در رساله خود مى نويسد:

(… وسمعت من حُميد بن زياد و ابى عبدالله بن ثابت و احمد بن محمد بن رباح و هؤلاء من رجال الواقفة الا انهم كانوا فقها ثقات فى حديثهم كثيرى الرواية.)42

9 . شيخ ابوالحسن احمد (م: پس از 313هـ.ق.) فرزند محمد بن على بن عمر بن رباح بن قيس معروف به القلا السّواق فقيه و محدث. برادر وسط وى ابوالحسين محمد از اهل علم نبود و برادر كوچك وى شيخ ابوالقاسم على از ائمه فقه و شيوخ علماى حديث بوده است.

در حاشيه رجال نجاشى نسخه كهن مدرسه هندى كربلا ديدم كه اين خاندان ايرانى تبار از سلسله هاى علمى كربلا هستند. جدش عمربن رباح القلا السواق از اصحاب امام صادق و امام كاظم(ع) بوده و اين احتمال وجود دارد كه وى هنگام اقامت اين دو امام بزرگوار در كربلا به حوزه آنان پيوسته است و براى كسب حديث و فقه به حجاز نرفته باشد. اين سه برادر از وجوه واقفيه اند و از ثقات اصحاب اماميه

( 144 )

و در جنبش فكرى عصر آل بويه و نهضت علمى مدرسه كربلا سهم بسيار داشته اند.

نجاشى پس از توثيق وى مى نويسد:

(… وهم ثلاثه اخوة: ابوالحسن هذا وهو الاكبر وابوالحسين محمد و هو الاوسط ولم يكن من العلم فى شي وابوالقاسم علي وهو الاصغر وهو اكثرهم حديثا…)43 سپس به جدّ وى عمربن رباح اشاره مى كند و او را از اصحاب امام صادق و امام كاظم(ع) مى شمارد كه سپس جزء واقفيه شد.

تمام ذريه وى واقفى هستند و آخرين نوادگان وى ابوعبداللّه محمدبن على بن محمدبن على بن عمربن رباح است.44 كه شاگرد وى شيخ ابوغالب احمد الزرارى كه در كربلا بين سالهاى 300 تا 313هـ.ق. از حوزه وى بهره برده و در رساله خود مى نويسد:

(او از رجال واقفيه است; امّا از فقها و ثقات محدّثان و نيز روايات بسيارى را نقل كرده است.)45

ابوعلى محمد بن همام (م:336هـ.ق.) و شيخ ابوطالب انبارى نيز از شاگردان وى هستند.

وى آثار علمى مهمى از خود باقى گذاشته است از جمله: الصيام الدّلائل سقاطات العجليّة كتاب ما روي فى ابي الخطاب محمدبن ابي زينب (اين كتاب را با همكارى برادرش شيخ ابوالقاسم على نگاشته است.)

برادر كوچك وى شيخ ابوالقاسم و يا ابوالحسن على بن محمد چنانكه گذشت از استوانه هاى دين و بزرگان محدثان شيعه است.

نجاشى درباره وى مى نويسد:

(… كان ثقة فى الحديث واقفا فى المذهب صحيح الرواية ثبت معتمدا

( 145 )

ً على مايرويه…)46

او نيز نوشته هايى دارد مشهورترين آنها عبارتند از: الغيبة الدلائل و ما روى فى ابى الخطاب محمدبن ابى زينب.

10 . شيخ ابوالحسن على فرزند عبدالواحد خمرى يافقاعة الخمرى (م: حدود 435هـ.ق.) از بزرگان اماميه و ارباب فقه و حديث. وى از نوادگان الحكم بن ايمن معروف به فقاعة الخمرى است. وى از اصحاب امام صادق و امام كاظم(ع) بود كه احتمال مى رود هنگامى كه در مدرسه كربلا بوده اند از حوزه آنان كسب فيض كرده است.

خاندان او از سلسله هاى علمى حائرى هستند و صاحب ترجمه و كرسى تدريس حديث و فقه را در اين مركز مهم فقاهت و اجتهاد و مهد تربيت به خود اختصاص داد و از علماى كربلا در اواخر عصر آل بويه و مطلع قرن پنجم هجرى بود.

در حاشيه رجال نجاشى نسخه كهن در كتابخانه مدرسه هندى كربلا آمده كه اين خاندان و سلسله القلا السّواق از خاندانهاى كربلايى هستند. نجاشى متولد سال 372هـ.ق. و متوفى 450 هـ.ق. او را درك كرده است و هنگام شرح حال اسحاق بن عبدالله اشعرى قمى از قول وى و فرزند استادش احمدبن الحسين بن عبيدالله غضائرى پس از طلب بخشش براى آنان علل الصوم كبير و مسائل الرجال نوشته اشعرى قمى را از قول اين دو نفر كه كتابهاى ياد شده را ديده اند ياد مى كند47. و همچنين هنگام شرح حال جد اعلاى وى ابوعلى حكم بن ايمن فقاعة الخمرى از وى نام برده است:

(وكان ابوالحسن على بن عبدالواحد الخمرى من ولده رحمة الله…)48

از جمله آثار وى عمل شهر رمضان است كه نسخه اى از اين كتاب نزد سيدبن طاووس بوده است و وى در بخش اوائل اعمال شهر رمضان از آن نقل

( 146 )

مى كند49.

اگر بخواهيم تاريخ درخشان مدرسه كربلا و جنبش فكرى و سير تدريس در اين مدرسه را بنگاريم و چهره هاى برجسته علمى را كه به تدريس و تحصيل در اين حوزه كهن شيعى پرداخته اند ياد كنيم سخن به درازا خواهد كشيد. آنچه كه در اين مقاله از نظر خوانندگان محترم مى گذرد اشاره اى است به بخشهايى از تاريخ مدرسه كربلا.

نقش مدرسه كربلا در جنبش فكرى عصر آل بويه

بين تمام حوزه هاى علمى شيعه و مدرسه هاى اسلامى كم تر حوزه اى را مى توان يافت چنين در برابر تهاجم دشمنان تشيع و تهديدهاى گونه گون عصر اختناق اموى و عباسى ايستادگى كرده باشد و درفش مكتب اهل البيت(ع) را به دوش گرفته و ادوار طلائى و درخشان فرهنگى خود را پيموده و آثار گرانقدر علمى از خود به يادگار باقى گذاشته باشد آثارى كه هريك در جاى خود همچون برگى زرين و گويا از خاطرات فرهنگ غنى اين مدرسه بزرگ شيعى است.

قرن چهارم و مطلع قرن پنجم هجرى روزگار حاكميت آل بويه از مهم ترين روزگارها در تاريخ شيعه است; زيرا در اين برهه بزرگ ترين تمدن اسلامى توسط حوزه هاى علمى شيعى بنا گشت و جهان بشرى بهره هاى بسيار از اين مدرسه بزرگ برد. بيان شگفتيهاى علمى اين عصر ما را از محدوده تاريخ حوزه كربلا كه در صدد بيان آن هستيم خارج مى سازد.

عصر آل بويه و يا قرن چهارم و مطلع قرن پنجم هجرى از اين نظر در تاريخ شيعى اهميت دارد كه كتابهاى چهارگانه روايى شيعه كه اسناد بسيارى از روايات آنها به محدثان و فقهاى مدرسه كربلا مى رسد و همچنين كتابهاى چهارگانه رجالى كه محور و

( 147 )

مدار تشريع نزد فقهاى اماميه است در اين برهه گردآورى شد و مكتب تشيع به تدريج شكل گرفت و اثنى عشريه اندك اندك از سبعيه و غلات دورى گرفت و واقفيه و معتزله و بعضى از فرقه هاى ديگر در تشيع حل شدند و مكتب استوار و بزرگ شيعه پايه گذارى شد.

