( 280
)
را به كمال داشت و همگان را تحت تأثير دانش گسترده خويش قرار داده بود. ابوالعلاء معرى
پس از ملاقاتى كه با سيّد دارد به معره بر مى گردد
از وى درباره سيّد مى پرسند
در پاسخ مى سرايد:
يا سائلى عنه لما جئت تسئله
الا وهو الرجل العارى من العار
لوجئته لرأيت الناس فى رجل
والدهر فى ساعة والارض فى دار29
اى كسى كه آمده اى كه درباره سيّد مرتضى از من پرسش كنى!
بدان! كه او از هر عيبى برى است.
اگر او را ببينى
خواهى ديد كه وجود همه مردم
در مردى جمع شده
و روزگار در يك ساعت متمركز گرديده و جهان در يك خانه قرار گرفته است.
سيد مرتضى
در برهه اى به ميدان هماوردى پا گذارده بود
كه صخره هاى بسيارى در ميان شيعه عمود ايستاده بودند و وى مى توانست بر آنها تكيه كند و بر آنها چنگ زند و بر قلّه فرا رود.
او
با دانش قوى و عقل پخته خويش و پشتوانه هاى محكم
آثار ماندگار در كلام آفريد:
1 . انقاذ البشر من الجبر والقدر 2 . تنزيه الانبياء 3. الاصول الاعتقاديه 4 . الفصول المختاره 5. الولاية عن الجائره 6 . المقنع فى الغيبة 7. الاحكام اهل الآخره 8. الشافى فى الامامه.
برخلاف سخن كوتاه انديشان و پندارگرايان كه وى را مايل اعتزال دانسته اند30
وى
هم در شافى
كه نقدى است عالمانه بر آراى قاضى عبدالجبار معتزلى در كتاب المغنى
هم در مناظرات گوناگون
تلاش بسيار ورزيد تا مرز ميان اعتزال و شيعه را جدا سازد و به موارد اختلاف و اتفاق اشاره كند.
سيّد
از آن جا كه به لغت
نحو
بلاغت و به طور كلى دانشهاى عربى تبحر تام داشت
توانست از اين دانشها در راه پيش بردن انديشه كلامى خود
بسيار زيبا و بهنگام
سود ببرد و در تفسير و تأويل آيات و احاديث
آن دانشها را به كمك گيرد و به انديشه خود شفافيت دهد.
سيّد
اديب بود; از اين روى در تبيين آرا و ديدگاههاى خود
از ادبيات سود مى جست و انديشه هاى كلامى خويش را براى آن كه در دلها راه يابند و از حالت
|