( 407 )

سيرى در زندگانى علمى و سياسى و اخلاقى نائينى

سيد عباس ميرى

ميرزا محمد حسين نائينى فرزند شيخ الاسلام حاجى ميرزا عبدالرحيم نائينى از چهره هاى برجسته روحانيت و رهبران فكرى شيعه به سال 1277هـ.ق. در شهر نائين از توابع اصفهان در خانواده اى مشهور به دانش و نيك نامى ديده به جهان گشود1.

پدرانش نيز در آن ديار در شمار پيشگامان دانش و فرهنگ ادب و تقوا بوده اند2.

وى پس از فراگيرى مقدمات علوم دينى در زادگاهش و درهفده سالگى براى ادامه تحصيل به اصفهان كه در آن روزگار پرآوازه ترين حوزه علمى شيعه بوده رهسپار مى شود3.

در اصفهان در منزل حاج محمد باقر اصفهانى سرپرست حوزه علميه و دوست ديرين پدرش اقامت مى گزيند.

در اين حوزه با تلاش و پى گيرى دانشهاى مقدماتى را با دقت هر چه تمام تر به پايان مى برد4. علم اصول را از حوزه درس ابوالمعالى كرباسى مدرسّ تواناى

( 408 )

اصول فلسفه و كلام را از محضر بزرگان دانش حكمت و معقول چون: شيخ جهانگير خان قشقايى شيخ محمد حسن هزارجريبى و شيخ محمد تقى نجفى اصفهانى معروف به آقا نجفى و فقه را نزد شيخ محمد باقر اصفهانى فرا مى گيرد5. وى در سال 1303 هـ.ق. براى ادامه تحصيل و پيمودن مدارج عالى علمى راهى عتبات مى شود و پس از توقف كوتاه درنجف اشرف به حوزه سامراء كه در آن زمان توسط ميرزاى بزرگ حيات علمى يافته بود رخت مى كشد6 و از حوزه درس اساتيد بزرگ حوزه سامرا چون: سيّد مجدّد شيرازى سيد اسماعيل صدر و سيد محمد فشاركى اصفهانى بهره مى برد.

نائينى از آغازين روزهاى ورود به سامرا و شركت در حوزه درس ميرزاى شيرازى به خاطر پاسخ درست به مشكل علمى كه درجلسه درس مطرح مى شود مورد توجه ويژه ميرزاى بزرگ قرار مى گيرد.

ميرزاى شيرازى درباره نائينى به سيد محمّد فشاركى سفارش خاص مى كند. توانمنديهاى علمى استعداد و برازندگى ويژه ميرزاى نائينى سبب مى شود كه در اواخر دوران مرجعيت ميرزاى بزرگ در كارهاى مهم به وى كمك كند و نگارنده ويژه نامه ها و بيانيه هاى ايشان شود7.

پس از رحلت ميرزا شيرازى در سال 1312هـ.ق. ميرزاى نائينى سيد اسماعيل صدر را به عنوان استاد ارشد خويش بر مى گزيند و با مشورت و تبادل مباحث علمى با وى به پژوهشهاى علمى خود ادامه مى دهد.

در سال 1314هـ.ق. همراه با استادش سيد اسماعيل صدر به حوزه كربلا رهسپار مى شود. مدت دو سال از استوانه هاى دانش در حوزه كربلا بهره مى جويد و پس از آن به نجف اشرف مشرف مى شود8.

زمانى كه نائينى به حوزه نجف پا نهاده درس آخوند خراسانى از شهرت و جايگاه كم مانندى برخوردار بوده و حدود

( 409 )

هزار مجتهد و فاضل نامور در آن شركت مى جسته اند.

آخوند خراسانى به خاطر روابط گرم و صميمى پيشين با نائينى و آشنايى با گستردگى دانش تيز فكرى هوشيارى و آگاهى از مسائل روز جهان اسلام وى را به عنوان طرف مشورت خود در كارهاى مهم شريك بحث خصوصى و يكى از اعضاى هيأت استفتاء بر مى گزيند9.

وى از آن پس در حوزه نجف به عنوان مجتهدى توانا برخوردار از شايستگيهاى علمى سياسى در ميدانهاى گوناگون ظاهر شد.

شخصيت علمى

نائينى در تحقيق و ژرف انديشى دقت نظر استوارى برهان و قوّت تعقّل برجستگى ويژه داشته و سرآمد روزگار بوده است. در دانش چهره اى شناخته شده بود به گونه اى كه فضلا و بزرگان حوزه براى وى احترام ويژه قائل بوده اند. آقا ضياء عراقى مى گويد:

(من در اصفهان كه بودم غليان براى ميرزا چاق مى كردم. به نظر من از همه معاصران خود برتر بود.)10

وى افزون بر دانشهاى رايج حوزه به علوم و فنون ديگر چون فلسفه كلام ادبيات و تاريخ آگاهى ژرف و گسترده داشته است.

آقا بزرگ تهرانى درباره مقام علمى و آگاهى ژرف نائينى بر دانشهاى گوناگون بويژه دانش اصول مى نويسد:

(وكان مشاركاً جامعاً له تضلع و براعة فى الآداب اللغوية فارسية وعربية ورسوخ فى الكلام والفلسفة وتوحد فى الفقه اما هو فى الاصول فامر عظيم لانه احاط بكلياته ودققه تدقيقاً مدهشاً واتقنه اتقاناً غريباً و قدرنّ الفضاء باقواله و نظرياته العميقة… حتى عدّ مجدداً فى هذا العلم.)11

دانش بسيار و گسترده داشت. ادب فارسى و عربى را به مرحله كمال رسانده

( 410 )

بود و از دانش كلام و فلسفه بهره فراوان داشت. در دانش فقه يگانه و ميدان دار بود. امّا در علم اصول موضوع بزرگ تر از اينها بود; زيرا بركليات دانش اصول آگاهى دقيق و كامل داشت و در آن دقت و ژرف كاوى فوق العاده و شگفت آور انجام داد و به گونه اى شگفت آور مباحث آن را استوار و مستحكم ساخت كه آوازه ديدگاههاى ژرف وى در اصول در فضاى آن روز طنين انداز شد… تا جايى كه در علم اصول مجدد به شمار آمد.

وى با اين مقام و جايگاه علمى و آگاهيهاى گوناگون بر سكوى بلند استادى در حوزه نجف اشرف قرار گرفت و تلاش علمى خويش را آغاز كرد.