مكتب اهل حديث يا اخباريان كه بر مدرسه هاى شيعه سايه افكنده بودند و قدرت مطلق را در حوزه هاى علمى شيعى از آن خود كرده بودند توانِ رويارويى علمى با گروههاى مخالف و خرده گيران ساحت تشيع را در دوران حيرت نداشتند. اينان به جاى برخورد علمى و قانع كردن مخالفان با برهان به تكفير متوسل مى شدند. مسأله مهدويت نيز در آن عصر از مسائل بسيار مهم و بحث انگيز بود و دشمنان از اين زاويه به تشيع حمله مى كردند و بر آن خرده مى گرفتند و اتهامهاى گونه گونى به شيعه مى زدند كه با به قدرت رسيدن دولت شيعى آل بويه در ايران و عراق سلسله مدارس فلسفى شيعى شكل گرفت و گروه بزرگى از متكلمان تواناى شيعه پا به عرصه گذاشتند و پس از مبارزه سخت با اخباريان از قدرت آنان كاستند50 و مكتب اهل عقل و اصحاب اجتهاد قدرت را به دست گرفتند و در پناه حكومت شيعى آل بويه قدرت علمى بزرگى در ايران و عراق بر صحنه تاريخ ظاهر گرديد و رهبرى جهان اسلام را ويژه خود كرد و تمدن بزرگ اسلامى در اين برهه به دست شيعيان شكل گرفت.

اين همه ثمره تلاش پى گير چند قرن دانشمندان بزرگ مدرسه كربلا بود. اين حقيقت از بررسى تاريخ حوزه هاى علمى شيعى و تحقيق در سلسله اسناد احاديث از اواخر قرن سوم و مطلع قرن چهارم هجرى به دست مى آيد; زيرا در اين روزگارها روايتى را نمى توان يافت مگر سندهاى آنها به محدثان و فقها و شاگردان حوزه علمى كربلا ختم مى شود.

( 148 )

مدرسه كربلا افزون بر نگهدارى ميراث گرانبهاى مكتب اهل بيت(ع) در عصر تقيه و اختناق و دوران حيرت بيش ترين تلاش را در دفاع از مكتب اهل بيت(ع) و حريم تشيع داشته اند. بيش تر متكلمان اماميه مانند شيخ مفيد شيخ ابو احمد عبدالعزيز جلود سيد مرتضى و شريف رضى شيخ طوسى و… به طور مستقيم يا غير مستقيم به مدرسه كربلا وابسته اند.

مدرسه كربلا پس از برچيده شدن حكومت آل بويه

پس از به اوج رسيدن مدرسه هاى فلسفى و شكوفايى مكتب كلامى شيعه در قلمرو دولت عباسيان بويژه در بغداد و بهرهمند شدن زعماى حوزه هاى علمى شيعه و متكلمان از فرصتهاى به دست آمده در سايه حكومت آل بويه شيعيان از خط دفاعى خود به خط رويارويى جدّى و عالمانه با گروههاى اسلامى پرداختند و با قدرت به نشر انديشه و تفكر شيعى در پيرامون قلمرو حكومت عباسيان دست يازيدند. گروههاى مخالف و فرقه هاى گوناگون را به مكتب اهل بيت فراخواندند. مردم گروه گروه به تشيع مى پيوستند و سر تسليم فرود مى آوردند. اين جنبش فكرى سبب شد دربار عباسيان به هراس افتد. از اين روى با امراى ترك سنى عليه امراى شيعى ايرانى پيمان بستند و اين پيمان شوم سبب شد حكومت سامانيان (261 ـ 389هـ.ق.) كه قلمرو حكومت آنان در ماوراء النهر و خراسان بود و پناهگاه شيعه سبعيه به شمار مى آمد به دست غزنويان (به رهبرى غلامى ترك به نام الپتگين كه خود را به نام عبدالملك ناميد) برانداخته شود و حكومت آل بويه (320 ـ 448هـ.ق.) به دست سلاجقه.

شيعه كشى و به آتش كشيدن كتابخانه هاى اماميه در تمام مراكز شيعى به راه افتاد. بغداد توسط طغرل بيك سلجوقى در سال 447هـ.ق. اشغال گرديد و فتنه هاى

( 149 )

گروهى سنى و شيعه رخ نمود و بيش تر آثار اماميه و كتابخانه هاى بزرگ شيعى و اسلامى به دست سلاجقه از بين رفتند و به آتش كشيده شدند51 از جمله: كتابخانه شريف سيد مرتضى كه هشتادهزار كتاب نفيس منحصر به فرد داشت و كتابخانه ابونصر شاپوربن اردشير وزير بهاءالدوله بويهى كه به سال 381هـ.ق. در محله شيعه نشين كرخ به گونه (بيت الحكمه) هارون الرشيد بنا شده بود.

ياقوت حموى (م:626هـ.ق.) در وصف اين كتابخانه مى نويسد:

(… خزانة الكتب التى وقفها الوزير ابونصر سابور ابن اردشير وزير بهاءالدولة بن عضد الدولة ولم يكن فى الدنيا احسن كُتبا منها كانت كلها بخطوط الائمة المعتبرة واصولهم المحررة و احترقت فيما احرق من محالّ الكرخ عن ورود طُغرُل بك ملوك السلجوقيه الى بغداد سنه 447هـ.ق.)52

در كتابخانه موقوفه ابونصر شاپور… كتابهايى بود كه مانند آن كتابها را كسى در جهان سراغ نداشت و بيش تر اين كتابها به خط نويسندگان برجسته و معتبر به رشته تحرير درآمده بود و هنگام ورود طغرل بيك شاه سلجوقى به بغداد در سال 447هـ.ق. اين كتابخانه با آنچه در محلّه كرخ بود به آتش كشيده شد.

ابن اثير در رخدادهاى سال 451هـ.ق. مى نويسد.

(فى هذه السنة احترقت بغداد الكرخ وغيره و بين السورين و احترقت فيه خزانة الكتب التى وقفها اردشير الوزير و نُهبت بعض كتبها… وكان بها عشرة آلاف مجلد و اربعمائه مجلد من اصناف العلوم منها مائه مصحف بخطوط بنى مُقلة…)53

در اين سال [451هـ.ق.] كرخ بغداد را به آتش كشيدند. در اين محلّه

( 150 )

كتابخانه اردشير وزير كه ده هزار جلد كتاب داشت و چهارصد جلد آن در اصناف علوم از جمله يكصد قرآن كريم به خط بنى مقله بود در هنگام آتش سوزى قسمتى از آن را غارت كردند.

شايان ياد است بنى مُقله از خاندانهاى معروف شيعى ايرانى تبار شهر بغداد بودند كه در نيمه دوم قرن سوم تا قرن چهارم هجرى آوازه بلندى در بغداد داشتند54 و نخستين كسانى بودند كه خط زيباى نسخ را در جهان اسلام پديد آوردند و همچنين اينان به مدرسه و خانه شيخ طوسى يورش بردند و خانه و كتابخانه وى را آتش زدند55 و شيخ طوسى ناگزير مخفى شد و سپس به حوزه كربلا هجرت كرد.

شهر كربلا در عصر آل بويه بسيار آباد و گسترده و داراى بازار و مدرسه هاى بسيار بود.

