( 119
)
اكثريت مردم گرگان نيز
شيعه بودند.18
مستوفى
درباره مردم گيلان و مازندران اطلاعى به دست نمى دهد
ولى از منابع ديگر
به دست مى آيد كه در آن مناطق
به جز شمارى اندك در شهر
همگان از شيعيان اماميه بوده اند.19
مستوفى
در خراسان تنها نام يكى از مناطقى كه شيعيان در آن بيشترين جمعيت را داشته اند نقل مى كند و آن بيهق است و شهر مهم آن سبزوار.20
به گفته نامبرده
در چند ناحيه كوههاى البرز
مانند: ديلم
طوالش
رودبار و… شيعيان اماميه و اسماعيليه بيشترين جمعيت را داشته اند.21
مستوفى درباره مذهب و باورهاى دينى برخى از نواحى
مانند: خوزستان
كرمان
و سيستان اطلاعى به دست نمى دهد.
پطروشفسكى پس از نقل گفتار مستوفى مى نويسد:
(مى توان حدس زد كه در بسيارى از جاها و بويژه نقاط روستايى نشين
افراد مردم باطناً شيعه بوده
ولى ظاهراً و رسماً تقّيه كرده خويشتن راسنّى معرّفى مى كرده اند.)22
همو
پس از آن كه پاره اى از شهرهايى را كه اهل تسنّن در آنها بيشترين جمعيت را داشته اند نام مى برد
مى نويسد:
(با اين وصف
رنگ عقيدتى نهضتهايى كه در عين حال عليه فاتحان مغول و بهره كش فئودالى بر پا شده بود
همانا تشيّع شمرده مى شد. حتى اگر فرض كنيم شيعيان در قرن هشتم و نهم هجرى
در اقلّيت بوده اند بايد اذعان كرد كه اين اقليّت
به هر تقدير مهمّ و فعال و از حسن توجه روستاييان و لايه هاى پايين شهرى برخوردار بوده است.)23
وى
پس از گفتار بالا
به چندين قيام و نهضت اشاره مى كند و نتيجه مى گيرد كه تشيع در قرنهاى هشتم و نهم
عقيده مشترك همه اين قيامها بوده است.24
از نوشته هاى تاريخ نويسان
داخلى و خارجى بر مى آيد كه شرايط مذهبى در ايران آن روز
به گونه اى بوده است كه بيشتر مردم
هوادار تشيع و آرمانهاى انقلابى آن
|