تدريس در نجف اشرف

نائينى تدريس فقه و اصول را در حوزه نجف اشرف با وجود درس استوانه علمى برجسته اى چون آخوندخراسانى از حجره مدرسه شروع كرد. از آن جا كه درس وى از تحقيق و دقت نظر و باريك انديشيهاى ويژه اى برخوردار بود ديرى نپاييد شمار بسيارى از فاضلان بنام درس آخوند خراسانى نيز درس تحقيقى و علمى نائينى را سودمند يافتند و در آن شركت جستند.

با افزايش شاگردان درس از حجره مدرسه به مسجد هندى منتقل شد12. با اقبال كم نظير و بسيارى دانش پژوهان فرزانه حوزه درس وى از جايگاه بلندى برخوردار شد و پس از حوزه درس آخوند خراسانى مقام اوّل را يافت13.

سيد محسن امين درباره عظمت و جايگاه درس نائينى در نجف اشرف مى نويسد:

(… كانت حوزه بحثه من اكبر مجالس البحث فى النجف الاشرف…)14

حوزه درس نائينى درنجف اشرف از بزرگ ترين حوزه هاى درس و بحث بود.

ميرزاى نائينى براى عموم فاضلان و طلاب حوزه نجف دو درس رسمى فقه

( 411 )

و اصول داشت. صبح فقه و شب اصول تدريس مى كرد. دوره درسِ خارج اصول وى به طور معمول حدود هشت تا نُه سال به درازا مى كشيد.

افزون بر اين تدريس ويژه اى براى شاگردان برگزيده خويش داشت و در آن جلسه مشكلات علمى را طرح و رسيدگى مى كرد15.

ويژگيهاى درس

نائينى درس را با بيان شيرين به دور از تكرار16 عميق به گونه اى كه هيچ جاى پرسش باقى نماند17 ارائه مى داد.

درس نائينى از اطلاعات گسترده مباحث مفيد و دسته بندى ويژه و كم مانندى برخوردار بود كه اينك در اين جا به پاره اى از ويژگيهاى درس وى اشاره مى كنيم:

دقيق ومحققانه: نائينى بسيار محققانه دقيق پر نكته و ژرف درس را ارائه مى داده است. مطالب علمى را در چارچوب اصطلاح برهان منطقى و فلسفى و در سطح بالايى مطرح مى كرده به گونه اى كه براى همه شركت كنندگان در خور درك و فهم نبوده است. از حوزه درس وى بيش تر كسانى مى توانسته اند بهره برند كه اندوخته علمى آنان در سطح عالى باشد و در فقه و اصول صاحب نظر باشند.

آقا بزرگ تهرانى درباره سطح عالى درس نائينى مى نويسد:

(درس نائينى از درسهايى بود كه مردان دانش شايستگى بهره ورى از آن را داشتند. در زمان استاد ما شيخ الشريعه اصفهانى حوزه درس نائينى رونق و گسترش ويژه اى به خود گرفت. وقتى شيخ الشريعه به رحمت ايزدى پيوست… نائينى نامش بر سر زبانها افتاد و شمار بسيارى از مردم مسلمان شهرهاى دور در امر تقليد به او رجوع كردند.)18

از اين روى دانشورانى كه دوره سطح

( 412 )

را به پايان برده بودند و آغاز درس خارج آنان بود يا در دانش فقه و اصول بهره اندك داشتند به خاطر عمق مطالب و انديشه بلند وى بويژه در اصول از درس وى نمى توانستند به درستى بهره برند; بدين جهت درس وى شاگردان خاص خود را داشت. در حقيقت حوزه درس وى ويژه برگزيدگان حوزه نجف بود.

آقا بزرگ تهرانى در مورد جايگاه بلند و شاگردان برجسته درس نائينى مى نويسد:

(درس نائينى به خاطر شيوه ويژه وى در تدريس دقت نظرها و باريك بينيهاى وى در پژوهش و ژرفايى و دشواريابى مطالب بى مانند بود و ويژه. از اين روى در درس وى جز افراد توانا دانشمند و صاحب نظر شركت نمى جستند. از آن جا كه طلاب مبتدى و متوسط نمى توانستند از مطالب دقيق درس بهره برند در آن بحث جائى نداشتند.

از اين روى درس نائينى طرفداران و اصحاب خاصى داشت.

شخصيتهايى كه مايه اميد آينده بودند و حوزه به آنان چشم دوخته بود در آن حلقه درس ساخته مى شدند. و چنين نيز شد; زيرا از بين آنان نخبگانى برخاستند كه توانايى پيشگامى در حركت علمى و فكرى جامعه و حوزه علمى نجف را داشتند و مدرسان بنامى چون: سيدابوالقاسم خوئى پا به عرصه تدريس نهاد.)19

درس نائينى مبتنى بر آگاهيهاى علمى و حاشيه هاى مفيد و تحقيقات عالى متكى بر استدلال و برهان بوده است. يكى از دانشوران در مقايسه ميان درس نائينى(ره) و حائرى(ره) مى فرمايد:

(مرحوم نائينى مطلب را با شاخ و برگ و مقدمات و مؤخرات بسيار بيان مى كرد و به درس تنوع مى داد ولى مرحوم حاج شيخ عبدالكريم همان مطلب را در مدت كوتاه بدون حواشى و

( 413 )

مقدمات و مؤخرات بيان مى فرمود.)20

اهميّت به تاريخ: آگاهى از پديده ها و رويدادهاى تاريخى در بررسى وتحليل مسائل و پديده هاى علمى سياسى اجتماعى نقش مؤثر دارد.

نائينى آگاه به زمان بود و نقش تاريخ را در آگاهاندن شخص از زمان مى شناخت. درعصرى كه حوزه هاى علمى شيعه به دانشهاى محدود (فقه و اصول) مى انديشيدند وى از دانش تاريخ در شرح مطالب علمى سياسى و اجتماعى بهره مى گرفت و شاگردان خويش را به تناسب موضوع بحث با نكته هاى تاريخى آشنا مى ساخت21.

توجه به نگارش درس: پيش از زمان نائينى نگاشتن درس استاد در حوزه هاى علمى رايج نبود. اساتيد نسبت به آن توجه بايسته نداشتند. نائينى به ضبط و نگارش درس و يادداشت بردارى از مطالب علمى توجه ويژه داشت. بارها از شاگردان خود مى خواست مطالب درس را بدون كم وكاست تقرير كنند; از اين روى بيش تر شاگردان وى مطالب را با دقت هر چه تمام تر مى نگاشتند و هر از چند گاهى آن را بر استاد عرضه مى داشتند. و استاد نيز در جهت رشد و كمال علمى آنان رهنمودهاى لازم و مورد نياز ارائه مى داد.