حمله سلاجقه به حوزه كربلا

حوزه كربلا مورد حمله سخت سلاجقه قرارگرفت و از هم پاشيد. ولى بر اثر موقعيت ويژه كربلا و قريه هاى مجاور و صحراى جنوب شهر بيش تر پيشوايان و زعماى حوزه در اين نواحى پنهان و پراكنده شدند.

مدت اقامت شيخ طوسى در حوزه كربلا روشن نيست. ولى بى گمان شيخ طوسى مدتى در كربلا به تدريس و تاليف مشغول بوده و پس از آن به نجف اشرف هجرت كرده و بزرگ ترين حوزه شيعى را در آن شهر بنيان گذارده است.

ناگفته نماند حمله وحشيانه سلاجقه به حوزه كربلا ويرانى بسيارى به بار آورد و آسيبهاى فراوانى بر بناى والاى فرهنگ و تمدن اين دانشگاه وارد آورد.

امّا با توجه به ريشه دار بودن اين حوزه و زمينه هاى مساعد كه زعماى حوزه به وجود آورده بودند و انسانهاى نستوه و پرصلابتى كه تربيت كرده بودند رخدادهاى تلخ

( 151 )

نتوانست روح تلاش علمى را از اين حوزه بگيرد و آن را به كام يأس و درماندگى درافكند.

حوزه كربلا به خاطر ساختار علمى قوى كه داشت دوباره به بازسازى خود پرداخت و نيروى مهاجم را از خود دور كرد و به حيات خويش ادامه داد و طبقه به طبقه و نسل پس از نسل راه خود را تا عصر حاضر ادامه داد.

حوزه كربلا پس از حمله سلجوقيان

در دوران بازسازى حوزه كربلا به چهره هاى برجسته اى بر مى خوريم كه نام آنان در افق اين مدرسه بزرگ مى درخشد از جمله:

1 . شيخ ابومحمد الياس حائرى (زنده در شعبان 538هـ.ق.) فرزند محمدبن محمد بن هاشم از اركان اسلام و نوابغ علماى شيعه و بزرگان فقهاء و محدثان در عصر خويش بود. وى پس از فراگرفتن دانشهاى اسلامى و معارف الهى نزد علماى حائر شريف راهى بغداد گرديد و از محضر علماى بسيارى كسب فيض كرد سپس به حوزه درس شيخ طوسى پيوست و سالها در محضر وى به فراگيرى دانش پرداخت و به مقام بالايى رسيد. وى از شيخ ابى على طوسى فرزند شيخ طوسى اجازه روايت دارد.

او پس از پيمودن اين مراحل علمى به زادگاه خويش كربلا بازگشت و كرسى تدريس و فتوا و رهبرى را به خود اختصاص داد و در بازسازى دانشگاه بزرگ كربلا كوشش بسيارى كرد.

عربى بن مسافر العبادى حلى چنانكه در صدر سند زيارت جامعه كبيره در (المزار) شيخ مفيد ضبط شده از شاگردان اوست56.

منتجب الدين در الفهرست او را ثقه عين مى خواند57.

( 152 )

شيخ حر عاملى پس از ذكر عبارت منتجب الدين مى افزايد: (او از شاگردان شيخ طايفه و فرزندش شيخ ابوعلى طوسى بود.)58

سيد محسن امين در اعيان الشيعه مى نويسد:

(در بعضى از اسناد اجازات اصحاب ما آمده كه وى از سيد الموفق ابى طالب بن مهدى السليقى علوى روايت مى كند.)59

در بعضى از اجازات و اسناد حديث و كتابهاى رجالى او را به جدش هاشم نسبت داده اند و الياس بن هاشم ياد كرده اند كه هر دو نام مربوط به يك شخص است.

ميرزا عبدالله اصفهانى در رياض العلما ج1 ص92 گفتار منتجب الدين و شيخ حرعاملى را نقل كرده است.

از مشهورترين نوشته هاى وى (المسائل الحائرية) است60.

2 . شيخ هاشم بن محمد حائرى (زنده در سال 552هـ.ق.) از متكلمان و بزرگان اماميه است. وى پس از فراگيرى معارف اسلامى مدارج عالى حديث و كلام را از محضر شيخ ابى منصور شهردار بن شيرويه ديلمى (م: 558هـ.ق.) شيخ وجيه الدين ابوالحسن على بن محمدعلوى هروى شيخ سديد الدين شاذان بن جبرئيل قمى شيخ قاضى ابى طاهر ابراهيم بن حسن الغراى شيخ ابوالفتح عبدالملك بن ابوالقاسم هروى و… فرا گرفته و از تمام مشايخ ياد شده روايت مى كند.

او براى كسب دانش مسافرتهاى فراوان رفت و اساتيد بسيارى را درك كرد و به مقام شامخ علمى و درجه والاى اجتهاد رسيد و در بيش تر علوم بويژه در كلام بسيار تبحر داشت و وحيد عصر خويش گشت و سرانجام به زادگاه خويش كربلا بازگشت و كرسى تدريس و فتوا را در حوزه حائر شريف به خود اختصاص داد. در بررسى شواهد تاريخى و از متن بعضى از اجازات بر مى آيد كه وى نهضت علمى و جنبش فكرى مدرسه كربلا را رهبرى مى كرده و سهم بسيارى در تأسيس بناى دوباره اين مركز

( 153 )

فرهنگى شيعى و سامان بخشيدن به آن پس از حمله سلاجقه داشته و آثار گرانقدرى از خود باقى گذاشته است. كتاب وى: (مصباح الانوار فى فضائل امام الابرار) در دو مجلد بزرگ از بهترين يادگارهاى قرن ششم هجرى و از منابع علامه مجلسى در بحارالانوار است. بعضى به غلط آن را از نوشته هاى شيخ طوسى دانسته اند كه علامه مجلسى در بحارالانوار61 و استاد ما شيخ آقا بزرگ تهرانى در الذريعه62 اين قول را رد كرده اند و به روايات او پس از وفات شيخ طوسى اشاره مى كنند مانند روايت وى از شيخ ابى منصور شهردار بن شيرويه (م: 558هـ.ق.)

مؤلف مى نويسد:

(اخبرنا وجيه الدين ابوالحسن على بن محمد بن احمد العلوى الهروى باصفهان فى سابع عشر ذى الحجة 552…)

يا مى نويسد:

(اخبرنى ابوالفتح عبدالملك بن ابى القاسم بن ابى سهل الكروحى الهروى فى ذيحجة 548 هـ.ق…)

يا مى نويسد:

(اخبرني القاضى ابوطاهر بقراة الحافظ ابى سعيد احمد بن محمد بن ابى سعيد البغدادى فى ربيع الاول 514…)

افزون بر تمامى اينها در آغاز جلد اول نسخه كهن كتابخانه آل خرسان در نجف اشرف كه از نظر استاد ما شيخ آقا بزرگ تهرانى گذشته ويژگيهاى آن آمده است63.

همچنين نسخه نزديك به عصر مؤلف سال 575هـ.ق. را نويسنده اين سطور در كتابخانه جد خود شيخ محمد صالح برغانى حائرى در كربلا مقدسه ديده كه مؤلف نام خويش را در آغاز جلد اول آورده است: (قال المؤلف هاشم بن محمد حائري…).

( 154 )

از آثار ديگر نويسنده (المسائل الحائريه) (الهداة) است.

شيخ حر عاملى در امل الامل او را به (فاضل محدث كثير الروايت) وصف مى كند سپس از نوشته هاى وى مصباح الانوار و… را نام مى برد.64

ميرزا عبدالله افندى در رياض العلما پس از يادآورى گفتار شيخ حر عاملى مى نويسد:

( از نوشته هاى اوست الهداة و نيز مصباح الانوار فى فضائل الائمه الاطهار.)

