( 238
)
بالاخره
كار به جايى رسيد كه جناب آخوند
متهم شد كه نماز نمى خواند و هنگامى كه عربى بيابانى آمد و ديد
آخوند نماز مى خواند
با شگفتى گفت:
(مگر اين شيخ نماز هم مى خواند؟)
بعد گفت: (واللّه عده كثيرى آمدند و گفتند: هذا الشيخ لايصوم ولايصلى.)58
روشن است كه در چنين فضاى آلوده و مسمومى كه آخوند مى زيست
نائينى نيز وجود داشت و از دشنام و نيش زبان مخالفان و دشمنان در امان نبود
گرچه آخوند
سپر بلا و هدف آماج حمله ها بود; امّا حواريون و اصحاب او
مانند: نائينى
از تيررس اين حمله ها به دور نبودند:
با مرگ نابه هنگام و مشكوك آخوند خراسانى
به دار آويختن شيخ فضل اللّه نورى
ترور طباطبايى
نائينى در نوك پيكان مبارزه قرار گرفت و سير حوادث در ايران را زير نظر داشت. كشتن آزادگان
شكنجه و تبعيد مشروطه خواهان
مخدوش كردن چهره روحانيان
همه و همه از ديد تيز و واقع نگر نائينى به دور نبود.
وى
با ذهن باز و قدرت تحليل و تفكرى كه داشت
اوضاع و شرايط سياسى و اجتماعى را ارزيابى كرد و با بررسى راههاى اهم و مهم و در نظر گرفتن مصالح امت و مردم مسلمان
به اين نتيجه رسيد كه از دخالت در امور مشروطه خوددارى ورزد
تا بر كژرويها صحه گذارده نشود.
انگيزه اصلى دلسردى نائينى در مشروطيت
آن بود كه مى ديد
آنچه مقصود او و ديگر رهبران مذهبى بود
پياده نشد و آنچه هست
خلاف آن است كه مشروطه خواهان مذهبى و روحانيان مبارز و مجاهد مى خواستند. به تعبير وى:
(انگورى كه انتظار و اميد سركه بودن در آن منظور بود
يك باره شراب گرديد.)59
|