( 351
)
نيست، بلكه مىتوانند گاو، شتر و يا بز را نيز قربانى كنند.
ثالثاً، حج گزار، بايد آن را در يوم النحر(عيد قربان) قربانى كند، نه در ايّام النحر. مرحوم صاحب جواهر، در اين مورد، قول مخالفى نيافته است.(20)
رابعاً، زمان قربانى كردن، تنها ظهر نيست.
خامساً، حاجيان آن را در منى بايد قربانى كنند، نه در مكه.
.18 اعارت:
«آن تمليك بلا عوض مالى است.»
عاريه دادن، تمليك مال نيست، بلكه به وسيله عاريه، شخص عاريه گيرنده اجازه تصرف در مال در مال را پدا مىكند.
حضرت امام، در تحرير الوسيله، عاريه را اين گونه تعريف مىكند:
«هى التسليط على العين للانتفاع بها على جهة التبرع او هى عقد ثمرته ذلك او ثمرته التبرع بالمنفعة.»(21)
عاريه، عبارت است از مسلط ساختن ديگرى بر عين مالى، تا بدون عوض، از آن استفاده كند. يا عاريه عقدى است كه چنين ثمرهاى دارد، يا نتيجه آن سود بدون عوض است.
تعريفى كه در كتاب مورد بحث آمده، در حقيقت تعريف عطيه است نه عاريه.
.19 افطار:
«خوردن و موقع افطار روزه رمضان كه مىتوان از روزه خارج شد كه وقت غروب يا مغرب است.»
ظاهراً دو معنى براى«افطار» شده است: يكى به معناى خوردن روزه، ديگر، زمان باز كردن روزه كه همان مغرب باشد.
اولاً، افطار به معنى باز كردن روزه است، به هر وسيله كه باشد: به خوردن، يا جماع، يا فرو بردن سر در آب و يا.... نه خصوص خوردن.
از اين روى، به تمام مواردى كه سبب شكسته شدن روزه مىشود و بايد از آنها در طول روزه اجتناب كرد«مفطر» گفته مىشود.
ثانياً، اصطلاحاً در فقه به زمان باز كردن روزه، يعنى مغرب،«افطار» گفته نمىشود. ظاهراً چنين توضيحى از «افطار» از سخنان مردم عوام فارسى زبان
|