در جاى ديگر مى نويسد:

(مصابيح الانوار فى فضائل امام الابرار شايد دو عنوان كتاب باشد كه بعضى آن را به شيخ مفيد نسبت داده اند و بعضى به شيخ طوسى. در مجموعه اى به خط قاضى نورالله در مشهد ديدم كه آن را به شيخ طوسى نسبت داده است.)

سپس گفتار علامه مجلسى را مى آورد كه آن را از نوشته هاى شيخ هاشم بن محمد حائرى دانسته با اين آغاز:

(قال الاستاد الاستناد ايده الله تعالى فى البحار: و كتاب مصباح الانوار فى مناقب امام الابرار للشيخ هاشم بن محمد وقد ينسب الى شيخ الطائفة وهو خطأ…)65.

3 . شيخ امام عمادالدين محمد طوسى حائرى (زنده در سال 560هـ.ق.) فرزند على بن حمزه معروف به ابى جعفر الثانى. ابن حمزه طوسى مشهدى از متكلمان و علماى بزرگ شيعه در سده ششم هجرى. وى در طوس متولد شد و پس از فراگرفتن علوم اسلامى و معارف الهى در زادگاه خويش راهى مشهد مقدس گشت و مدارج عالى حديث كلام و فقه را چنانكه خود او در (ثاقب المناقب)

( 155 )

تصريح كرده از حوزه درس شيخ ابوجعفر محمدبن الحسين بن جعفر الشوهانى و ديگران فرا گرفت و سپس (پيش از سال 515هـ.ق.) راهى عتبات عراق گرديد و مراحل عالى اجتهاد را در حوزه درس شيخ ابى على طوسى فرزند شيخ طوسى به پايان رسانيد و به مقام علمى بالايى در معارف اسلامى دست يافت و كربلا را مسكن دائمى خويش قرار داد و كرسى تدريس و فتوا و رهبرى را در مدرسه كربلا به خود اختصاص داد و نشاط علمى و جنبش فكرى عظيمى را به وجود آورد و طلاب علوم دينى و عاشقان فضيلت از پيرامونها به سوى حائر شريف سرازير گشتند و دور او حلقه زدند و از محضر وى بهره بردند. از مشهورترين شاگردان وى سيد عبد الحميد بن فخار حائرى است.66

مدرسه كربلا در عصر وى گسترش يافت و تمام حوزه هاى شيعى عراق را تحت شعاع خود قرار داد. بويژه پس از وفات ابى على طوسى فرزند شيخ طوسى در آغاز قرن ششم هجرى كه حوزه نجف اشرف رونق پيشين را نداشت حوزه كربلا شكوفا و پررونق بود.

ابن حمزه به خاطر ابتكارهاى علمى و پژوهشهاى عميق و مهارت شگفت انگيز در تدريس و نيز بر اثر همانندى او در كتيبه اسم و شهرت با شيخ طوسى علماى اماميه او را به ابى جعفر الثانى و ابى جعفر متأخر ياد گرده اند. شيخ منتجب الدين در الفهرست او را به (فقيهى عالم و واعظى مصنف) وصف كرده سپس پاره اى از نوشته هاى وى را نام برده است.67.

استاد ما شيخ اقابزرگ تهرانى در طبقات اعلام الشيعه مى نويسد:

(از سخنان منتجب الدين استفاده مى شود: هنگامى كه وى الفهرست (حدود سال 575هـ.ق) را مى نگاشته ابى جعفر ثانى زنده بوده است.)68

( 156 )

ميرزا عبدالله افندى در رياض العلما پس از يادآورى سخنان شيخ منتجب الدين به شرح شرح حال او را مى نگارد69.

همچنين خوانسارى به شرح شرح حال وى را در روضات الجنات مى آورد و مى نويسد:

(شيخ فقيه و متكلم امين و مشهور نزد فقهاى بزرگ به ابن حمزه و صاحب الوسيله و الواسطه كه نوشته هاى وى از متون فقهيه مشهور تا عصر ماست و نيز فتاواى نادر و آراى خلاف وى از منابع كتابهاى علماى اماميه است…)70

سيد حسن صدر در تأسيس الشيعه او را در بخش پيش بودن شيعه در علم فقه جزء طبقات فقهاى موسسين ضبط كرده است71.

تاريخ وفات وى به گونه دقيق در دست نيست ولى از تاريخ بعضى نوشته هاى وى و اجازه هاى وى به شاگردانش به دست مى آيد كه در حدود سال 575هـ.ق. در كربلا چشم از دنيا فرو بسته و جنازه آن مرحوم را در قبرستان قديمى كربلا به خاك سپرده اند كه امروزه بقعه شريف او بر خيابان باب طويريج در محله العباسيه الشرقية جنوب شرقى آستانه حضرت ابوالفضل العباس(ع) واقع است. تاريخ بناى نخستين آستانه او روشن نيست ولى هنگام زيارت شاه اسماعيل صفوى در سال 914هـ.ق. به كربلا دستور داد حرم و گنبد بر روى بقعه شريف او بنا كردند و در عصر قاجار بارها تعميرهاى گسترده اى روى اين بنا انجام گرفته است.

شايان ياد است كه در جوار اين بقعه مطهر قبر شريف محمد بن على بن حمزه بن الحسن بن عبيد الله بن العباس بن على بن ابى طالب(ع) معروف به ابن حمزه قرار دارد و نيز بر اثر همانندى نسب و شهرت بعضى به اشتباه آنان را يكى دانسته اند كه متاسفانه اين اشتباه در مقاله آستانه ابن حمزه به نوشته اين جانب توسط ويراستار دايره

( 157 )

المعارف تشيع رخ داده است72.

ابن حمزه طوسى ميراث فرهنگى ارزشمندى را در فقه و كلام و مباحث ديگر از خود به جاى گذاشته است كه هر يك از آنها برگ زرينى در تراث شيعى به شمار مى آيد. از مشهورترين نوشته هاى وى در فقه (الوسيله) اوست. به خلاف بيش تر فقهاى اماميه كه عبادات را پنج باب: صلات زكات صوم حج و جهاد مى دانند آنها را ده باب دانسته و غسل جنابت خمس اعتكاف عمره و رباط را نيز به آنها افزوده است.73 اين كتاب يكى از معتبرترين و معتمدترين متون فقهيه نزد علماى شيعه است. اين كتاب از كتابهاى فقهى رايج در قرن هفتم هجرى بين شيعيان عراق بوده و در حوزه هاى شيعى تدريس مى شده است.

وزير ابن علقمى در نامه خود به تاج الدين بن صلايا از بين تمام كتابهاى شيعى به آن اشاره مى كند و مى نويسد:

(پس از رنجهاى بسيار و كشتار شيعيان و آتش زدن كتاب الوسيلة و الذريعه…)74

استاد ما شيخ اقا بزرگ تهرانى در الذريعه مى نويسد:

(من المتون الفقهية المعول عليها والمنقول عنها فى الكتب الفقهية…)75

اما نسخه هاى خطى آن:

1 . كهن ترين آنها نسخه اى است به خط شاگرد وى سيد عبدالحميد بن فخار حائرى كه از روى نسخه خط مؤلف نگاشته شده اين نسخه از كتابهاى خطى اين جانب است و اكنون در كتابخانه موقوفه شيخ محمد صالح برغانى حائرى در كربلا وجود دارد.