از آقا جمال گلپايگانى نقل شده كه مى گفته است:

(… من يك طاقچه تقريرات درس آقا را دارم…. من حدود سى سال در خدمت مرحوم نائينى بودم و تا آخرين روز درس ايشان آمدم و همه را يادداشت كردم….)

آقاى حسينى همدانى مى گويد:

(من پس از اتمام كفايه در درس اصول نائينى شركت مى كردم. مرحوم نائينى به من فرمودند: شما هم درس من مى آييد؟

بنده عرض كردم: بله.

ايشان فرمودند: مانعى ندارد به شرط اين كه درس را بنويسيد و

( 414 )

براى من بياوريد كه آن را ببينم….

من چند سال درس ايشان را مى نوشتم و هر چند وقت يك بار نوشته ها را كه چند دفتر مى شد خدمت ايشان مى بردم و ايشان مطالعه مى فرمودند. اگر مدتى مى گذشت و نوشته هاى درس را خدمت ايشان نمى بردم مطالبه مى فرمودند….)22

نگارش درس استاد فايده هاى بسيار دارد: درس به گونه زنده با ويژگيهاى خود مى ماند و براى پژوهشگران و محققان امكان نقد و بررسى آخرين ديدگاههاى ارائه شده در دانش مورد بحث به وجود مى آيد و ديدگاهها و ابتكارها و نوآوريها با مرگ آفرينندگان آنها از بين نمى رود و به فراموشى سپرده نمى شود.

افزون بر اينها گنجينه اى است براى حوزه ها و نسلهاى بعدى و راهى است براى آشنايى با سبكها و شيوه هاى گوناگون و سكويى است براى حركت به سوى كمال و رشد.

شاگردان نائينى

از آن جا كه نائينى از ديد ژرف و دانش گسترده و تيزبينى خاصى در مباحث علمى برخوردار بود كانون درس و بحث او نيز مهد تربيت دانشمندان برجسته و مجتهدان توانا شد. حضور چهره هاى علمى درس استاد را از ديگر درسهاى حوزه نجف اشرف ممتاز ساخت. بيش تر شاگردان وى كسانى بودند كه در فقه و اصول به درجه اجتهاد نزديك شده بودند و در قلّه بلند دانش سير مى كردند و دوره هاى پايانى فراگيرى خويش را درمحضرنائينى مى گذراندند.

تربيت يافتگان درس نائينى با بهره هايى كه از دانش وى گرفته بودند به حوزه هاى علميه در جاى جاى سرزمين اسلامى حيات تازه دميدند و مراكز علوم اسلامى را با درسهاى محققانه و مجتهدپرور خويش غنا بخشيدند و حدود نيم قرن مهار قافله دانش فقه و اصول را در دست گرفته از نسلى به نسل ديگر منتقل كردند.

( 415 )

بزرگانى كه از محضر پرفيض نائينى بهره مند شده اند عبارتند از:

1 . شيخ موسى خوانسارى نجفى (م:1363هـ.ق.) از نخبگان و مقرر درس اصول و فقه نائينى كه بخش فقه آن تحت عنوان (منية الطالب فى حاشية المكاسب) براى استفاده محققان در دو جلد به چاپ رسيده است.

2 . شيخ محمد على كاظمينى خراسانى (م: 1365هـ.ق.) از شاگردان محقق و بنام حوزه درس اصول نائينى و گردآورنده آن.

وى اين تقريرها را در چهار جزء تحت عنوان: (فوائد الاصول) در دسترس محققان دانش اصول قرار داده است.

3 . محمد تقى آملى (م: 1391 هـ.ق.) از شاگردان بنام و با فضل نائينى و گردآورنده دوره دوم درس مكاسب اوست با عنوان: (المكاسب والبيع) كه چاپ و منتشر گرديده است.

ونيز شرح بسيار سودمندى دارد بر كتاب عروة الوثقى با عنوان: (مصباح الهدى) كه در آن ديدگاههاى جديد و بسيار مفيد ديده مى شود.

4 . سيد ابوالقاسم خوئى (م:1413 هـ.ق.) از شاگردان پرآوازه حوزه درس نائينى كسى كه بيش ترين بهره هاى علمى خود را از محضر وى گرفته و تا واپسين لحظه هاى حيات پربار استاد ملازم و همراهش بوده است.

وى درس استاد را براى ساير شاگردان ميرزا تقريرمى كرده و خود نيز به نگارش درس بويژه اصول اهميت بسيار مى داده و (اجود التقريرات) وى نتيجه آن تلاشهاست.

5 . سيد مرتضى لنگرودى (م: 1361 هـ.ق.)

6 . آقا سيد جمال الدين گلپايگانى (م: 1377 هـ.ق.)

7 . سيد صدر الدين جزايرى (م: 1393 هـ.ق.)

8 . شيخ حسين حلّى (م: 1394هـ.ق.)

9 . شيخ ابراهيم كرباسى (ت:1322 هـ.ق.)

( 416 )

10 . ميرزا محمد باقر زنجانى (م: 1394 هـ.ق.)

11 . سيد حسن بجنوردى (م: 1395 هـ.ق.)

12 . سيد محمد هادى ميلانى (م:1395 هـ.ق.)

و…23

مرجعيت نائينى

مقام والاى مرجعيت شيعه پس از رحلت دو مرجع بزرگ: محمدتقى شيرازى و شيخ الشريعه اصفهانى به چند تن از مجتهدان رده اوّل كه به يكسان داراى شرايط بودند و شايستگى مقام مرجعيت داشتند منتقل شد.

مردم مسلمان بنا به تكليف شرعى خويش وظيفه داشتند يكى از آن بزرگواران را به عنوان مرجع تقليد خويش برگزينند. در اين دوره يكى از مجتهدان به نام كه برازندگى اين سمت را داشت محمد حسين نائينى بود. مردم مسلمان از دور و نزديك به ايشان مراجعه مى كردند24.

ولى از آن جا كه در دوران مرجعيت وى مراجع ديگرى كه از نظر جايگاه علمى و اجتماعى با او هم سنگ بودند وجود داشتند نائينى مرجعيت عامه نيافت25.

آثار و نوشته ها

نائينى افزون بر تواناييهاى علمى گوناگون در ادبيات عرب و فارسى بسيار توانمند بوده است.

آقا بزرگ تهرانى درباره دانش سرشار ادبى نائينى مى نويسد:

(… نائينى در ادبيات فارسى و عربى تبحر داشت و آن را به خوبى مى دانست26.)

