( 6
)
در اين بخش به برخى عناصر زير ساخت
اصولى
مبانى و مبادى اشارت كرده
پرتوى از تفكّر و انديشه اى را كه در پس صحيفه حوزويان به ذهن مى زند
مى آوريم:
1 . دين براى اداره جهان
بهسازى زندگى بشر
ساختن جامعه اى همسو با فطرت انسان ها و شكوفايى استعدادها و برانگيختن دفينه هاى انديشه و خرد بشر آمده است.
2 . انسان اسلام
تك ساختى نيست. نديدن دنيا به عنوان مزرعه آخرت و تجارتگاهى براى آن دنيا و چشم بستن به واقعيتهاى اين جهانى
به همان اندازه انحراف است كه غفلت از آخرت و شيفتگى به اين دنيا.
انسان اسلام
با راهنمايى وحى
ابزار علم و شناخت و مركب ايمان و تقوا
از همين خاكستان به لقاى اللّه عروج مى كند و در همه كارها و برنامه هايش حضور در پيشگاه الهى را بسان قيامت مى بيند.
3 . دين اسلام
بويژه شريعت كامل و جامع آن
در هر زمانى طرحى مناسب براى اداره جوامع و پاسخى در خور براى نيازهاى فكرى معنوى و تربيتى بشر دارد.
4 . شريعت را اصولى است جاودان كه معيار هر تحول و پويايى در درون و مجموعه زيرين آن اصول است.
5 . دين شناسى كارى تخصصّى
زمان پر و نيرو گير است
بايد مراكزى و در هر دوره
كار خود را وقف تربيت اسلام شناسانى در عرصه هاى گوناگون دينى كنند و در هر عصرى عناصرى مناسب با رسالت و هدفهاى دين و پاسخ دهنده به نياز نسل و عصر
بسازند.
6 . چنين مراكزى در درازاى تاريخ
نام (حوزه هاى علوم دينى) به خود گرفته و ميراثى چشم نواز در جهاد علمى و عملى به يادگار نهاده اند.
7 . حوزه ها
دستگاه توليد فكر دينى
با زبان قوم خويش و كارخانه تربيت عالمانى ربّانى و زمان شناس اند.
8 . حوزه هاى علوم دينى
عالمان و حكيمانى بزرگ در ميدانهاى گوناگون دانش در طول تاريخ به جامعه بشر ارزانى كرده
آنان نيز با همه تنگناهاى شديد
رسالت خود را نيك به فرجام رساندند.
9 . حوزه هاى كنونى ميراث دار دانش
تلاش علمى
افكار و اجتهاد عالمان سلف هستند. پاسدارى اين ميراث
به بهره ورى از روشهاى و سيرت انديشيدن و روش اجتهادى آنان است
نه زندانى
|