2 . به خط نسخ مورخه جمادى الاول سال 631هـ.ق. از كتابهاى اهدائى سيد

( 158 )

محمد مشكوة به دانشگاه تهران.76

اين كتاب نخست در سال 1376هـ.ق. در ضمن جوامع الفقيه چاپ سنگى گرديده سپس توسط اقاى عبدالعظيم بكاء در نجف اشرف حروف چينى و چاپ شده و در سال 1408هـ.ق. تحقيق شيخ محمد الحسون براى سومين بار توسط انتشارات كتابخانه آيت الله مرعشى چاپ شده است.

از نوشته هاى ديگر وى الرايع فى الشرايع الواسطة ثاقب المناقب مسائل فى الفقه فى قضاء الصلاة و… است.

4 . شريف ابويعلى محمد حسينى نقيب حائرى (م: 575هـ.ق.) فرزند على بن حمزه بن محمد بن الحسن بن محمدبن على الزاهدين محمد الاصغر اقساسى بن يحيى بن الحسين ذي العيرة بن زيد شهيد بن امام زين العابدين على بن الحسين بن على بن ابى طالب(ع) از ارباب فقه و حديث و بزرگان علماى شيعه و نقيب علويان در حائر شريف بود. وى علوم اسلامى و فقه و حديث و فن شعر را از رجال خاندان خود بنى اقساسى فرا گرفت.77 در فقه و حديث و شعر تبحر كامل داشت. در فن فصاحت بلاغت و بيان و شعر سرآمد عصر خويش بود. وى نقابت علويان را در حائر شريف به عهده داشت78 و در مدرسه كربلا كرسى تدريس ادب فقه و حديث داشت. از مشهورترين شاگردان وى و راويان از وى امام شمس الدين فخاربن معد موسوى حائرى (م:630هـ.ق.) در (الحجة الذاهب) مى نويسد:

(اخبرنى النقيب ابويعلى محمد بن على بن حمزه الاقساسى العلوى الحسينى رحمة الله وهو يومئذ نقيب علينا بالحائر المقدس…)79

و ابن الاثير در حوادث سال 575هـ.ق. وفات او را ضبط كرده است80

استاد ما شيخ آقا بزرگ تهرانى در طبقات اعلام الشيعه مى نويسد:

(وى افزون بر پست نقابت علويان كربلا از اهل روايت و اسانيد

( 159 )

حديث به شمار مى آمد.)81

استاد ما علامه امينى قسمتى از اشعار او را در كتاب گرانقدر الغدير آورده است82.

5 . شيخ جعفر حائرى مشهدى (زنده سال 573هـ.ق.) فرزند على بن جعفر از مجتهدان بزرگ عصر خويش بود. وى از شاگردان سيد بهاء الشرف نجم الدين محمد حسينى و نيز صحيفه سجاديه را از وى روايت مى كند83.

او از جمله علماى حائر شريف است كه نهضت فكرى و تدريس را در حوزه كربلا به دست گرفت و جمعى از علما از وى روايت مى كنند از جمله فرزندش شيخ ابوعبدالله محمد حائرى صاحب (المزار) و…

6 . شيخ ابوالحسن على بن الحصرى حائرى (زنده 573هـ.ق.) از علماى برجسته شيعه و ارباب فقه و حديث. وى از شاگردان شيخ ابى عبدالله الحسين بن هبة الله سوراوى حائرى است. كتاب معدن الجواهر علامه ابى الفتح محمد كراجكى (م: 449هـ.ق.) را توسط استاد خود روايت مى كند84.

او در حوزه كربلا تدريس مى كرده و رياست داشته و رهبرى جنبش علمى مدرسه حائر شريف را مدتى در دست داشته و جمعى از علما در محضر او تربيت شده اند و از وى روايت مى كنند از جمله: سيد ضياء الدين ابى الفتح محمدبن محمد علوى حسينى حائرى معروف به ابن الجعفريه.

7 . شيخ جمال الدين ابوعبدالله الحسين حائرى سوراوى (زنده 560هـ.ق.) فرزند هبة الله بن رطبة از ائمه فقها و محدثان شيعه و شيخ الاسلام والمسلمين عصر خويش. او از شاگردان شيخ ابى على فرزند شيخ طوسى است كه در حوزه كربلا سكنى گزيد و كرسى تدريس فقه حديث و كلام را در مدرسه بزرگ كربلا به عهده داشت. با تلاش بسيار حركت علمى عظيمى را در مدرسه بزرگ حائر شريف به

( 160 )

وجود آورد و جمعى از علما را درحوزه خود تربيت كرد. مشهورترين شاگردان وى و راويان از وى عبارتند از: ابن ادريس حلى (543 ـ 598هـ.ق.) سيد موسى پدر سيد ابن طاووس شيخ عربى بن مسافر شيخ على بن فرج سوراوى حائرى شيخ محمدبن ابى البركات و….

از جمله كتابهايى كه وى در حوزه كربلا تدريس مى كرده كتاب سليم بن قيس بوده است85. يكى از شاگردان وى در آغاز نسخه آن چنين نوشته است: (وقد سمعته بقراءته عليّ فى الحائر فى 560 فى شهر محرم الحرام…)86

برادركوچك صاحب ترجمه شيخ جمال الدين الحسن بن هبة الله سوراوى حائرى استاد ابن ادريس حلى بوده و شهيد در اجازه خود به ابن الخازن از وى به عنوان صاحب نوشته ها ياد مى كند.87

همچنين پدر اين دو برادر شيخ جمال الدين هبة الله بن رطبه سوراوى حائرى نخستين شخصى بوده كه كربلا مقدسه را مسكن دائمى خويش قرار داد و در نيمه نخست قرن ششم هجرى زنده بوده و حر عاملى او را فقيه و محدث صادق وصف مى كند88.

همگى آنان از برجسته ترين عالمان امامى زمان خود به شمار مى رفته اند. اين خاندان جنبش فكرى گسترده اى را پس از حمله سلاجقه به حوزه كربلا بنيان نهادند و به مدرسه حائر شريف حيات تازه اى بخشيدند.

8 . شيخ ابوعبدالله محمد حائرى (زنده 580هـ.ق.) فرزند جعفر بن على بن جعفر معروف به ابن مشهد حائرى و محمدبن المشهد وصاحب المزار. وى از بزرگان فقهاء و محدثان بوده و شيوخ بسيارى را درك كرده از محدثان بزرگ اماميه بهرهمند گشته است و از آنان روايت نقل مى كند. از جمله: شيخ ابى على فرزند شيخ طوسى ابى الفضل شاذان بن جبرئيل قمى شيخ ابوالبقاء هبة الله بن هبة ابوالمكارم حمزه بن

( 161 )

زهره حسينى حلبى عماد الدين محمد طبرى ابن شهر آشوب مازندرانى (م: 588هـ.ق.) شريف ابوالفتح محمدبن محمد علوى حائرى و….

استاد ما شيخ آقا بزرگ تهرانى به نقل از كتاب وى (المزاره پانزده نفر از مشايخ او را در الذريعه ضبط كرده89 و در طبقات اعلام الشيعه شمارى ديگر به آنان افزوده است90.

وى حوزه كربلا را پايگاه نهضت علمى خويش قرارداد و اوازه بلندى يافت. كرسى تدريس و فتوا و رياست را به خود اختصاص داد و گروه بسيارى از علماى شيعه در محضر او تربيت يافته اند. وى آثار گرانقدرى از خود به جاى گذاشته كه در نزد علماى شيعه از اعتبار بالايى برخوردارند.

كتاب (المزار الكبير) او از منابع علامه مجلسى در بحارالانوار است. و از ديگر آثار اوست: بغية الطالب ايضاح المناسك مصباح و….

