( 11
)
على رغم كسانى كه سعى كردند صفويه را ضد شيعه و اسلام و مفاهيم و ارزشهاى دينى معرفى كنند
سلاطين صفويه با همه بديهايى كه در جانب حكومت و شخصيتهاى خودشان داشتند
حركتهاى بزرگِ ماندگار و فراموش نشدنيى انجام دادند كه يكى از آنها گسترش
حوزه هاى علمى شيعه است كه در آن وقت
حوزه علميه اصفهان و خراسان و قم و نجف و بقيه مناطق
به بركت آنها آباد شد و اگر كسى وارد مطالعه بشود
شگفتيهاى عظيمى را خواهد ديد. اگر شما تا قبل از دوران صفويه
فقهاى شيعه را نگاه كنيد
تعداد ايرانيها انگشت شمار است; امّا بعد از صفويه هر كدام از بزرگان علما را كه نگاه كنيد
شايد 90% آنان
فقهاى ايرانى هستند.
بعد از اين دوره
اوج حوزه نجف و كربلا و حضور تلامذه مرحوم وحيد بهبهانى و سپس شيخ و صاحب جواهر و تلامذه اين بزرگواران تا دوره اخير است. بعد مركزيّت عظماى حوزه فقاهت به وسيله مرحوم آية اللّه حائرى و بعد مرحوم آية اللّه بروجردى باز به قم منتقل مى شود و تا امروز ادامه دارد. اين حوزه
محصول اين سير تاريخى و نتيجه و مستحصل و زبده گُزين همه اين حركت عظيم علمى است كه با مهاجرت و تحقيق و علم
همراه بوده است و امروز در اختيار شماست.
حوزه هاى علميه
موضوع يك بحث تاريخى و علميِ بسيار مهمى است كه بجاست كسانى از فضلاى حوزه و بزرگانى از اهل نظر
به اين مسأله به شكل متقن و محقّقانه بپردازند و مى بينم بحمداللّه به اين مسائل پرداخته مى شود.
ما امروز در قبال چنين حوزه اى
كه ميراث دوازده قرن است
وظيفه داريم. من به سه وظيفه در كنار هم اشاره مى كنم كه اينها از بديهيّات است و استدلال و بحث نمى خواهد:
اوّل: حفظ.
دوّم: ترميم.
سوّم: بالندگى و رشد دادن و تنميه و پيش بردن حوزه علميه.
حفظِ حوزه
بحمداللّه حاصل است و نسبت به گذشته
كمّاً و كيفاً افزايش پيدا كرده است. فى الجمله
در اين
جاى ترديد نيست; ليكن ترميم قدرى دقيق تر و سخت تر است و از آن سخت تر
بالندگى و رشد دادن و پيش بردن است. كفايت نمى كند كه شما فقط ميراث گذشتگان را نگه داريد و به آيندگان تحويل بدهيد; چون نفس توقّف در چنين قضيه اى عقبگرد است.
ترميم يعنى چه؟ يعنى پس از ثلمه حاصل از فقدانها
حوزه عناصرى را تربيت كند تا موجودى فعلى
جايگزين آنها باشد و نيز پس از اندراسِ مفاهيم منسوخ
مفاهيمى بيافريند
|