وى از مراجع اهل قلم بود كه در درست نويسى در حد وسواس تلاش مى ورزيد; از اين روى بسيارى از آثار به جا مانده از او به خاطر پرهيز از اشتباه ادبى و سستى در نثر و كاستى در جمله بنديها و… به چاپ نرسيده است.

( 417 )

تحقيقات علمى كه از خامه محقق نائينى تراوش كرده ويژگيهايى دارند كه نياز است در تحقيقى مستقل به آنها پرداخته شود. در اينجا به گونه گذرا به آثار و نوشته هاى ارزشمندى كه از نائينى به جاى مانده و گواه گستره آگاهى علمى و نبوغ و ابتكار اوست نظر مى افكنيم.

1 . حاشيه بر عروة الوثقى: عروة الوثقى نوشته سيد محمد كاظم يزدى(ره) به خاطر گستردگى و فراگيرى وامتيازهاى بسيار از همان آغاز مورد توجه ويژه فقيهان و بزرگان دانش فقه قرار گرفته و حاشيه هاى فراوانى بر آن نگاشته شده است. يكى از حاشيه هاى عالمانه و محققانه برعروة الوثقى حاشيه نائينى است. وى در اين حاشيه به ابراز نظر و آوردن فتواى خود بسنده كرده و ديدگاههاى خويش را به گونه اى جداگانه از متن عروه در جدولى با تعيين صفحه سطر و كلمه اى كه حاشيه مربوط به آن مى شود عرضه داشته است27.

2 . وسيلة النجاة: اين اثر رساله عمليه مختصرى است به زبان فارسى براى عمل مكلّفان و در بر دارنده بابهاى: عبادات معاملات و ميراث.

متن آن (تبصرة المتعلمين) علامه حلى است كه با فتواى نائينى برابر شده و براساس ترتيب (تبصرة المتعلمين) نوشته شده است.

3 . تنبيه الامه و تنزيه الملّة: در اين اثر نائينى براى روشن كردن مشروع بودن مشروطيت و دفاع از آن دربرابر استبداد پيشگان درباره مسائل اساسى چون: حكومت قانون نظام استبداد مبانى آزادى مساوات عدالت و… بر مبناى استدلالهاى فقهى و اصولى به بحث و بررسى پرداخته است.

بر اين اثر دو مرجع شيعه آخوند خراسانى و شيخ عبداللّه مازندرانى تقريظ نگاشته و آن را تأييد كرده اند.

(تنبيه الامه و تنزيه الملّه) در زمان استبداد صغير به زبان فارسى نگارش يافته و در سال 1327 در عراق و سپس بارها در ايران به چاپ رسيده است از

( 418 )

جمله با مقدمه تصحيح و حاشيه سيد محمود طالقانى.

4 . رساله هاى فقهى و اصولى: از سخنان شاگرد و همراه نائينى حسينى همدانى استفاده مى شود نائينى در بيش تر بابهاى فقه و مسائل اصول رساله تحقيقى داشته است ولى همان گونه كه ياد شد چون در عرضه درستِ نگارشهاى خويش حساس بوده و نمى توانسته اشتباه ادبى در نوشته اش را تحمل كند به چاپ و نشر اين آثار علاقه اى نشان نداده است; از اين روى بسيارى از نگارشهاى تحقيقى ايشان از بين رفته و يا به گونه خطى در كتابخانه ها به جاى مانده است.

رساله هاى علمى كه در كتابهاى تراجم و فهرست مؤلفان براى نائينى شمرده شده عبارتند از:

* رساله در خلل نماز.

* رساله در لباس مشكوك نوشته شده در سال 1315هـ.ق.

* رساله در نفى ضرر.

* رساله در باب تزاحم.

* رساله در شرط متأخر.

* رساله در تعبدى و توصلى.

* رساله اى در ترتب.

* رساله اى در معانى حرفيه28.

5 . تقريرات: همان گونه كه يادآور شديم از ويژگيهاى درس نائينى اين بود كه به شاگردان خويش سفارش فراوان مى كرده كه مطالب درس را بنگارند.

از اين روى بسيارى از شاگردان وى درس را مى نوشته اند كه پاره اى از اين نوشته ها به چاپ رسيده و جامعه علمى از آن بهره مى برند.

نگاهى به زندگى سياسى نائينى

نائينى از آغاز تحصيل در اصفهان در محيطى مى زيست كه كانون آمد و شد رجال مذهبى سياسى و علمى بود29. و از همان جا باب انديشه سياسى وتفكر اجتماعى به روى او گشوده و روز به روز بر گستره و ژرفاى آن افزوده مى شد. در كنار آن ارتباط صميمى و گرم وى با

( 419 )

سيد جمال الدين اسدآبادى در رشد و بارورى انديشه سياسى و اجتماعى او تأثير گذاشت30 و همگام با تلاش علمى از آثار ونوشته هاى سياسى و اجتماعى روزگار خويش بهره مى برد و به ديدگاههاى خود عمق مى بخشيد.

هنگامى كه به سامرا وارد شد درمركز سياست شيعى قرارگرفت. به خاطر شايستگى علمى و آگاهيهاى سياسى و اجتماعى محرّر ميرزاى بزرگ گرديد31 و با آشنايى از افكار بلند وى و ديگر انديشه وران اسلامى به مسائل و ديدگاههاى اسلامى بيش از پيش آگاهى يافت.

در مجموع اين برخوردها و پيوندها كه در سطح مردان دانش و متفكران سياسى اجتماعى بود از وى شخصيت علمى سياسى اجتماعى و روشنفكر اصلاح طلب و آگاه به نيازهاى زمان ساخت و جايگاهى بس والا يافت.

به خاطر همين آگاهيها و زمان شناسيها بود وقتى كه پس از فوت ميرزاى شيرازى به نجف وارد شد در كنار مرجع بلند آوازه زمان آخوند خراسانى جاى گرفت و در نهضت مشروطيت كه علماى نجف با رهنمودها پيامها و فتواهاى خويش نقش رهبرى آن را به عهده داشتند از انديشه اش بهره گرفتند و در امور مهم طرف مشورت علما قرار گرفت و به گفته برخى آگاهان بيانيه هاى پرشور عليه استبداد وروشن گر مشروطيت به خامه آن بزرگ نگارش مى شد32.

وى در سخت ترين دوران مشروطيت با افكار و انديشه بلند خويش به گونه مستدل نخستين طرح نظام اسلامى درخور پياده شدن را ارائه داد و با تمام توان از مشروطيت به دفاع برخاست و نهضت را پرشور نگهداشت.