9 . شريف ضياء الدين ابوالفتح محمد بن محمد حسينى حائرى معروف به ابن جعفريه حائرى (زنده 573هـ.ق.) عالم امامى فقيه و محدث. وى از شاگردان شيخ ابوالحسن على بن حصرى حائرى است. ابن نما او را از جمله هفت نفر عالمانى مى داند كه صحيفه سجاديه را نقل كرده اند. او صحيفه سجاديه را از سيد اجل نجم الدين بهاء الشرف ابوالحسن محمد علوى حسينى از ابوعبدالله محمد شهريار خازن نقل مى كند92. وى از مدرسان بلند آوازه حوزه كربلا بود و داراى كرسى تدريس و فتوا.

مشهورترين شاگردان و آنان كه از وى روايت كرده اند عبارتند از: سيد عزالدين ابوالحارث محمدبن الحسن علوى حسينى بغدادى شيخ ابوالفضل بن حسين حلى93 و شيخ ابوعبدالله محمد حائرى (چنانكه در المزار خود ياد مى كند) شيخ تاج الدين الحسن بن على بن دربى (چنانچه علامه در اجازه خود به بنى زهره ياد مى كند).

( 162 )

10 . شيخ ابوالفتوح نصر (م: 600هـ.ق.) فرزند على بن منصور الحازن نحوى حائرى معروف به ابن خازن از بزرگان فن فصاحت بلاغت و بيان و نحو بوده است. وى از شيعيان حله بوده و در كودكى قرآن كريم را از حفظ كرده است و مدتى در بغداد از محضر ابى محمد الحسن بن على بن عبيدة نحوى وابى الفرج بن كليب بهره برده است.

قفطى (م: 646هـ.ق.) در (انباه الرواة) مى نويسد:

(او حافظ قرآن بود و در نحو و لغت و علوم عربى يد طولايى داشت. مدتى نيز در بغداد علوم عربى و نحو فرا گرفت و استماع حديث كرد. در 23 جمادى الاخر سال 600 هـ.ق. وفات يافت و در كربلا جوار استانه ابى عبدالله الحسين(ع) به خاك سپرده شد.)94

ابن حجر عسقلانى بر عادت خود به خاطر شيعه بودن او را نكوهش مى كند.95 او در مدرسه كربلا به كار تدريس و تربيت طلاب پرداخت. سيد شمس الدين فخار بن معد حائرى (م:630هـ.ق.) از وى در كتاب خود الحجة على الذاهب روايت مى كند.96

ما در اين مقال بر آن نيستيم كه علما و متكلمان ومحدثان دانشگاه كربلا را در اين برهه زمانى كه خدماتى به مكتب اهل بيت(ع) كرده اند معرفى كنيم بلكه لازم دانستيم خوانندگان محترم را با گستره اين مدرسه كهن شيعى و شمارى از چهره هاى برجسته كه در جنبش فكرى و نهضت علمى اين مهد دانش نقش داشته اند بشناسانيم.

معالم مدرسه كربلا از حمله سلاجقه تا پايان قرن ششم هجرى

كربلا در اواخر عصر آل بويه بسيار گسترش يافته بود و مركز علمى و تنها محل گردآيى دانشوران شيعى با ديدگاههاى گوناگون به شمار مى رفت.

( 163 )

اين مركز نقش مهمى درتطور مكتبهاى عقلى شيعى ايفا كرد اگر چه در اواخر عصر آل بويه مدرسه بزرگ شيعى به بغداد انتقال يافته بود و چنانكه در شماره 72 مجله وزين حوزه اشاره كرديم: مدرسه بغداد ادامه مدرسه كربلا بود ولى حوزه كربلا در اين برهه نيز همچنان مهد تربيت و خاستگاه محدثان متكلمان و فقيهان بود.

حمله سلاجقه به مدرسه ها و كتابخانه ها و مراكز علمى و حوزه هاى علميه شيعه شكنجه دادن عالمان دين و فرار دادن آنان از خانه و كاشانه خود يك موضوع تصادفى نبود. اين حمله با نقشه قبلى و طراحى شده به دست دشمنان تشيع صورت گرفته بود. زيرا تشيع به صورت سمبل ناسازگارى با ستم دربار عباسيان در بين توده هاى مردم خودنمايى مى كرد و نيز به عنوان يك ايدئولوژى پيشرو شناخته مى شد در دل مسلمانان جايگاه بس بلندى يافته بود. دربار عباسى جهت رهايى از اين تنگنا و بازسازى قدرت رو به افول خود با امراى ترك سنى بر ضد امراى ايرانى شيعه هم پيمان شد و آن فاجعه بزرگ عليه شيعه را پديد آورد. دكتر نورالله كسائى در اين مورد مى نويسد:

(طغربيك در تحكيم بنيان خلافت عباسى و قلع وقمع مخالفان خليفه بغداد كوشش بليغ نمود. تصدى خلافت عباسى در زمان وى با القائم (422 ـ 467هـ.ق.) بود كه قدرتش همه پندار و به دست حكام ديلمى بازيچه اى بيش نبود…)97

آنچه كه تشيع را در اين يورشهاى وحشيانه و ددمنشانه بسيار آزرده خاطر كرد يورش سلاجقه به موسسات فرهنگى و كتابخانه ها و حوزه هاى علمى و آتش زدن ميراث گرانبهاى اسلام و تشيع بود. هدف اينان از اين تهاجم فرهنگى نابود ساختن مكتب اهل بيت(ع) و رواج فرهنگ تسنن بود تا زمينه براى پيروى از عباسيان آماده

( 164 )

شود. دشمنان تشيع به نابودى و خراب كردن مدرسه ها و آتش زدن كتابخانه ها و از هم پاشيدن حوزه هاى علمى شيعى بسنده نكردند بلكه بدون درنگ مدرسه هاى خود را جايگزين مدرسه هاى شيعى كردند. به همين منظور مدارس نظاميه در بيش تر شهرها و حتى روستاهاى ايران و عراق تأسيس شد.

دكتر احمد شلبى مى نويسد:

(مدرسه هايى كه نظام الملك ساخت در سراسر جهان زبانزدند. هيچ شهر و روستايى از اين مدرسه ها تهى نيست حتى در جزيرة (ابن عُمر) كه در گوشه دور دستى از جهان قرار گرفته است و چندان سرنشينى ندارد مدرسه اى بزرگ ساخته شده است.)98

سپس از قول عمادالدين اصفهانى مى افزايد:

(در هر شهرى كه نظام الملك مردى دانشمند مى يافت بى درنگ مدرسه اى براى او مى ساخت تا در آن جا به تدريس پردازد و درآمدى از وقف بدان ويژگى مى داد و آن را به كتابخانه اى مى آراست…)99 و نيز در بغداد پس از به آتش كشيدن مدرسه ها و كتابخانه هاى شيعى نخستين مدرسه نظاميه تأسيس شد و طى مراسم باشكوهى در سال 459هـ.ق. گشايش يافت.

