( 260
)
حضرت امير(ع) تأكيد داشته اند و اين
با وابسته بودن رضاخان به انگليس وسلطه همه جانبه انگليس برعراق در آن روزگار
سازگارى دارد:
جشن روز جمعه خنده آور است
ملت ايران عجيب خوش باور است
اولا
تمثال در اسلام نيست
لايجوز است و بر او اقدام نيست
ثانياً آن كس كه جمهورى است او
بر (شمايل) خوش عقيده نيست او
حال بر تمثال او كرنش كند
بهرجلب مردمان كوشش كند
ليك مردم عاقل اند و هوشيار
واقف از اسرار و رمز روزگار
كوشش آنها بماند بى ثمر
خلق برگشتند از ايشان
سر به سر
هست اين تمثال از بهر فريب
مكر آنها كشف گردد عنقريب
ثالثاً باشد نجف دست عدو
هست اين تمثال هم
تمهيد او
مرقد شير حق و سبط نبى
هست اين ايّام دست اجنبى
هر چه آيد هديه از آن سرزمين
مردمان هستند از آن بابت ظنين29
مهم تر اين كه علماى تهران نيز
شركت در باغ شاه را
به مناسبت ورود تمثال
حرام اعلام كرده اند و داستان تمثال و به راه انداختن هياهوى تبليغاتى را ساخته و پرداخته دست انگليس دانسته اند. اين حقيقت را مأمور امنيتى انگليس در بغداد
چنين گزارش مى دهد:
(روحانيون تهران
شركت مردم را در اين جريانها
تحريم كرده اند. خالصى زاده و چند تن ديگر از واعظان بى كنترل
به مردم اطمينان داده اند كه عكس مزبور
از سوى انگليسيها
فرستاده شده است
نه از سوى علما....)30
برابر اين گزارش
ساختگى بودن اين داستان براى علماى تهران
روشن بوده است و آنان دست انگليس را به روشنى
پشت سر اين ماجرا مى ديده اند; از اين روى
در برابر آن موضع گرفته اند.
ج . عبداللّه مستوفى
كليددار آستانه نجف را فرستنده تمثال حضرت على(ع) مى داند:
(... كليددار آستانه نجف
كه طبعا
|