افزون بر نهضت مشروطيت در هجوم روس و انگليس به ايران و اشغال دو بخش شمال و جنوب علماء نجف بر آن شدند كه در برابر هجوم آنها بايستند33. نائينى نيز از جمله آنان بود و نقش مهمى

( 420 )

ايفا كرد34 و جزو علماى پيشگام بود35. نائينى افزون بر حضور مستقيم درمسائل سياسى اجتماعى ايران درجريانهاى سياسى كشور عراق نيز نقش تعيين كننده داشته است:

در زمانى كه عراق توسط انگليس به اشغال درآمد (1914م) علماى نجف عليه اين هجوم اعلان جهاد داده و نيروهاى مردمى را بسيج كردند وخود در جبهه جنگ حضور يافتند36. در اين جريان نيز نائينى از جمله رجال علمى بود كه در جهاد مقدس نه تنها شركت داشت بلكه از عناصر پرتكاپوى جهاد بود كه باتلاش پى گير علماى رده اوّل را به گرفتن تاكتيكهاى جنگى ونظامى تشويق مى كرد37.

در جنبش استقلال طلبانه عراق (1920م) بارديگر علماى نجف از جمله نائينى درصحنه سياسى و افق حركت استقلال طلبانه عراق درخشيدند38. پس از فوت رهبرى حركت محمد تقى شيرازى و آغاز رهبرى و مرجعيت شيخ الشريعه اصفهانى همكارى وتلاشهاى نائينى بُعد گسترده ترى به خود گرفت و شيخ الشريعه در تصميم گيريها و انتشار بيانيه هاى سياسى اجتماعى با وى به رايزنى مى پرداخت39. پس از مرحوم شريعت اصفهانى نائينى و چند تن ديگر از مراجع در كادر رهبرى جنبش ملّى اسلامى عراق قرارگرفتند40 و با تمام توان نهضت را به پيش بردند. تلاش همه سويه رهبران قيام استقلال طلبانه عراق سبب شد انگليس از ادعاى تحت الحمايگى خود بر عراق دست بردارد و به حكومت ملى تن بدهد و استقلال عراق را به رسميّت بشناسد و تنها به حضور پنهانى از طريق دست نشانده خود ملك فيصل بسنده كند.

حاكم عراق ملك فيصل كه به اشاره انگليس سركار آمده بود به منظور قانونى جلوه دادن حاكميت خويش انتخابات اعلان كرد41. علما چون مى دانستند وى دست نشانده انگليس است و به منظور تحكيم حكومت خود مى خواهد انتخابات

( 421 )

به راه بيندازد با انتخابات فرمايشى به مخالفت برخاستند42. دولت عراق عكس العمل نشان داد و خالصى را كه انتخابات را تحريم كرده بود تبعيد كرد43.

در اعتراض به تبعيد وى نائينى و سيدابوالحسن اصفهانى راهى ايران شدند وحكومت عراق نيز با شيوه ناپسندى كه حكايت از اخراج و تبعيد آنان داشت باايشان برخورد كرد44.

ولى از آن جا كه تبعيد علما به زيان انگليس و عراق تمام شد ايادى انگليس به تلاش برخاستند و براى ختم مسأله تبعيد علما به گفت گوهاى ديپلماسى پرداختند و مسأله را به پايان بردند و علماء تبعيدى را به نجف بازگرداندند45.

از سير كوتاه و گذرايى كه در زندگانى سياسى اجتماعى نائينى انجام شد اين نكته به دست آمد كه نائينى هيچ گاه از جريانهاى سياسى و اجتماعى جامعه اسلامى و كشورهاى اسلامى ومسلمانان غافل نبوده و با ديد نافذ خود ناظر رويدادهايى بوده كه درجاى جاى كشورهاى اسلامى رخ مى داده و با دلسوزى و تعهد در سنگرهاى گوناگون: دفاع از حق و عدالت مبارزه با استبداد و ستم داخلى و استعمار خارجى حضور بيگانگان درسرزمينهاى اسلامى طليعه دار مبارزه بوده است.

سيره اخلاقى نائينى

نائينى علم را در بستر تقوا آموخته بود واز پرهيزكارى به سرچشمه هاى دانش حكمت و معرفت ره يافته بود. تفكر ناب ژرف انديشى جهاد با هواى نفس و… از ويژگيهاى بارز اوست.

از گفتار و رفتار و كردارش ادب و بزرگوارى هويدا بود. برخوردش باديگران اخلاق عملى پيشوايان دين را به نمايش مى گذاشت.

او تا غروب زندگى بر اين سيره پسنديده استوار ماند.

اينك به شمه اى از فضائل اخلاقى آداب ومقام معنوى وى اشاره مى كنيم:

( 422 )

زهد وتقوا

در فرهنگ وتعاليم اسلام تقوا و بى گرايشى به دنيا اساسى ترين ومهم ترين سرمايه رهايى انسان از گردابها و دامهاى فريبنده شيطانى است; بدين جهت مؤكدترين برنامه اى كه دين جهت خودسازى به پيروانش سفارش كرده تقوا و پرهيز از دنياطلبى است و رعايت آن را از عالمان دين كه الگو و راهنماى جامعه اند با تأكيد بيش تر خواسته است.

نائينى از جمله فرزانگانى است كه درطول حيات با بركت خويش پرواى الهى جزء زندگى او بوده و هيچ گاه دنيا با همه مظاهر فريبنده و مقامهاى پر زرق و برق آن نتوانسته او را فريفته و مجذوب خود سازد.

آقا بزرگ تهرانى در باب تقوا و دنياگريزى وى مى نويسد:

(… و كان المترجم له متورعاً تقياً صالحاً غير متهالك على حطام الدنيا ولامتفان فى الحصول على الرياسة.)46

او مردى با ورع تقواپيشه اصلاح طلب بى اعتنا به زخارف دنيا بود و رياست و مقام دنيا نتوانست او را فريفته خود سازد.

اهميّت به نماز

حضور درمصلى به انتظار نماز بى قرارى از خوف خدا و درك مقام ازويژگيهايى است كه بندگان مخلص خدا بدان بار مى يابند. اين حالت معنوى را بيش تر سيره نگاران ومحدثان براى پيشوايان دين و اهل معرفت گزارش كرده اند.

