( 314
)
بى نياز نمى كند.
7 . غفلت و بى توجهى به امكانات حاضر و نقاط قوت موجود و نابودى آنها
مهلك ديگر است.
در اصل نفى كلى ناشى از افراط آدمى است
همان گونه كه اثبات كلى ناشى از تفريط است. هر مجموعه اى كه به دست بشر به وجود آمده آكنده از ضعفها و قوتهايى است كه بايد ضعفها شناخته و بر طرف گردند و قوتها حفظ و تقويت شوند.
چشم پوشى از امكانات و قوتهاى موجود و يا برخورد نابخردانه با آنها
در واقع اسراف و به هدر دادن آنهاست و چشم بستن به ضعفها و كاستيهاى آشكار و پنهان موجود
تنها معرف حماقت
يا تجاهل آدمى مى تواند باشد.
8 . مسأله ديگر غفلت و يا كم توجهى به لزوم حاكميت اصل اساسى تهذيب و تربيت اخلاقى نيروى حوزوى در مرحله گزينش
در مرحله ارتقاء مراحل و مدارج و در روشها
اصول و اهداف و يا در واگذارى و اعطاء پستها و مناصب و حقوق افراد است.
اصل فوق
اگر حاكم بر ذهن و ضمير دست اندركاران امر حوزه نباشد
در پايان راه
جز مجموعه اى از نيروهاى بى ثمر و بى اثر گرچه محقق و فاضل به بار نخواهد آورد و اين بحثى اساسى است كه ريشه در محوريت مفاهيم ايمان
تقوا
احسان و ساير مفاهيم متعالى انسان سازى در مكتب انبياء دارد كه لزومى به توضيح بيش از اين ندارد.
9 . نبود توجه كافى به لزوم ايجاد مكانيزم آشنايى با قرآن و وحى
سنت
سيره و ساير منابع معرفت دينى در مسير آموزش حوزوى است.
حوزه يك جامعه علمى آزاد نيست
بلكه يك جامعه علمى دينى آن هم مبتنى بر دين اسلام و مكتب حيات بخش تشيع است.
اين
بسيار محل تأسف است كه شخصى دوره آموزش حوزوى را طى كند
بدون اين كه آشنايى و انس كافى با وحى و ديگر منابع معرفت دينى يافته باشد.
علامه طباطبايى در تفسير الميزان مى نويسد:
(در حوزه امروز
طلبه مى تواند از ابتدا تا مرحله اجتهاد را پشت سر بگذارد
بدون آن كه نيازى
|