( 97
)
قوانين و ضوابط محصور گردد
كارآيى آن از لحاظ كيفى تنزل خواهد كرد.
در پاسخ اين گروه
بايد گفت:
نخست اين كه: ساماندهى و برنامه ريزى در حوزه غير از آن چيزى است كه در دانشگاهها و ساير نهادها مطرح است. در هر جا
به تناسب خود آن جا برنامه ريزى مى شود.
برنامه ريزى در حوزه را نبايد با تشكيلات ادارى سازمانها سنجيد و قضاوت كرد كه به جاى ارتقاى كارى
به بوركراسى و كاغذبازى و وقت گذرانى دچار خواهيم شد.
دوّم اين كه: با اين كه رشته هاى مشتركى چون: ادبيات
فقه
اصول
تفسير
حديث
رجال
تاريخ و فلسفه در هر دو حوزه فرهنگى مطرح است
ولى هدف و رسالت آن دو يكسان نيست.
هر كدام را بايد با هدف و رسالت خود سنجيد. اگر ما هدف دانشگاه را مورد بررسى قرار دهيم
خواهيم ديد كه چندان هم از نتايج مورد انتظارش دور نبوده است. برخلاف حوزه كه اگر هدف حوزه در نظر گرفته شود و با وضع موجود مقايسه شود
فاصله زيادى ميان بايدها و هستها مشاهده خواهد شد.
سوم اين كه: با گذرى بر زندگى كسانى كه در حوزه از رشد عالى برخوردار شده اند مى بينيم آنان در سايه نظم و برنامه دقيق شخصى به اين درجه از موفقيّت رسيده اند.
بنابراين
اگر حوزه ها داراى نظم و برنامه درستى گردند
نه تنها از بازدهى آن
نمى كاهد كه بازدهى آن را افزايش نيز خواهد داد.
معتقدان به اين ديدگاه
اگر از ناهنجاريهايى كه در سايه بى نظمى و بى برنامه اى به بار آمده و به بار مى آيد آگاهى داشتند
همچنين اگر از انتظاراتى كه از حوزه مى رود و نيازهايى كه تنها حوزه بايد پاسخ گو باشد و… آگاهى كاملى داشتند
چنين سخنانى را مطرح نمى كردند.
اينك بر روشن بينان و آگاهان حوزه است كه اين رسالت مهم را به دوش كشند و به آگاهاندن آنان و پيروان آنان
بپردازند و مبارزه فرهنگى دقيق و به دور از هياهويى عليه اين پندار داشته باشند
تا
|