نائينى نيز كه از چشمه زلال معرفت جرعه ها نوشيده بود به نماز احترام ويژه مى گذارد. پيش از اذان به استقبال نماز مى شتافت. در نماز از ترس خدا وعذاب الهى ناآرام و بى قرار اشك از گونه هايش جارى مى شد:

(… وى بنا داشت براى فريضه ظهر و عصر حدود يك ربع ساعت كه به اذان مانده بر روى

( 423 )

سجاده بنشينند و حالت انتظار داشته باشند تا اذان بگويند و ايشان مشغول نماز شوند.)47

در باب لابه كردن ايشان در نماز آقا بزرگ تهرانى مى نويسد:

(… وكان اذا وقف للصلاة ارتعدت فرائصه وابتلت لحيته من دموع عينيه.)48

هنگامى كه به نماز مى ايستاد بدنش مى لرزيد واشكهايش برگونه ها و محاسنش جارى مى شد.

عشق به نماز ارتباط باخدا چنان با روح اوعجين شده بود كه حتى در آخرين روزها و ساعتهاى عمر حاضر نبود آنى نمازش از زمان معين هميشگى واپس بيفتد.

آقاى حسينى همدانى كه در كنار بسترش حضور داشته مى گويد:

( آقاى نائينى بيمارى تب نوبه داشتند. هر يكى دو ساعت تب مى كردند و به حالت غشوه از حال مى رفتند. ساعت سه از شب گذشته بود. من گفتم اگر آقا بلند شوند ببينند ساعت سه از شب گذشته است ناراحت مى شوند كه چرا ايشان را براى نماز بيدار نكرده ايم و دوباره حال ايشان منقلب خواهد شد. به اين جهت چهار پنج ساعت كه آن جا بود همه را به عقب برگردانديم وروى ساعت يك از شب گذشته تنظيم كرديم. ساعت قديمى خود ايشان راهم روى يك از شب گذشته تنظيم كرديم. وقتى مرحوم آيت اللّه نائينى بعد از چند ساعت بى حالى و حالت غشوه به حال آمدند نگاهى به آسمان كردند و با عجله فرمودند: (ساعت سه است! چرا مرا براى نماز [نماز شب و تهجد] بيدارنكرديد؟)

بسيار ناراحت شدند من عرض كردم: آقا ساعت سه نيست ساعت يك است.

( 424 )

ايشان فرمودند: نه.

من چند ساعت تنظيم شده راخدمت ايشان نشان دادم.

ايشان نگاه كردند و با ناراحتى فرمودند: اينها ساعت نيست پيدان است. من ازوضع آسمان وستاره ها مى فهمم كه ساعت سه از شب گذشته است. همان جا با آن حال براى ايشان ظرف آب آورديم وضوگرفتند و با حالت نشسته مشغول نماز شدند.)49

نيايش و تهجد

انس با نيايش و تهجد شبانه سرمايه تلاش و پشتوانه كار روزانه مردان خداست. چشمه سار زلالى كه جويندگان دانش و معرفت آن را بهترين راه درك حقايق و فهم معارف شمرده و از آن بهره ها اندوخته اند; از اين روى هيچ عالم وارسته و واصلى را نمى توان يافت كه بدون ارتباط نزديك باخدا و خلوت شبانه به ارتقاى روح و سلوك عرفانى دست يافته باشد.

نائينى از آن زنده دلانى بود كه از نيايش نيمه شب حيات معنوى يافته بود و با يارى از اين اهرم نيرومند بود كه توانست از كورانهاى گوناگون زندگى بويژه در صحنه هاى سياسى سربلند برآيد.

يكى از نزديكان به ايشان درباره دعا تهجد و گريه نيمه شب وى مى گويد:

(در اين اواخر كه ايشان سخت مريض شده بودند در عين حال دو ساعت به اذان صبح بيدار و مشغول نماز و تهجد مى شدند و معمولاً بلند بلند گريه مى كردند و راز و نياز داشتند.)50

نائينى خودسازى معنوى را براى دانش پژوهان دين امرى لازم مى شمرده بويژه مناجات ونافله شبانه را در كسب مقام اجتهاد سهيم مى دانسته است.

آقاى سيد محمد هادى ميلانى از شاگردان برجسته ايشان نقل مى كند:

(استاد آيت اللّه نائينى مى فرمود:

نماز شب را شرط اجتهاد

( 425 )

نمى دانم ولى بدون دخالت هم نمى دانم.)51

فروتنى

هر انسانى به زيور صفات شايسته بويژه تواضع و فروتنى آراسته گردد پسنديده است; امّا پيشگامى دانشمندان در اين ويژگى پسنديده تر خواهد بود. از اين روى پيشوايان دين با تأكيد فراوان از دانشمندان خواسته اند در فروتنى پيشگام باشند بدانند دانش سودمند دانشى است كه تواضع بارآورد:

(التواضع ثمرة العلم.)52

ثمره دانش فروتنى است.

نائينى از فرزانگان خود ساخته اى بود كه به هنگام اقبال و ادبار دنيا و مردم مشى متواضعانه داشت. نسبت به عالم جاهل نيازمند و توانگر و… برخورد يكسان داشت. در داخل بيت ميان خدمتگزار و ديگر افراد فرق نمى گذاشت:

(… من هيچ گاه فراموش نمى كنم كه: مرحوم آيت اللّه نائينى(ره) هرگاه مى خواستند در حضور جمعى غذا صرف كنند. يا وقتى در بيرونى غذا ميل مى كردند. تا هنگامى كه شيخ مهدى كه خادم آقا بود براى صرف غذا نمى آمد آقا به غذا دست نمى زدند نه تنها خادم را نمى گفتند جدا غذا بخورد بلكه تا او نمى آمد و شروع نمى كرد ايشان شروع به صرف غذا نمى كردند.)53

نائينى احترام اساتيد وبزرگان دانش را پاس مى داشت. در برابر آنان براى خويش جايگاهى نمى شناخت.

هنگامى كه شيخ الشريعه اصفهانى چشم از دنيا فرو مى بندد بر جمعيت شاگردان ميرزاى نائينى افزوده مى شود شمارى از شاگردان از وى مى خواهند براى تدريس به منبر تشريف ببرد. نائينى روى منبر قرار مى گيرد و با گريه مى گويد:

(… چه روزگارى شده است كه ما بايد به منبر برويم منبرى كه مشايخ بزرگ

( 426 )

بر آن مى نشستند.)54

زيارت پيشوايان دين

ييكى از جهاتى كه حوزه هاى علوم دينى درمشاهد مشرفه ائمه(ع) و امام زادگان شكل گرفته به خاطر استمداد از مقام والاى ولايت و امامت و كسب معنويت از وسايط فيض الهى بوده است.

