( 39
)
طورى كه به تدريس صرف و نحو پرداختم. پس از گذر از اين مرحله
به فراگيرى معالم و شرح لمعه پرداختم. استادان من در اين مرحله
آقايان: حاج امين الاسلام و آقا ميرزا محمد ابراهيم امام جمعه
كه از تحصيل كردگان نجف اشرف بود
بودند.
بيشتر لمعه و مقدارى از مطول را نزد امام خواندم.
پس از به پايان رساندن دو جلد لمعه
به شهرستان تبريز رفتم. تبريز
در آن دوران
دارالعلم بود. در مدرسه صادقيه
حجره اى گرفتم
و به درس و بحث پرداختم.
روزگار بسيار خوبى بود: حوزه پررونق
علما در كار تربيت طلاب جدّى و طلاب پرتلاش. بنده هم
توفيق يافتم از محضر علماى بزرگ حوزه تبريز استفاده برم. ولى متأسفانه طولى نكشيد كه همه چيز تغيير كرد. رضاخان
اقدام به تغيير لباس روحانيت كرد و طلاب را واداشت كه به خدمت سربازى بروند. علماى تبريز
اعتراض كردند و مردم به پشتيبانى آنان برخاستند و تظاهرات عظيمى بر پا شد.
اين حركت سبب گرديد رژيم
علما را دستگير و تبعيد كند
پس از آن كه علماى بزرگ تبريز تبعيد شدند
طلاب متفرق شدند و من
به اهر بازگشتم. مدتى در اهر از خدمت امام جمعه استفاده كردم
سپس پدرم مرا به قم فرستاد.
حوزه: در چه تاريخى وارد حوزه قم شديد و در آن حوزه
از محضر چه بزرگانى بهره برده ايد.
* در تاريخ 1350 هجرى قمرى
وارد حوزه علميه قم شدم. در آن زمان
حوزه قم
به دست با كفايت مرحوم حاج شيخ عبدالكريم حائرى
اداره مى شد.
در آن حوزه
قسمتى از قوانين را كه نخوانده بودم
در محضر مرحوم شيخ على اصغر كرمانى فرا گرفتم و رسائل و مكاسب و دوجلد كفايه را خدمت مرحوم آقا ميرزا محمد همدانى
اعلى اللّه مقامه
خواندم.
خلاصه
در مدت پنج سال
با جديّت
سطح را تمام كردم
آن گاه در دروس مرحوم حاج شيخ عبدالكريم
قدس سره الشريف
شركت جستم. يك سال و نيم
|