دكتر كسائى در اين مورد چنين مى نويسد:

(روز دهم ذى القعده سال 459هـ.ق. بدون شك يكى از رويدادهاى مهم در تاريخ علمى مسلمانان و از پرشكوه ترين ايام دارالخلافه بغداد به شمار مى رود. در اين روز تاريخى مدرسه نظاميه بغداد; يعنى بزرگ ترين و مشهورترين مراكز علمى دنياى اسلام طى مراسم با شكوهى گشايش يافت. اين واقعه از آن جهت با اهميت خاص تلقى گرديد كه خلافت عباسى و جامعه تسنن كه از جانب امراى شيعى

( 165 )

مذهب آل بويه وخلفاى فاطمى مصر مورد تهديد قرار گرفته بود از پرتو نظاميه بغداد كه براى تحقق بخشيدن به آرمانهاى اهل سنت و تاييد خلافت عباسى بنياد گرديد بار ديگر حياتى تازه يافت. پس جاى شگفتى نبود كه در آن روز فراموش نشدنى همه بغداديان براى شركت در آن مراسم با شكوه به نظاميه هجوم آوردند و همه جلال و عظمت دار الخلافه بغداد در عرصه اين مدرسه بزرگ جمع گرديد…)100

در عراق دو مدرسه بزرگ شيعى در برابر مدرسه نظاميه بغداد قد علم كرد و به رقابت مى پرداخت و نيز دوشادوش آن پيش مى رفت. نخست مدرسه نجف اشرف كه پس از فتنه بغداد و هجرت شيخ طوسى به دست تواناى وى بنياد نهاده شد.

دومين مدرسه بزرگ شيعى مدرسه كربلا بود. اين مركز علمى چنانكه اشاره كرديم با اين كه از گزند سلاجقه در امان نماند و مدرسه ها و كتابخانه هاى آن به آتش كشيده شد به دست عالمان بيدار و زمان شناس به سرعت بازسازى شد و دوباره مهد تربيت مجتهدان و عالمان عصر خود گرديد بويژه پس از وفات ابى على طوسى در سال 520هـ.ق. و افول حوزه نجف اشرف مدرسه اهل بيت(ع) به حوزه كربلا انتقال يافت و اين دانشگاه بزرگ شيعى تنها رقيب مدرسه نظاميه بغداد به شمار مى رفت و در عصر ابن حمزه طوسى به اوج شكوفايى خود رسيد و ميراث غنى و گنجينه پربار و كم مانندى حاوى مبانى استوار و ژرف فقهى سرشار از تحقيقات و نوآوريها تقديم جهان اسلام كرد. از مشهورترين و بهترين آثار علمى مدرسه كربلا در اين قرن (الوسيله) نوشته ابن حمزه طوسى است كه خود دگرگونى بزرگى در تاريخ سير تكامل فقه شيعه به شمار مى آيد; زيرا براى نخستين بار نويسنده به ابتكار زيبا دست زده است و بابهاى فقه را تنظيم كرده و هر يك از بابهاى فقه را در جاى ويژه خود آورده و به خلاف

( 166 )

بيش تر فقهاى اماميه كه عبادات را پنج باب: صلات صوم زكات حج و جهاد مى دانند آنها را ده باب دانسته و غسل جنابت خمس اعتكاف عمره و رباط را نيز به آنها افزوده است101. اگر چه پيش از اين شيخ طوسى به اين كار دست زده بود ولى نه به اين انسجام. ابن حمزه طوسى بابهاى فقه را به گونه اى سرو سامان داد كه هرگز در آثار پيشينيان ديده نمى شود. اين كتاب الگويى براى فقهاى اماميه پس از وى قرار گرفت و يكى از كتابهاى مدار بحث و متون درسى در حوزه هاى عالى شيعى بود و از شهرت بسيارى برخوردار شد و مورد استناد فقيهان قرار گرفت بويژه تا پيش از شرايع محقق حلى (م:676هـ.ق.) و ارشاد علامه حلى (648 ـ 726هـ.ق.) كتاب وسيله در حوزه ها از متون درسى بود; زيرا ابوطالب مؤيد الدين محمد معروف به ابن علقمى (م:656هـ.ق.) وزير مستعصم آخرين خليفه عباسى در نامه خود به تاج الدين بن صلايا از بين تمامى كتابهاى فقهى شيعى به كتاب الوسيله اشاره مى كند:

(… لابد من الشنيعة بعد قتل جميع الشّيعه ومن احراق كتاب الوسليه و الذريعة….)102

از نامه اين وزير شيعى كه سبكى (727ـ771هـ.ق.) آن را در طبقات الشافعيه ذكر مى كند مى توان به مقدار اهميت و شهرت اين كتاب در آن عصر پى برد و نيز استاد ما شيخ آقابزرگ تهراني در الذريعه مى نويسد:

(… من المتون الفقهيه المعول عليها والمنقول عنها فى الكتب الفقهية…)103

و اثر ديگر فقهى ابن حمزه طوسى (الواسطة) است كه او نيز از مهم ترين متون فقهى مورد استناد فقهاى اماميه است و صاحب الذريعه در وصف آن چنين مى نويسد:

(الواسطه من اجل المتون الفقهيه المعول عليها كأخته الوسيلة…)104

از نوشته هاى مشهور وى الثاقب فى المناقب در معجزات و فضائل خاندان

( 167 )

عصمت و طهارت(ع) در پانزده باب: براى هر يك از معصومان يك باب و براى پيامبر(ص) دوباب را ويژه كرده است. نگارش اين اثر در سال 560هـ.ق. به پايان رسيده است.

از آثار معروف مدرسه كربلا در قرن ششم هجرى المزار الكبير اثر شيخ ابوعبداللّه محمد حائرى معروف به ابن مشهد حائرى است. اين كتاب از كتابهاى معتبر و مهم شيعه در ادعيه و زيارت نامه هاى مشاهد متبركه ائمه(ع) است كه وى توسط پانزده نفر از شيوخ خود كه محدثان ثقه اماميه اند روايت مى كند. اين كتاب از منابع علامه مجلسى در بحارالانوار و علامه نورى در مستدرك الوسايل است.

افزون بر اين حركت سترگ علماى بيدار در حوزه كربلا از شواهد تاريخى بر مى آيد كه بسيارى از اينان از مدرسه حائر شريف به بغداد رخ كشيدند و با تلاش پى گير دوباره مدرسه شيعى بغداد را احيا كردند و در اندك زمان مدرسه شيعى بغداد به اوج شكوفايى خود رسيد و هنگام ذكر تاريخ مدرسه شيعى بغداد به مبارزه ها و رقابتهاى پنهانى و گاه آشكار اشاره خواهيم كرد.

همچنين در اين قرن بسيارى از كتابهاى مهم شيعى مانند صحيفه سجاديه و… توسط شاگردان و محدثان مدرسه كربلا روايت گرديده و سندى نيست از اسانيد حديث و روايات كه به گونه مستقيم و يا غير مستقيم به مدرسه كربلا پيوسته نباشد.

مدرسه كربلا پس از حمله سلاجقه تا پايان قرن ششم هجرى چنانكه در صفحه هاى پيشين اشاره كرديم نقش بسيار مهمى در دگرگونى فقه اماميه و رستاخيز فكرى و نهضتهاى علمى شيعه داشت كه در اين مقاله نمى توان تمام زواياى آن را به بوته بررسى نهاد. از آن جا كه حوزه هاى علمى حال آن وابسته به گذشته است و يكى به ديگرى پيوسته هنگام بحث از قسمت سوم اين مقاله كه در بردارنده تاريخ مدرسه كربلا از فروپاشى بغداد تا قيام صفويان است به آن اشاره خواهيم كرد.

( 168 )


پاورقيها:

1 . (الكامل فى التاريخ) ابن اثير ج449/8 دار صادر بيروت.

2. (همان مدرك) ج689/8.

3 . (دايرة المعارف تشيّع) ج305/3 ـ 306.

4 . (نقباء البشر) ج1051/3 دار المرتضى مشهد.

5 . (اعيان الشيعه) سيد محسن امين ج232/1 (دارالتعارف بيروت; دايرة المعارف تشيع) ج665/1; ج88/3.