از اين روى عالمان عارف به مقام ائمه(ع) هيچ گاه از ارتباط با اين منابع حكمت و دانش غافل نبوده و صبح و شام به هنگام رنج و راحتى از آنان بهره هاى علمى و معنوى مى گرفته اند.

نائينى(ره) از جمله فقيهان شيفته مقام ولايت بوده است كه در طول عمر پر بركت خويش هيچ گاه از عرض ادب به آستان ملكوتى ائمه(ع) سربرنتافته است. سحرگاهان پيش از آن كه در حرم به روى زايران گشوده شود به شوق زيارت پشت دَرِ حرم به انتظار مى نشسته است. وقتى كه در سامرا مى زيسته هر ازچندگاهى براى آستان بوسى مرقد مطهر مولاى متّقيان على(ع) به نجف اشرف مشرف مى شده است55.

نظم و انضباط

ادب انضباط و توجّه به جهات ظاهرى براى همگان ارزش و سرمايه زندگى است و دربرخوردهاى اجتماعى بسيار مؤثر و كارگشا. توجه به جهات ظاهرى براى عالمان دين آن هم دينى كه نظم و انضباط و تميزى و آراستگى در سرلوحه برنامه هاى آن قرار دارد ارزشمندتر واهتمام بدان فورى تر است.

از اين روى مى توان مهم ترين شرط و رمز نفوذ در دلها را به كار بردن نكته هاى ظريفى دانست كه با برخوردهاى اجتماعى و فردى ارتباط دارند.

ميرزاى نائينى در آراستگى و تميزى لباس رسيدگى به ظاهر خود الگو بوده است.

هيچ گاه كوچك ترين بى انضباطى و دورى از زى روحانيّت را بر نمى تابيد. اگر در چهره و شكل ظاهرى كسى چيز ناپسند

( 427 )

و خلاف عرف مى ديد فورا با اشاره يا كنايه و در مواردى به روشنى يادآور مى شد.

آقاى حسينى همدانى مى گويد:

( يك وقت يكى از آقايان كه مرجع تدريس درنجف اشرف شد و دو ـ سه سال مجمع علمى خوبى هم پيدا كرد به من فرمود: من مى خواهم خدمت آيت اللّه نائينى برسم امّا نه در بيروني….

معلوم شد از آقا قبضى مى خواهد. ناخنهاى ايشان مقدارى بلند بود. هنگام گرفتن قبض آيت اللّه نائينى لحظه اى دست ايشان را گرفته بود و فقط فرموده بود: آقا!)56

احترام به شاگردان

بزرگان علما هميشه به شاگردان و تربيت يافتگان درس و بحث خود به ديده امانت الهى مى نگريسته و به مانند پدرى مهربان با آنان رفتار مى كرده اند. نه تنهاهيچ گاه به آنان بى حرمتى روا نمى داشته اند بلكه حريم حرمت آنان را رعايت مى كرده اند. اين احترام و اهميّت نسبت به فاضلان برجسته حوزه درس افزون بوده است.

نائينى نيز از جمله فقيهانى بوده كه به شاگردان خويش بويژه كسانى كه از فضل و كمال بيش ترى برخوردار بوده اند فوق العاده احترام مى گذاشته است:

([نائينى] به شاگردان خود توجه داشت. هر كس را به مقدار علمى كه داشت احترام مى كرد. حتى درجلسه درس عده اى از خواص ايشان جايگاه مخصوص داشتند كه كسى ديگر نمى توانست آن جا را اشغال كند. ايشان اساساً به طلاب و فضلاى درس خوان احترام خاص مى گذاشت.)57

در پاسخ به اشكال و پرسشهاى شاگردان به گونه اى برخورد نمى كرده كه سبب تحقير يا رنجش آنان گردد بلكه با حفظ حرمت و رعايت تمام جوانب به

( 428 )

پاسخ اشكال و پرسش مى پرداخته است.

آقاى حسينى همدانى مى گويد:

(… يك شب بحث اصول مرحوم آيت اللّه نائينى راجع به عام و خاص بود. بعد از تمام شدن درس به نظر برخى شاگردان برجسته درس اشكالى پديد آمده بود از جمله آيت اللّه ميلانى. ايشان اشكال را در چند سطر نوشتند و من آن را گرفتم بردم درون منزل و خدمت آقا تقديم كردم. ايشان اشكال را مطالعه فرمودند. بعد به من فرمودند: اين اشكال را چه كسى به شما داد.عرض كردم. آقا سيد هادى ميلانى. ايشان فرمود: بسيار خوب.

شب شنبه مرحوم آيت الله نائينى تمام درس را تكرار كردند. اين در حالى بود كه درس ايشان هيچ گاه تكرار نمى شد و حتى مطالب تكرارى هم نداشت….

مرحوم آيت اللّه ميلانى فرمودند: استاد با تكراردرس به من فرمودند: توقع نيست از شما بعد از شانزده سال كه درس من مى آييد منظور من را از كلام متوجه نشويد.)58

نگهداشت آداب بحث

درگذشته زعما واساتيد حوزه هاى علمى جداى از كنترل درس و بحث شاگردان به امورى كه به رفتار و منش طلاب و فضلا نيز مربوط مى شده توجه داشته اند و آنان را به كمالهاى روحى و معنوى رهنمون مى گشته اند.

ميرزاى نائينى نيز به تربيت شاگردان و متخلق كردن آنان به اخلاق پسنديده سخت اهتمام مى ورزيده است از جمله: مواظب بوده كه شاگردانش به هنگام بحث و گفت وگوى علمى رفتار تند و خشن نداشته باشند و از آنان مى خواسته در مناظره هاى علمى سير اعتدال را پيش گيرند و سخن را به مراء وجدال نكشانند.

آقاى حسينى همدانى از آقا سيد على

( 429 )

مددى قائنى نقل مى كند:

(… شبى در مقبره مرحوم آيت اللّه نائينى بوديم. آقايى آمد آن جا و مسأله اى را مطرح كرد. ما چند نفر بوديم مقدارى پيرامون مسأله مورد بحث گفت وگو شد كم كم متوجه شديم فرد مذكور بناى مراء وجدال دارد و پرخاش و تندى مى كند. اين جا ما ساكت شديم. اومقدارى گفت وقتى سكوت ما را ديد بلند شد و رفت.)

