( 128
)
در اين زمنيه نيز نوآور و پيشتاز است و در بيرون آوردن احكام فقهى
از اين دو عنصر بسيار سود مى جويد.
وى
با نگرشى كلى به احكام اسلام
آنها را به دو بخش تقسيم مى كند:
1. احكام و كارهايى كه منصوص و غيردرخور دگرديسى اند
در هيچ زمان و مكان.
2. وظيفه ها و احكامى كه دليل روشنى ندارند و بسته به نظر فقيه است كه براساس مصلحت و زمان و مكان
حال آنها روشن سازد.
نائينى
بخش دوم قانونهاى اسلام را شايسته هماهنگ شدن با هر محيط و شرايطى مى داند و بر اين باور است كه در هر زمان و مكانى مى تواند آن روح كلى بر موارد و نمونه هاى جديد برابر گردد و درخور دگرگونى نيز هستند:
(چون دانستى قسم دوم از سياسات نوعيه در تحت ضابط و ميزان معيّنى غير مندرج و به اختلاف مصالح و مقتضيات مختلف
و از اين جهت در شريعت مطهره غيرمنصوص و به مشورت و ترجيح (من له ولاية النظر) موكول است. پس البته قوانين راجعه به اين قسم نظر به اختلاف مصالح و مقتضياتش به اختلاف اعصار
لامحاله مختلف و در معرض نسخ و تغيير است….
و از اين جا ظاهر شد قانون متكفل وظيفه نسخ و تغيير قوانين به اين قسم دوم مخصوص و چه قدر صحيح و لازم و بر طبق وظيفه حسبيّه است.)36
براساس همين اصل كلى
فروعى را در مسائل حكومتى و اجتماعى اسلام استخراج كرده است:
1. گذاردن قانونها و آيينهاى اجتماعى در هر زمان
برابر بخش دوم
مجاز است.
2. مشروع بودن رايزنى بامردم و پذيرفتن ديدگاه بسيارتر
بر همين اصل استوار است.
3. اجازه فقيه داراى شرايط
بسيارى از قانونها و آيينهاى عرفى و اجتماعى را مشروعيت مى دهد.
4. چه بسا قانونى و حكمى در درازاى زمان
به گستردگى و يا ناگستردگى دچار آيد.
در درازاى تاريخ حوزه ها
به نمونه هايى از اين گونه بينش و گرايش فقهى برمى خوريم كه فقيهى در يك موضوع در دوران بركنار بودن از قدرت
به گونه اى فتوا داده و در دوران حكومت
به گونه اى ديگر. از جمله به فتواهاى تحول آفرين و سرنوشت ساز امام خمينى مى توان اشاره كرد. وى در مسأله قيمت گذارى
دو فتوا دارد:
(لايجوز تثبيت سعر الأجناس و منع ملاكها عن البيع بالزيادة)37.
جايز نيست نرخ گذارى براى كالاهاى مردم و نيز جلوگيرى از گرانفروشى آنان.
اما همين موضوع را در فرض حاكم بودن اسلام و قدرتمند بودن فقيه
بدين گونه طرح مى كند:
(للأمام(ع) ووالى المسلمين ان يعمل ماهو صلاح المسلمين من تثبيت سعر او صنعةٍ او حصر تجارة او غيرها ما هو دخيل فى النظام وصلاح الجامعة.)38
امام معصوم(ع) و نيز سرپرست مسلمانان مى تواند براى حفظ نظام و مصلحت مردم و كشور اسلامى
اجناس صنايع و بازرگانى را قيمت گذارى كند و اين امرى است روا و شرعى.
شايد بتوان گفت: شكل حكومت و شيوه اداره جامعه نيز از گزاره هايى است كه زمان و مكان در آن نقش اساسى و بنيادى دارد. به همين جهت مى بينيم كه نائينى درزمان نهضت مشروطه
اصرارى بر حاكميت مطلقه فقيه ندارد و اجازه به سلطان را براى اداره نظام از سوى فقيه
در چهارچوب قانون اساسى
كافى مى داند و در مشروعيت دادن به
|