( 155
)
كانون همه فضيلتها و ميراثهاى پيشينيان است. به هر بعد از ابعاد وجودش كه اشارت كنى
گوياترين نمونه را در عظمت خواهى يافت. نوشته هاى او در معقول و منقول
بر پهناورى
درياى انديشه او دلالت دارد و آنچه از اخلاق و فضائل او براى ما نقل شده
دليل پيشگامى او در سجاياى ارزشى است و به جز نفيسى اين مورخ قشرى
گهنه گرا
كسى در فضائل مقدس شك نمى كند و گويا
با اشاره به مكارم معنوى مقدس است كه شاعر سروده است.
ما شير شكاريم فضاى ملكوتيم
سيمرغ به دهشت نگرد بر مگس ما
و آن گاه
نفيسى انكار چه تصوفى را به مقدس عيب مى گيرد؟
اگر مقصود همان تصوف باطل است كه عقايد فاسدى را به همراه دارد
مانند اعتقاد به حلول و اعتقاد به وحدت وجود به معناى انحرافى آن و يا سر بر تافتن از بندگى خداوند با تحريف آيات قرآن با رأى خام خود
نه تنها اردبيلى كه همه علماى بزرگ از اين عقيده برى هستند و اين راه اشقياى گمراه است.
ولى اگر مراد از تصوف
عرفان و ذوق سليم باشد كه علماى پاكبازى چون شيخ بهايى و جمال الدين
احمدبن فهد حلى و گروهى بسيار از علماى پيش و پس از آنان
بر آن باورند
شيخ برتر است از اين كه با آن مخالف باشد
بلكه سزاوار است كه مقدس را از مشايخ طريقت و عارفان راه بشماريم و آنچه در كتاب حديقه هست
مى بايست در حق گروه منحرف صوفيه باشد.
ولى نفيسى
از كجا حق و باطل را در ميان تصوف و عرفان
مى شناسد و از كجا مى داند كه آنچه در نزد مقدس است
حق باشد يا باطل. خداوند به آنچه در سينه هاست
آگاه است.
نفيسى
بر زمين ناهموار و نامطمئن گام برمى دارد و در آنچه نمى داند
اظهار نظر مى كند.
خداى رحمت كناد آن كه جايگاه خود بشناسد و از مرتبه خود پا فرا ننهد.)29
|