( 137
)
فراخوانمشان
پاسخ مثبت نگويند! اى پدرمردگان! براى يارى پروردگارتان از چه رو درنگ داريد! آيا دين و آئينى نداريد كه شما را گرد هم متّحد و يكدل سازد! آيا حميّت و غيرتى در شما نيست كه شما را به خود آورد و تكان دهد!
هوادارى و حمايت يا وابستگى و انقياد
هر حكومت و حاكميّتى به اقتضاى طبيعت و ماهيّتش
انتظار دارد كه مردم و طيفهاى مختلف اجتماعى از او حمايت كنند و در مقابل او نايستند.
اين انتظار
هم ازسوى حاكمان الهى و دينى ابراز مى شود و هم از جانب مستكبران و فرمانروايان مستبد و غيرالهى دنبال مى گردد.
چه بايد كرد؟ آيا به طور مطلق بايد از حاكميّتها هوادارى و حمايت كرد
يا به طور مطلق بايد بدبين بود و گريزان و درستيز!
بديهى است كه هيچ يك از دو شيوه درست نيست. بايد انديشيد و حق و باطل را از يكديگر تمييز داد
حكومت صالح و حكومت ناصالح را از هم متمايز ساخت و به حكم عقل و شريعت
يار و هوادار حكومت حق بود و در ستيز با سلطه باطل.
اين نكته اى است بديهى و بى نياز از اثبات. آنچه در اين زمينه باريك و تأمّل برانگيز مى نمايد دو نكته است:
الف . ملاك صالح بودن و نبودن حكومت چيست؟
ب . بر فرض صالح بودن حكومت
وظيفه حوزه هاى دينى و نظام روحانيّت هوادارى وتأييد است يا تسليم مطلق و بى قيد و شرط و وابستگى كامل؟
امّا نكتّه نخست
على رغم روشنى نخستين آن
وقتى در دستگاه انديشه و آرزوهاى آدمى جاى مى گيرد
مسأله اى بس پيچيده را رقم مى زند.
بلى حكومت صالح آن است كه مرد مدار و حق شناس و عدالت پيشه باشد
به ضعيفان رسيدگى كند
حق مظلوم از ظالم ستاند
شريعت را بشناسد و جارى سازد
از انديشه وران و انديشه هاى آزاد مردان سود برد و مدد گيرد و…
اينها هم روشن! امّا اين ملاكها وقتى در ذهن افراد قرار مى گيرد و در معرض
|