سپس آقاى مددى افزود:

(ما را مرحوم آيت اللّه نائينى تربيت كرده اند ما هيچ گاه درمراء و جدال وارد نمى شويم. مراء كننده بگويد تا خسته شود. وقتى خسته شد بلند مى شود و مى رود.)59

بالأخره اين مرد بزرگ پس از عمرى روشنگرى دانش پراكنى فرياد رسى رسيدگى به امور مردم تلاش در راه استقلال و عزت و سربلندى كشورهاى اسلامى مبارزه بى امان با استبداد و كژانديشيها كژفكريها با قلبى مطمئن در 26 جمادى الاول 1355هـ.ق به ديدار حق شتافت. خدايش بيامرزاد و او را با اولياى خويش محشوركناد.


پاورقيها:

1 . (تاريخ نائين) ج118/1; (اعيان الشيعه) محسن امين جزء 258/44 چاپ دارالتعارف للمطبوعات بيروت.

2 . (نقباء البشر) آقا بزرگ تهرانى ج593/2 دارالمرتضى.

3 . (نقباء البشر); (اعيان الشيعه) محسن امين ج54/6 (ده جلدى).

4 . مجله (حوزه) شماره 39/30 مصاحبه با آيت اللّه حسينى همدانى; (نقباء البشر) ج593/2.

5 . (نقباء البشر) ج593/2; (اعيان الشيعه) ج54/6.

6 . (نقباء البشر) ج593/2.

7 . (همان مدرك).

8 . (همان مدرك).

9 . (همان مدرك) 594/.

( 430 )

10 . مجله (حوزه) شماره 31/55. مصاحبه با آيت اللّه محمد حسن مرتضوى لنگرودى.

11 . (نقباء البشر) ج595/2.

12 . مجله (حوزه) 42/30 مصاحبه با آيت اللّه حسينى همدانى.

13 (همان مدرك).

14 . (اعيان الشيعه) جزء258/44.

15 . مجله (حوزه) شماره 37/30; (اعيان الشيعه) ج54/6.

16 . (همان مدرك).

17 . (تنبيه الامة وتنزيه الملة) محمد حسين نائينى بامقدمه سيد محمود طالقانى16/ شركت سهامى انتشار.

18 . (نقباء البشر) ج594/2.

19 . (همان مدرك).

20 . مجله (حوزه) شماره 33/55 مصاحبه با آيت اللّه محمد حسن مرتضوى لنگرودى.

21 . (همان مدرك).

22 . مجله (حوزه) شماره 42/30 مصاحبه باآيت اللّه حسينى همدانى.

23 . (معارف الرجال) حرز الدين ج285/1 كتابخانه آيت اللّه مرعشى; (مكارم الآثار) محمد على حبيب آبادى ج2177/6 نشر نفائس مخطوطات اصفهان; (نقباء البشر) ج595/2.

24 . (نقباء البشر) ج594/2; (اعيان الشيعه) ج54/6.

25 . (مكارم الآثار) ج2172/6.

26 . (نقباء البشر) ج595/2; (اعيان الشيعه) ج54/6.

27 . (الذريعه الى تصانيف الشيعه) آقابزرگ تهرانى ج149/6; دارالاضواء بيروت.

28 . (مكارم الآثار) ج2177/6; (تاريخ علمى و اجتماعى اصفهان) ج253/2 دار الذخائر قم; (نقباء البشر) ج596/2; (معارف الرجال) ج286/1 ـ 87; (ريحانة الادب) ج5 ـ 127/6 خيام; (اعيان الشيعه) جزء258/44; (اعيان الشيعه) ج54/6; (معجم المؤلفين) عمر رضا كحاله ج9 ـ 242/10 دار احياء التراث العربى بيروت.

29 . مجله (حوزه) شماره 29/30 مصاحبه با آيت اللّه حسينى همدانى.

30 . (همان مدرك)41/.

31 . (نقباء البشر) ج593/2.

32 . (تشيع و مشروطيت در ايران) عبدالهادى حائرى 156/ اميركبير; (نقباء البشر) ج594/2.

33 . (تشيع و مشروطيت درايران) 159/ به نقل از (هجوم روس) ناظم الدين زاده; مجله (وحيد) شماره 445/10 ـ 450 1351.

( 431 )

34 . بخشى از نامه آيت اللّه مرعشى(ره) به عبدالهادى حائرى در تاريخ 15 مارس 1973م.

35 . (تشيع و مشروطيت در ايران) به نقل از (هجوم روس) 116/ ـ 121.

36 . (نگاهى به تاريخ انقلاب اسلامى 1920 عراق) محمد صادقى تهرانى 12/ انتشارات دارالفكر.

37 . بخشى از نامه آيت اللّه مرعشى به عبدالهادى حائرى در تاريخ 15 مارس 1973م.

38 . (نگاهى به انقلاب اسلامى 1920 عراق) محمد صادقى تهرانى 44/ به نقل از: (لمحات الاجتماعيه) دكتر على وردى ج105/5.

39 . (تشيع ومشروطيت در ايران) 172/.

40 . (همان مدرك).

41 . (تاريخ 20 ساله ايران) حسين مكى ج345/2 بنگاه ترجمه و نشر كتاب.

42 . (تشيع و مشروطيت درايران) حائرى 174/.

43 . (نقباء البشر) ج594/2; (تاريخ 20 ساله ايران) ج350/2 ـ 384.

44 .(تاريخ 20 ساله ايران) ج347/2.

45 . (همان مدرك) 352/.

46 . (مكارم الآثار) ج2177/6; (نقباء البشر) ج594/2.

47 . مجله (حوزه) شماره 50/30 مصاحبه با آيت اللّه حسينى همدانى.

48 . (نقباء البشر) ج594/2.

49 . مجله (حوزه) شماره 50/30 مصاحبه با آيت اللّه حسينى همدانى.

50 . (همان مدرك).

51 . روزنامه (جمهورى اسلامى ايران) 1368/9/6 مصاحبه با آيت اللّه سيّد حسين شمس.

52 . (غرر و درر) آمدى ج81/1 چاپ دانشگاه تهران.

53 . مجله (حوزه) شماره 50/30 مصاحبه با آيت اللّه حسينى همدانى.

54 . (همان مدرك) شماره 56/55 مصاحبه با آيت اللّه محمد حسن مرتضوى لنگرودى.

55 . (همان مدرك) شماره 50/30 مصاحبه با آيت اللّه حسينى همدانى.

56 . (همان مدرك).

57 . (همان مدرك) شماره 37/55 مصاحبه با آيت اللّه محمد حسن مرتضوى لنگرودى.

58 . (همان مدرك) شماره 48/30 مصاحبه با آيت اللّه حسينى همدانى.

59 . ( همان مدرك) 51/.