6 . (اعيان الشيعه) ج146/10.

7 . (مجالى اللطف بارض الطف) شيخ محمد سماوى45/ نجف اشرف.

8 . مجله (حوزه) شماره 143/72 ـ 174.

9 . (ماضى النجف وحاضرها) شيخ جعفر محبوبه ج21/1 دار اضواء بيروت.

10 . تفسير (تبيان) مقدمه به قلم شيخ آقا بزرگ تهرانى ج1/ و ـ ز.

11 . (نوابغ الرواة) شيخ آقابزرگ تهرانى52/ دارالكتاب العربى بيروت.

12 . (رجال العلامة الحلى)59/ نجف اشرف.

13 . (نوابغ الرواة)32/.

14 . مجلّه (حوزه) شماره 164/72 ـ 165.

15 . (رجال الطوسى) 460/ نجف اشرف.

16 . (جامع الرواة) شيخ محمد اردبيلى حائرى ج156/1 انتشارات كتابخانه آيت اللّه مرعشى ج156/1.

17 . رجال الطوسى460/ نجف اشرف.

18 . (نوابع الرواة) شيخ آقا بزرگ تهرانى115/.

19 . رجال الطوسى470/.

20 . (جامع الرواة) ج248/1.

21 . (نوابع الرواة) 120/ 236.

22 . (رجال النجاشى) ج73/2 دارالاضواء بيروت.

23 . (همان مدرك).

24 . (نوابغ الرواة) 34/.

( 169 )

25 . (رجال الطوسى)283/.

26 . (معجم رجال الحديث) سيد ابوالقاسم خوئى ج167/2 دارالزهراء بيروت.

27 . (ميزان الاعتدال) محمد ذهبى ج607/3 دارالفكر بيروت.

28 . (نوابغ الرواة) 125/.

29 . (تاريخ بغداد) خطيب بغدادى ج466/5 ـ 467 دارالكتاب العربى بيروت.

30 . رجال النجاشى ج322/2.

31 . (نوابغ الرواة)281/.

32 . (مختصر تاريخ دمشق) ابن عساكر ج323/22 ـ 324 دارالفكر دمشق.

33 . (نوابغ الرواة)54/.

34 . (رجال الطوسى) 443/.

35 . همان مدرك.

36 . (الفهرست) شيخ طوسى55/.

37 . (همان مدرك).

38 . (رجال النجاشى) ج220/1 ـ 221.

39 . (سير اعلام النبلاء) شمس الدين محمد ذهبى ج289/16 ـ 290 مؤسسة الرسالة بيروت.

40 . (تاريخ بغداد) خطيب بغدادى ج378/10.

41 . (تفسير القمى) ج244/2 نجف اشرف.

42 . (نوابغ الرواة) 235/.

43 . (رجال النجاشى) ج236/1 ـ 237.

44 . (همان مدرك) 237/.

45 . (نوابغ الرواة)51/.

46 . (رجال النجاشى) ج86/2.

47 . (همان مدرك) 234/.

48 . (همان مدرك)330/.

49 . (الذريعة الى تصانيف الشيعه) شيخ آقابزرگ تهرانى ج344/15.

50 . مجلّه (حوزه) شماره 164/66.

51 . (دايرة المعارف تشيّع) ج281/3.

( 170 )

52 . (معجم البلدان) ياقوت حموى ج342/2 قاهره.

53 . (الكامل فى التاريخ) ج7/10.

54 . (دايرة المعارف تشيع) ج491/3 ـ 492.

55 . (لسان الميزان) ابن حجر عسقلانى ج135/5 مؤسسه اعلمى بيروت.

56 . (الثقات العيون فى سادس القرون) شيخ آقابزرگ تهرانى24/ دارالكتاب العربى بيروت.

57 . (الفهرست) شيخ منتجب الدين34/ انتشارات كتابخانه آيت اللّه مرعشى نجفى.

58 . (امل الامل) شيخ حر عاملى ج40/2 نجف اشرف.

59 . (اعيان الشيعه) ج473/3.

60 . (الذريعه) ج343/20.

61 . (بحارالانوار) علامه محمد باقر مجلسى ج21/1 ـ 40 اسلاميه تهران.

62. (الذريعه) ج103/21.

63 . (همان مدرك).

64 . (امل الامل) ج341/2.

65 . (رياض العلماء) ميرزا عبداللّه افندى ج304/5 انتشارات كتابخانه آيت اللّه مرعشى نجفى.

66 . (بحارالانوار) ج76/108.

67 . (الفهرست) شيخ منتجب الدين 107/.

68 . (الثقات العيون فى سادس القرون) 272/ ـ 273.

69 . (رياض العلماء) ج122/5 ـ 124.

70 . (روضات الجنات) ميرزا محمد باقر خوانسارى ج162/6. اسماعيليان قم.

71 . (تأسيس الشيعه لعلوم الاسلام) سيد حسن صدر 304/ اعلمى تهران.

72 . (دايرة المعارف تشيّع) ج65/1.

73 . (الوسيله الى نيل الفضيله) ابن حمزه طوسى45/ انتشارات كتابخانه آيت اللّه مرعشى نجفى.

74 . (طبقات الشافعيه) تاج الدين سبكى ج265/8 حلبى قاهره.

75 . (الذريعه) ج76/25.

76 . (فهرست اهدائى مشكوة) محمد تقى دانش پژوه ج1201/5 ـ 1203 دانشگاه تهران.

77 . (دايرة المعارف تشيع) ج449/3.

78 . (موارد الاتحاف فى نقباء الاشراف) سيد عبدالرزاق كمونه ج145/1 نجف اشرف.

( 171 )

79 . (الحجة على الذاهب الى تكفير ابى طالب) شمس الدين فخار حائرى288/ سيد الشهداء قم.

80 . (الكامل فى التاريخ) ابن اثير ج461/11.

81 . (الثقات العيون فى سادس القرون)272/.

82 . (الغدير) علامه امينى ج3/5 به بعد اسلاميه تهران.

83 . (الثقات العيون…) 43/.

84 . (الذريعه) ج221/21.

85 . (همان مدرك) ج152/2 ـ 159.

86 . (الثقات العيون) 83/; (رياض العلماء) ج93/2 193 ـ 195.

87 . (رياض العلماء) ج349/1 ـ 350.

88 . (امل الآمل) ج342/2 ـ 343.

89 . (الذريعه) ج324/20 ـ 325.

90 . (الثقات العيون)252/ ـ 253.

91 . (معجم رجال الحديث) ج159/15; (الذريعه) ج324/20 ـ 325.

92 . (دائرة المعارف تشيع) ج312/1.

93 . (الحجة على الذاهب الى تكفير ابى طالب) فخاربن معد حائرى50/.

94 . (انباه الرواة على انباه النحاة) جمال الدين على قفطى ج346/3 قاهره.

95 . (لسان الميزان) ابن حجر عسقلانى ج155/6.

96 . (الحجة على الذاهب الى تكفير ابى طالب) 134/.

97. (مدارس نظاميه) دكتر نوراللّه كسائى2/ دانشگاه تهران.

98 . (تاريخ آموزش در اسلام) دكتر احمد شلبى ترجمه محمد حسين ساكت101/ دفتر نشر فرهنگ اسلامى.

99 . (همان مدرك) 101/.

100 . (مدارس نظاميه) 116/.

101 . (الوسيله) 45/.

102 . (طبقات الشافعيه) تاج الدين سبكى ج265/1.

103 . (الذريعه) ج76/25.

104 . (همان مدرك) ج11/5.