( 4
)
او
به عدل مطلق مى انديشد كه پايان نايافتنى است.
از اين روى
امپراطور ايران
آن گاه كه از عبادة بن صامت مى پرسد:
به چه انگيزه اى شما مسلمانان به نبرد با دستگاه امپراطورى برخاسته ايد؟
وى در پاسخ مى گويد: براى رهايى ستمديدگان!
لرزه بر اندامش مى افتد كه دين
يعنى عدل مطلق
پايان ناپذير و مرزنشناس و هميشه انگيزاننده. انگيزه ها بايد قوى باشند
تا عدل دامن بگسترد
ستم
ريشه كن شود
تباهيها و زشتيها
دامن برچينند و سختيها آسان شوند.
با انگيزه هاى محدود
با انگيزه هايى مانند: آب
نان
مسكن و… نمى توان وحى را در جاى جاى زمين پرتو افكن كرد و به سوى هدف مطلق رهسپار شد كه هدف محدود
از حركت انسان به سوى هدف مطلق باز مى دارد.
كسانى كه در برابر ستمى كه بر ملت شان مى رود
حساسيت نشان مى دهند و بر مى آشوبند
امّا در برابر گردن كشيهاى قدرتهاى بزرگ و ستمى كه آنان بر ملتهاى مظلوم و دربند جهان روا مى دارند
ساكت و بى تفاوتند
در حقيقت بر ستمها و كژيها و ناراستيها صحّه مى گذارند و از هدف مطلق بازمانده اند.
كسانى كه در برابر ناراستيها و كژيهاى گروههاى ديگر
حساسيت نشان مى دهند و بر مى آشوبند و هياهو به راه مى اندازند و وا اسلاما سر مى دهند
امّا در برابر ناراستيها و كژيهاى گروه خود
ساكت و بى تفاوتند و يا به توجيه مى پردازند
در صف امت ام القرى جايى ندارند.
كسانى كه شعار (داد) مى دهند و بر (داد) پاى مى فشارند و مسؤولان را به (دادگرى) فرا مى خوانند; امّا نه براى خود و گروه خود كه براى ديگران
در جرگه عدالت خواهان راه ندارند.
امت ام القرى
امت وسط است
امت ميانه
نمونه
نه اين سوگرا و نه آن سوگرا:
(كذلك جعلناكم امة وسطاً
لتكونوا شهداء على الناس ويكون الرسول عليكم شهيداً.)
اينان براى جهانيان الگو و نمونه اند و پيامبر اسلام(ص) براى آنان.
امت وسط
امت شريفى است
نه زياده روى مى كند و نه كُند روى
مشى معتدل دارد. نه به كلى در جهانِ ماده فرو مى رود و دنياگرايى را پيشه مى كند و از معنى به دور مى شود و نه در جهان معنى فرو مى رود و از جهان ماده بى خبر مى شود.
|