( 108
)
شيخ انصارى
درمباحث امارات و اصول عملى دانش اصول
با نوآوريهاى خود
دگرگونى ژرفى آفريد.
نائينى نيز
با به كمال رساندن انديشه هاى نو شيخ انصارى در اين بخش و ارائه ديدگاههاى جديد
بيش از پيش
به كار آمدى و ژرفاى اين مباحث افزود.
براى روشن شدن و شناخت جايگاه امارات و اصول
مقدمه اى بايسته مى نماد:
علم به چيزى
به معناى حجت بودن آن است. اين علم سه ويژگى دارد:
1. صفتى است نفسانى.
2. كاشف است از واقع.
3 . برانگيزاننده است براى عمل.
از آن جا كه در امارات واقع نمايى ناتمام است
اين مسأله مورد گفت وگوست كه جعل طرق و امارات چگونه است؟
به نظر نائينى
شارع
باحجّت قراردادن اماره
تتميم كشف كرده است.
توضيح: طرق و امارات در ارائه واقع و واقع نمايى
نقص دارند و گمان آورند; امّا دليلهايى كه قائم شده اند بر حجت بودن اماره نشانگر آنند كه شارع
امارات را به منزله علم قرار داده و بدين وسيله
كشف ناقص را تمام كرده و كمال بخشيده است.47
به عبارت ديگر: واقع نمايى
ذاتى علم است
لكن اماره
به كمك دليل حجت بودن و اعتبار
واقع نمايى دارد.
در حقيقت
اماره
علم تعبدى است كه تمام آثار علم بر آن بار مى شود.
بنابراين
اماره
بسان علم است
نه در ويژگى نخست (صفت نفسانى ذات اضافه) بلكه در ويژگى دوم
واقع نمايى.
از اين جا مى توان به فرق بين امارات و اصول
از ديدگاه نائينى اشاره كرد:
درمورد اصول
گرچه لزوم علم بر طبق آن
بسان قطع
حجّت است
امّا چون در موضوع اصول
شك نهفته است
هيچ گونه واقع نمايى در آن مطرح نيست
نه به گونه كامل و به گونه ناقص. تنها جرى عملى بر طبق آن از سوى شارع مجاز شمرده است.
|