( 106
)
وحشتى ندارد. گويا حضرت از تنهايى وحشت داشته
اين سى تن همراه و مونس
سبب شده اند كه حضرت وحشتى نداشته باشد!
علامه مجلسى
معناى ديگر نيز ذكر كرده:
(دوستداران حضرت
به خاطر انس با يكديگر
دچار وحشت نمى شوند.)
3. معمولاً شارحان كافى
اين حديث را مربوط به دوران غيبت صغرى دانسته اند كه مكان حضرت
شهر مدينه بوده است.
علامه مجلسى
در مرآة العقول
در شرح اين حديث
ظاهراً آن را مخصوص غيبت كبرى دانسته و از قول به غيبت صغرى
با عنوان (قيل) ياد كرده است159.
در شرح حديث بعدى
اشاره مى كند كه اين حديث مربوط به دوران غيبت كبرى است و اين سى تن را از خواص و موالى و خدمتگزاران حضرت مى داند160.
ملاصالح مازندرانى نيز
غيبت را غيبت كبرى مى داند و چنين استدلال مى كند:
(لانه يعتزل فيها الناس جميعاً161.)
زيرا در آن غيبت
از تمام مردم كناره گيرى مى كند.
اصل توجيه ملاصالح با بحث و زمان ما منافاتى ندارد
زيرا وى در دوران غيبت كبرى
معتقد است تمام مردم به حضرت دسترسى ندارند و تنها خدمتگزاران حضرت
ايشان را مى بينند. ولى با توجه به اين كه در حديث
جايگاه امام مدينه معرفى شده است
با غيبت صغرى
مناسبت تر مى نمايد. فيض كاشانى حديث را مربوط به غيبت صغرى دانسته و در شرح آن مى نويسد:
(ومعه ثلاثون من شيعته يأنس بعضهم ببعض فلاوحشة لهم كأنه أشاد بذلك الى غيبة القصيرة فان فى الطويلة ليس لشيعته إليه سبيل162.)
همراه حضرت
سى تن از شيعيان وى وجود دارند كه با هم انس گرفته و وحشتى ندارند. گويا اين حديث دوران غيبت كوتاه را بيان مى كند; زيرا در غيبت كبرى
شيعيان حضرت
به وى دسترسى ندارند.
آن گونه كه در كلام فيض و ملاصالح آمده
اگر غيبت كبرى مراد باشد
مراد از
|